گفتگو با اولین دانشجوی مجازی ایذه راه یافته به دانشگاه توسعه فن آوری و تحقیقات بین الملل

اسفند ۱۸م, ۱۳۸۸

گفتگو با اولین دانشجوی مجازی ایذه راه یافته به دانشگاه توسعه فن آوری و تحقیقات بین الملل

سیدمحمدجواد پردستان درگفتگوباخبرنگاران محلی خوزستان اظهار داشت : از سال ۱۳۷۹ بارهنمودهای اساتید ارجمندم همچون مهندس خلیق-مهندس رضاعطشان-مهندس نامدارپور ودوست عزیزم مصطفی کیانی به یادگیری دانش کامپیوتر روی آوردم تا اینکه در سالهای ۸۷و۸۸ با دیگر مربی مهربان ودلسوزی بنام مهندس معین زاده مدیر شهروند الکترونیک خوزستان آشنا شدم واقدام به ثبت نام در مقطع دانشپذیری در این دانشگاه مجازی نمودم استاد معین زاده در طول این مدت مثل یک برادر تنی زاد مرا راهنمایی و هدایت می کرد که رهنمود های این عزیزان با لطف خدا و دعای نیک مردم موثر واقع شد . و من در رشته m.i.t پذیرفته شدم. وی در مورد چگونگی راهیابی به دانشگاه بین الملل در رشته ی w.c.f جهان می گوید: مهرماه سال جاری در یاهو مشغول چت کردن و تحقیق در مورد کامپیوتر بودم که پیام با مضمون «اگر خواهان ارتقاع دانش کامپیوتر خود هستید به این سایت مراجعه کنید.» برایم ارسال شد. به آن سایت مراجعه کردم و ثبت نام نمودم پس از ده روز بصورت مجازی از بنده آزمون بعمل آمد و سوالات از همان کتابی بود که به زبان انگلیسی دانلود کرده بودم . آبان از طریق یک تلفن که خط تهران بود به من اطلاع داده شد که در رشته ی w.c.f قبول شدم . و مدارک لازم را به آدرس آنها ارسال کردم . در آذر ماه ازطریق وزارت علوم تلفنی به من تبریک گفته شد که بورسیه پذیرفته شدم. من موضوع را از طریق استاد معین زاده پیگیری کردم که ایشان نیز تایید وتاکید کرد حتماٌ ادامه بدهم .دیگه با راهنمایی های استاد معین زاده و دیگر دوستان مصمم شدم و در آزمون های بعدی نیز موفق به کسب نمرات لازم شدم. پردستان می گوید : دانشگاه های ایران این رشته را فعلاٌ ندارند و ما اولین گروه سی نفره ی ایرانی هستیم که از طریق بورسیه وزارت علوم جهت کسب این علم به دانشگاه های فرانسه و انگلیس اعزام می شویم .

WCFچیست؟WCF یک مدل واحد و یکپارچه برای برنامه نویسی خدمات ساختمانی گرا برنامه های کاربردی است. وی با توجه به برگزاری برخی همایش ها در زمینه این رشته و دیگر رشته های مرتبط گفت: اگر بخواهیم تا مقطع دکترا این رشته را پیگیری کنیم باید چهار سال بصورت حضوری در دانشگاههای فرانسه و انگلیس حضور داشته باشیم و چهارسال نیز بصورت غیر حضوری می باشد. و دانشجو باید خودش تلاش نماید نمرات لازم را در دوره های مقدماتی و پیشرفته و تخصصی کسب نماید .تا آنجا که من اطلاع دارم ۴۸۰۰ ساعتاز این کلاسها به یادگیری زبان برنامه نویسی و سی شاپ و طراحی ،مباحث شبکه و امنیت شبکه ،نرم افزاری معماری پیشرفته،زبان e پیشرفته اختصاص دارد. لذا این اطلاعات ما را مصمم تر می سازد تا چگونه از پس این همه راه ناهموار علمی برآییم . واقعاٌ وقتی که به بنده اعلام شد در این رشته با این شرایط پذیرفته شدم خودم و اساتیدم شوکه شدیم . وقتی که تست های هوش از بنده بعمل آمد ودر آزمون های بعدی موفق تر نشان دادم همه امیدوار شدیم . تا اینکه به بنده روز شنبه گذشته خبر دادند از میان ۸میلیون دانشجو در جهان نفر ۲۷ شدم. از طرفی دیگر افسوس می خورم در آموزشگاه بیتانت که بنده مشغول یادگیری علم کامپیوتر بودم همیشه کمترین نمره را بین دوستان داشتم . این خود یک معضل عمومی در جامعه ی ماست که باید مسئولین فکری جدی بحال هدر رفت استعدادها بکنند. من به این استعداد خدادادی خود ایمان داشتم ولی هیچگاه بستر برایم فراهم نبود اینک که از این طریق توانمندی خویش را ثابت کردم با مشکلات و تنگ نظری های دیگری روبرو هستم بعنوان مثال : بانک ملی برای یک میلیون تومان وام که قرار بود بلاعوض باشد چهارمیلیون وسیصدهزارتومان برای ضمانت کنندگان من اجراییه ی کشید و دومیلیون تومان از خودم گرفته است. صندوق بیمه اجتماعی روستاییان وعشایر خوزستان با راه اندازی شایعاتی سه هزار بیمه شده را در سطح شهرستان ایذه علیه بنده تحریک کرده است درصورتیکه بنده ۲۸/۹/۱۳۸۷ مدیریت آن صندوق را به هفت دهیار واگذار کردم . و چهارده برگه تسویه حساب و پرینت بانکی از ایذه و اهواز و تهران و وزارت رفاه وتامین اتماعی کشور دارم. که تمام مدارک و حق عضویت بیمه شدگان و ذالک را بدون عیب ونقص تحویل دادم. و از آن تاریخ هیچگونه مسئولیتی در قبال بیمه شدگان نداشته وندارم. حال انکه دفتر مقام معظم رهبری و معاونت وزارت رفاه و تامین اجتماعی ،کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی وتمام نمایندگان مردم خوزستان درمجلس شورای اسلامی برابر اسناد موجود اطلاع کافی دارند که بنده و ده کارگزار موفق دیگرخوزستان در اعتراض به تضیع حقوق بیمه شدگان استیفا کردیم . و من در مقابل چشمان معاونت نظارت وزارت رفاه وتامین اجتماعی «حکم مدیرعامل صندوق مبنی بر انتصاب بنده بعنوان مدیر کل ،کل شهرستانهای کشور را » پاره کردم و گفتم: اگر میخواهید در برابر ملت و خدای ملت در دنیا و آخرت روسفید باشید و عزت حسینی پیدا کنید «نیت خود را خدایی کنید». آنها در صدد کوتای بیمه ای در سطح کشور بودند بنده و دوستانم در مقابل آنها ایستادیم وحقوق ملت را طلب کردیم .آنها برابر اسنادموجود در تامین هزینه های خرید بمب و بمب گذاری های خوزستان بطور مستقیم دخالت داشتند. بنده بعنوان سرباز روح الله –بعنوان همسنگر شهیدان خرازی و حاج نویدی و احمدکاظمی – از همه ی کسانی که در برابر این موضوع، دانسته سکوت کرده اند و کرنش نشان داده اند گلایه مند هستم. از آقایان محسن رضایی و علی شمخانی، بعنوان یک جا مانده ی قافله ی شهدا میخواهم با چوب قانون این شیادان را از صندلی های اداری خوزستان بیرون کنند. ما بیش از ۵۰هزار بیمه شده ی روستایی و عشایری سرگردان داریم. ما درخوزستان ۵هزار بیمه شده ی واجد شرایط ازکارافتادگی بلاتکلیف  داریم . هفتصد بیمه شده ی متوفی در خوزستان از سال ۸۵-۸۶-۸۷ داریم که هنوز مستمری آنها بدست خانواده هایشان نرسیده است. نمایندگان همانگونه که درمقابل مدرک مرحوم کردان ایستادگی کردند چرا در برابر مدارک صد در صد جعلی مسئولین صندوق بیمه روستاییان وعشایر ایستادگی نکردند. من در آخرت بعنوان فردی مطلع همین سوال را از همه ی کسانیکه شنیدند و مدارک جعلی را دیدند و کور شدند در مقابل اجدادم از آنها خواهم داشت. چرا وقتیکه بخشی از ساختمان صندوق بیمه اجتماعی روستاییان وعشایر در روزهای بیستم تا بیست سوم خردادسالجاری واقع در میدان هفتم تیر-خیابان بهارشیراز در اختیارنیروهای خاص برای قطعه قطعه کردن مردم تهران قرار گرفت بانگ مرغی برنخاست. مابقی دانسته هایم را در کنار پهلوی شکسته حضرت زهرا(س) خواهم گفت. وازتمامی کسانی که این واقعیات وحقایق را به نسل ها منتقل می کنند ممنون سپاسگزارم.

گروهی درصدد حذف بختیاری از نقشه ی ایران هستند.

اسفند ۱۸م, ۱۳۸۸

گروهی درصدد حذف بختیاری از نقشه ی ایران هستند.

سید محمد جواد پردستان

۱- ایذه وغصه های کارون

کولبارسفرم این بارانباشته ازیافته های شخصی ام نیست بلکه غصه های میزبان نیز برآن سنگینی می کند مهاجران محدوده سد کارون (۳)ایذه هم اکنون پارا از رکاب ۹۷روستا باجمعیتی بالغ ۱۶هزارنفر فراتر گذاشته اند آنها باغصه های تلخ مهاجرت وداع با زادگاه ومهاجرت درحواشی ایذه و…سواربر وانت های غربت سرانجام صبور وخوشرو سفره دل بازمی کنندوغصه ها را مثل امانت به ماکه مهمان امروز آنها هستیم می سپارند.بدان امیدکه امانت رابه مقصد برسانیم ومابرای تحویل امانت به ایستگاه مطبوعات و چشمان زرین شما پناه آورده ایم تاازسنگینی بارمسؤلیت بکاهیم .اندوهنامه های آنها دربین مردم ایذه همچون وصیت شیخ احمد دست بدست می شود شاید درآینده بتوان ازآنها به عنوان سفرنامه های کوتاه که مهاجران محدوده سد کارون ۳برای دل خویش نوشته اند استفاده نمود کما اینکه این اندوهنامه بیش ازآنکه سفر نامه باشند پاسخی رسا هستند به دفتری ازخواسته های قانونی ومعقول میزبانان دیروز درمحدوده سدکارون ۳ که هم اینک ازفرط بی بضاعتی ومحرومیت نمی توانند دربرابر یک مهمان ناخوانده وناشناخته خاموش بمانند ونمی توانند ازبد حوادث وکم لطفی مسؤلان تلخکامی های سفر بی بازگشت ومهاجرت خود را انکار کنند.

نسل اول این گروه مهاجردرسال ۱۳۷۰ جاکن(جابجا) شد وتن به حاشیه نشینی درسهرها داد .

نسل دوم :خواسته هایش پیچیده ونامشخص نبودوغالبا با واژۀ میخواهیم کاربیاموزیم «برزبانها جاری شد وبه کمترین دستمزد رضایت دادند .اگرچه بیشترین تلاش رادرمحل کار داشتند.این نسل درنهیب انفجار وغبار تونل های سدکارون۳، جوانی هدیه کردند ودراین واپسین روزها ی عمر هوای آلوده به هرآنچه درتونلها رخ می داد ازریه بازدم می کنند ودراوج گرفتاری تنها تکیه گاهشان همان عصای است که ازچوب بلوط اجدادی برایشان به یادگار مانده است .

نسل سوم :که سرشار ازاستعداد شگفت انگیز است همچون امواج شکسته کارون برای پیمودن مدارج درخشان تحصیل وحرفه وفن درصد قابل توجهی ازقبولی های ورود به دانشگاهها رابه خود اختصاص داده اند .اما ازهیچگونه بورس تحصیلی مورد حمایت قرار نگرفته اند آنقدر تخریب شده اند که بازار کارهم میلی به بلعیدن آنها ندارد.

نسل چهارم :از شروع آبگیری سدکارون (۳) باکوچ اجباری روبرو شد وهم اینک ازفروبی بضاعتی به سیاه چادر پناه آورده است.و در این فصل خرمی وطراوت به غارت اموال هرآنچه از دل طبیعت و کوهسارهمچونقارچ-کرفس-ریواس- اندش – و… می روید دل سپرده است. اما کارون همچنان می رود وروشنی به دیگران می بخشد وگاهی با تبانی خشم طبیعت تعدادی از سیاه چادرها و انسانهای سیاه چادر نشین را در خود می بلعد.

تمام مردم ومسئولین شهرستان ایذه دل بدین خوش کرده بودند که اگر کارون ۳ چند نسل از آنها را درخود بلعید باکسب تجارب وانداخته های خود کارون ۲ بفریاد آنها برمی خیزد ؛ اما دریغ از رسیدن به چنین آرزویی.

سرانجام به تشویق کارشناسان و مسئولین محلی عده ای ازکسانی که انداخته ای اجدادی در کیسه داشتند با سرمایه های اندک بجنگ محرومیت زدایی رفتند که این نیز بر غصه های آنان بدین گونه بیفزود.

۲-گزارشی از سقوط تولیدات ایذه

سرزمین بختیاری بدلیل وجودکوهستانهای سربه فلک کشیده درگسترۀ جغرافیایی آن،نعمت های فراوانی است که ازپرتواین نعمت ها،همواره خوان گسترده ای برای دیگرهم وطنان است وضرب المثل چهارشنبه را می ماند که در گویش بختیاری می گویند :سرحی تو سی مو و زردی موسی تو.(سرخی وروشنایی شما برای من و خزان و غم وغصه های من برای شما) وازره آورداین مواحب است که مردم این دیاراین همه بخشش ،وسعت نظر،میهمان نواز،سلحشوری واخلاص را درذات خودمتجلی می نمایند .برای نمونه ،بخشی ازسرچشمۀ آب شرب این سرزمین ومرودشت به سمت اصفهان ،کرمان،یزد انتقال داده شد وباقی مانده اش نیزازطریق سد کوهرنگ به اصفهان انتقال داده می شود .وسرچشمۀ رود دز هم با احداث سد قم، رودبه طرف قم انتقال داده خواهد شد.میهمان نوازی وبخشندگی بالاتر ازاین ؛همچنین مردمانش درطول تاریخ حافظ مرزوبوم وشریف وناموس ودین وکیان ایران بوده،هستند وخواهند بود. یکی ازاین مناطق پهناوربختیاری ،شهرستان کهن ایذه یا همان دروازه تمدنهاست.این شهرستان براساس سرشماری سال ۱۳۸۵ تعداد۱۹۵۰۱۸ نفردرآن سکونت دارد.این جمعیت دردونقطۀ شهری ،سه بخش وده دهستان تمرکزیافته اند.شرایط بکروآب وهوای معتدل سبب گردید تا این شهرستان درزمینه های کشاورزی،دامداری،پرورش طیور،مرغ گوشتی،گاومیش،گاوشیری،اصللاح نژاد گوسفند لری،پروار، شیر، گوساله، مجتمع ها ی گل خانه ای …استعدادهای بالقوۀ خود را به فعل تبدیل نمایند. درهمین راستا،به منظورتأمین بخشی ازنیازهای منطقه وهم چنین صدورتولیدات به دیگر شهرستانها ، تعدادی ازمتقاضیان بومی اقدام به احداث واحدهای مرغ گوشتی نمایند که زمانی به سی وشش واحدرسیده بودند،همچنین عده ای اقدام به سرمایه گذاری درزمینۀ مجتمع های گل خانه ای کردند،وبعضی هم اقدام به احداث واحدهای پرورش گوساله ،گاو شیری،پرورش گوسفند اصیل لری و…نمودند.پس ازمدتها دوندگی وتلاش شبانه روزی مردم ومسئولین محلی،بعضی به تولیدرسیدند پس ازچندسال کاروتلاش ،به دلیل عدم حمایت های لازم، درنیمۀ راه کمرشان زیربارهزینه های سرسام آور خم گشت . واکنون ازسی وشش واحدتولید مرغ گوشتی جزتعدادی ناچیز ، بقیه ورشکسته شدند.دیگر واحدها هم با اندک مدتی فعالیت به همین سرنوشت دچارشدند.بجای اینکه مسؤلین تلاش نمایند واینگونه افرادراحمایت نموده تابا پشت گرمی نسبت به ایجاد اشتغال وتولیدات مختلف خودموجبات کار،درآمد،ثبات اقتصادی ومحرومیت زدایی شوند،به دلیل عدم اتخاذ سیاست اصولی ،نتیجه برعکس ببارآمد.درگزارش بعدی خوانندگان محترم را بیشتردرجریان این روند قرارخواهیم داد .

۳-حذف سران مشروطه وآزادیخواهان بختیاری ازتاریخ های تحریف شده

پس از پخش فیلم سالهای مشروطه ی امینه خانم از صداوسیمای ضرغامی ، تبعات این فیلم توسط مردم وگروه های مختلف(موافق ومخالف) مورد بحث وتبادله نظر قرار گرفت . لذا در این فیلم که شجاعانه به حذف بختیاری و سران مشروطه پرداخته شده است من قلم بدست خان زاده ی سادات نسب که چهارشبانه روز از فرط تحریف تاریخ و دیدن این فیلم نخوابیده بودم و برای آرامش خویش به لالایی های تاریخ چشم دوخته بودم . امروز نیز بخش گم شده ی دیگری از این فیلم را در خاطرات سرداربهادر به کوشش استاد ایرج افشار یافتم که بدون توضیحات اضافه اقدام به نوشتن چند جمله این خاطرات می نمایم:

«علیقلی خان،سرداراسعد دوم-درسال ۱۲۷۴ هجری قمری در چهارمحال بختیاری چشم به جهان گشود. در سال ۱۲۹۸ عضو کشیک خانه ی سلطنتی شد. درسال ۱۲۹۹ به امر ظل السطان همراه برادرش اسفندیارخان سرداراسعد اول به مدت سه سال زندانی شد. درسال ۱۳۰۸ بدستور امین السطان با درجه سرتیپی به ریاست سواره بختیاری منصوب شد. درسال ۱۳۱۳ پس از ترور ناصرالدین شاه ،مامور محافظت از جان امین السطان گردید. درسال ۱۳۱۸ رهسپار هندوستان و اروپا شد. در سال ۱۳۲۰ به ایران بازگشت. دسال ۱۳۲۱ پس از فوت برادرش اسفندیارخان به لقب سرداراسعدی رسید. درسال ۱۳۲۵ برای معالجه چشم خود عازم اروپا شد. درسال ۱۳۲۷ سکاندار رهبریت مشروطه و آزادیخوهان تا فتح تهران شد. پس از فتح تهران در همین سال وزیر داخله و وزیر جنگ ایران شد. درسال ۱۳۲۹ برای معالجه ی چشم خود مجدد به اروپا سفر کرد. و در رجب ۱۳۳۰ به ایران بازگشت.

در هفتم محرم الحرام ۱۳۳۶ هجری قمری در تهران دار فانی را وداع گفت.»

سردار اسعد دارای ذوق فرهنگی و شم تاریخ دوستی بود و بر همین اساس کتاب تاریخ بختیاری را تالیف نمود. و کتابهای ذیل را نیز ترجمه نمود:

ترجمه:

« تاریخ حمیدی-خلاصة الاعصارفی تاریخ بختیار- دخترفرعون- عشق پاریس- غادة الانگلیس-هانری سوم-هرمس مصری»

تشویق ودستور به ترجمه:

«پل و ورژنی-تاجگذاری شاه سلیمان-تاریخ سرگذشت بزرگترین سلاطین هخامنشی-دیل گابریل-روکامبول-سرگذشت عشق بازی ناپسری کلنل فرامبر-سفرنامه ی شرلی-شوالیه دارمانتال-کتا ب آبی هشت جلد-مارگریت»

۴-نتیجه:درپایان بنده (سیدمحمد جوادپردستان)معتقدم:

«مرگ آن نیست که در قبر سیاه خاک شویم مرگ این است که با تحریف تاریخ از خاطره ها پاک شویم.»

گفتگوبا مسئول بیمه دانا در ایذه

اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸

گفتگوبا مسئول بیمه دانا در ایذه

مسئول بیمه دانا در ایذه: بیمه دانا جهت سهولت امرودسترسی بیشتر مردم به خدمات ارزنده وکم نظیربیمه دانا دستورتأسیس نمایندگی ایذه را به اینجانب صادرنمود

بیمه دانا یک بیمه بسیارمفید دولتی است که با بهره گیری ازبهترین نیروهای کارآمد وامین وباتجهیزات فنی پیشرفته وباداشتن شعب ونمایندگی های زیاد درسراسرکشور خدمات ارزنده بیمه ای رابه بهترین ومطلوبترین وجه ممکن درکوتاهترین زمان به مردم ارائه می دهد.درهمین راستا باتوجه به رسالت عظیم بیمه هادرخصوص خدمات رسانی به مردم مسؤلین محترم بیمه دانا جهت سهولت امرودسترسی بیشتر مردم به خدمات ارزنده وکم نظیربیمه دانا دستورتأسیس نمایندگی ایذه را به اینجانب صادرنمودو بنده باکمال افتخارومنت به عهده گرفته وتلاش خواهم کردکه به نحوه شایسته ومطلوبی خدمات بیمه ای رابه طورصادقانه به همشهریان عزیزارائه دهم.

سرهنگ علی مولاپور درتعریف بیمه می گوید: بیمه در لغت به معنای اطمینان و ضمانت یا حفظ و نگهداری در برابر خطراتی است که بیم وقوع آن می رود ، این کلمه مشتق از کلمه بیم Bimea هندی به معنای ضمانت است و در اصطلاح حقوقی عبارتست از توزیع و تحمیل خسارات و زیان ناشی از حادثه معین یا غیرمعین اتفاقی یا حتمی برای فرد یا افراد یا اموال و اشیاء به عهده شخص یا اشخاص غیر متضرر . با این تعریف درمی یابیم بیمه عقدی است که بموجب آن یک طرف تعهد می کند در ازاء دریافت وجه یا وجوهی از طرف دیگر در صورت وقوع یا بروز حادثه خسارت وارده بر او را جبران نموده یا وجه معینی بپردازد . ماهیت حقوقی عقد قرارداد طبق قانون مدنی ایران ؛ عقد عبارتست از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد برابری نمایند و مورد قبول آنها باشد .

در عقد بیمه ، رابطه حقوقی که بین بیمه گذار و بیمه گر به وجود می آید منشأ تعهد است ، یعنی بیمه گر ؛ تعهد می‏کند که تحت شرایط معینی درصورت بروز حادثه از بیمه شده رفع زیان کند.

پرداخت حق بیمه :به محض صدور بیمه نامه ، بیمه گذار متعهدبه پرداخت حق بیمه خواهد بود و ملزم است که حق بیمه را به نحوی که در بیمه نامه پیش بینی شده پرداخت کند و گرنه بیمه گر تعهدی در جبران خسارت نخواهد داشت .

انواع بیمه :

۱- بیمه آتش سوزی ۲-بیمه های مهندسی ،بامسئولیت وخاص ۳-بیمه عمروحوادث گروهی ۴-بیمه باربری ۵-بیمه درمان گروهی ۶-بیمه عمر،پس انداز وحوادث انفرادی ۷-بیمه اتومبیل

که هرکدام ازآنها به چند زیرگروه تقسیم میشوند که خلاصه ای ازبعضی ازآنها بدین شرح بیان می نمایم:

۱-عمروپس انداز:

زندگی گام زدن درمرزتاریکی وروشنایی است .ازیک سو،امیدوآمال آدمیدورنمایی روشن پیش روی او میگذارد وازدیگرسو،رخدادهایی فراتر ازخواست واراده اومخاطراتی رادرمقابل اوقرار می دهد وتعامل بشر باجهان بیرون ازدیربازتابه امروز درمواجهه با مخاطرات بیرونی است که همواره باسرمایه گذاری وپس اندازمالی مناسب درجهت تأمین آینده افراد خانواده راه گشامی باشد.

بیمه دانا باطراحی وارائه انواع بیمه ها ی عمر وپس انداز دین خودرادرایجاداطمینان وآرامش به شما هموطن گرامی ادا می نماید.لذا پیشنهاد می کنیم اگر می خواهید ازمزایا سرمایه گذاری بلندمدت برای خرید مسکن –خرید جهیزیه –تأمین هزینه تحصیل فرزندان و…بهره مند گردیدوازبیمه نامه عمروپس انداز بیمه دانا استفاده نمایید درهمین راستا همه مردم برای آینده خودوخانواده نگران هستند وباتوجه به مشکلات عدیده جوامع خصوصا درامرمادی ومعیشتی همیشه دغدغه ی آینده خودرادارند که این امرتوسط بیمه دانا به عنوان عمرپس انداز وسرمایه گذاری شرط فوت وحیات نیزدرنظر گرفته شده که دارای محاسن بسیارزیادی است.

مثلا فرد(ازکودکی تابه ۷۰ سالگی)باپرداخت حق بیمه اندکی پس ازمدت ۱۰ سال ازخدمات سودمشارکت درسرمایه گذاری چندین میلیون تومانی تخمین شده بهره مندی می گرددوتاپایان عمرازمزایا ی مستمری بازنشستگی بسیاری خدمات دیگر بهره مند شودکه دارای انواع بیمه دراین زمینه می توان :

۱-بیمه آتیه فرزندان ۲-بیمه آرامش فرزندان ۳-بیمه تأمین خانواده ۴-بیمه تشکیل سرمایه ۵-بیمه حوادث انفرادی ۶-بیمه زندگی وسرمایه گذاری ۷-بیمه سرمایه فرزندان ۸-بیمه عمرزمانی ۹-بیمه عمرمانده بدهکار۱۰ –بیمه مهریه

برخی ازمزایای این بیمه مانند:۱-معافیت ازپرداخت مالیات درسودسرمایه گذاری بهره مندی ازوام ۹۰%سرمایه پس از۲سال –پرداخت حداکثر۴برابرسرمایه درصورت بروز حادثه وقریب به ۲۵برابر حق بیمه سالیانه درفوت عادی –درصورت تشخیص ازکارافتادگی ازپرداخت ازپرداخت قسط معاف بیمه مکلف به پرداخت مابقی حق بیمه ها می شودازحدود۵۰%سرمایه پوشش نقص عضووحدود ۳۰%درمان بیماریهای سخت بهره مند می شود.قابل انتقال وبازخریداست وبه عنوان وثیقه میتوان ازآن بهره مند گردید وبسیاری ازمزایا دیگر همچنین ازاین بیمه می توان درامرحوادث تمام وقت برای فردوخانواده –سرمایه فرزندان-ازدواج –مهریه بسیاری ازآینده اندیشیهای دیگر ازخدمات کم نظیر بیمه دانا می باشد.

بیمه اتومبیل؛شخص ثالث وسرنشین :

کلیه دارندگان وسیله نقلیه موتوری ملزم به داشتن بیمه نامه اجباری شخص ثالث وحوادث سرنشین درمقابل حوادث وخطرات ایجادشده برای خود واشخاص ثالث می باشند که باپرداخت حق بیمه ای اندک بمدت یکسال بیمه ،غرامت وخسارتهای مالی آتش سوزی –سرقت –تصادفات-هزینه ایاب وذهاب به مدت یکسال فردباپرداخت حق بیمه ای که بصورت اقساط وباتخفیف ویژه ازاین خدمات بهره مند می شود.

بیمه درمان:

بیمه دانااولین شرکت بیمه ای دولتی ارائه دهنده خدمات درمان است که برای عموم مردم عزیز شناخته شده است درطی چندین سال خدمات رسانی مطلوب وبی نظیر خوددرخصوص ارئه خدمات درمانهای بیمارستانی (کلنیک وپاراکلنیکی وخدمات مازاد دندان پزشکی –سونوگرافی –آزمایشگاه-فیزیوتراپی –عینک و…)بهترین ارائه دهنده این خدمات می باشد.

که این زمینه برای عموم مساعدشده است که ازاین خدمات باحق بیمه بسیار کمی بهره مند شوندبعنوان مثال برای شرکت یااداراتی بااعضای خانواده حدود هزارنفر باشند ویکی ازگروههای (تیپ)درمان بهره مند شوند حق بیمه آنان حدودچهارهزاروپانصد تومان میباشد.

بیمه آتش سوزی :

برای واحدهای تجاری وصنعتی واداری درقبال حوادث وبلایا طبیعی نظیرآتش سوزی –انفجار-سیل-صاعقه-زلزله و…هزینه پاک سازی وبسیاری ازخدمات دیگربیمه دانا که بیمه گذار متقاضی میباشد به بهترین شیوه دراختیار وی قرار می گیرد.

بیمه های طرح های جامع آسایش خانواده :

با توجه به اینکه بیشترشهرهای ایران خصوصا شهرهای اطراف درمسیر انواع بلایا وحوادث طبیعی نظیر زلزله –سیل –طوفان و…میباشد هرخانوارباپرداخت ۳۰۰۰تومان (با توجه به سرمایه زندگی )بمدت یکسال تمام اثاثیه منزل وتأسیسات وتزئینات ساختمان –خسارتهای وارده به اشخاص ثالث نظیر همسایگان وغیره –هزینه اجاره واسکان بمدت شش ماه تا بازسازی ساختمان حادثه دیده غراتهای ونقص عضو خدمات درمان وهزینه های پزشکی را بیمه می نماید وخدمات ازشرکت بیمه دانا بهره مند می شود.

بیمه مسؤلیت مدنی کارفرما درقبال کارکنان واشخاص ثالث :

برای واحدهای ساختمانی وتجاری درحال ساخت وشرکت واردات که به کار روزمره وفعالیت مشغولند درقبال ایجاد صدمه وخسارت به کارکنان خودوافراددیگر مسؤل می باشند باپرداخت حق بیمه به مدت مشخص بیمه دانا این امرخطیر رانیز پوشش میدهد وبلکه خسارتهارا جبران می نمایند .

بیمه های حوادث گروهی وانفرادی :نظیرحوادث اداری –دانش آموزی –تورهای مسافرتی وزیارتی ومهد کودکها وباشگاههای ورزشی و…ازدیگر خدمات بیمه دانا می باشد .بیمه حمل ونقل وباربری بسیاری ازبیمه های دیگر نیز ازخدمات کم نظیر بیمه دانا می باشد.

مابقی ازبیمه عمروپس انداز

یکی دیگراز این بیمه ها عمر مانده بدهکار است

مزایای این نوع بیمه امنیت تأمین یا پرداخت مانده وامهای دریافتی شخص وام گیرنده بیمه شده متوفی می باشد که درصورت فوت اوبصورت یکجا به مؤسسه وام دهنده پرداخت می گرددوبازماندگان متوفی نیزازپرداخت اقساط بدهیها معاف خواهند شد

هشدارهای پلیس امنیت عمومی شهرستان ایذه به مناسبت چهارشنبه پایان سال

اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸

گروه استان ها-پلیس امنیت عمومی استان خوزستان به مناسبت چهارشنبه پایان سال اطلاعیه ای را صادر کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس،پلیس امنیت عمومی نیروی انتظامی شهرستان ایذه به مناسبت چهارشنبه پایان سال اطلاعیه ای را صادر کرد،در این اطلاعیه آمده است،ضمن عرض تبریک پیشاپیش به مناسبت فرا رسیدن بهار طبیعت به مردم شریف استان خوزستان به استحضار می رساند با توجه به اینکه هر ساله افراد سود جو واخلال گر به تاسی از شبکه های ماهواره ای واینترنتی وعناصر ضد انقلاب وسلطنت طلب تحت عنوان چهارشنبه سوری در آخرین چهارشنبه سال با تهیه وفراهم نمودن مواد محترقه پر خطر وپرتاب آن به سمت شهروندان،اماکن عمومی،مسکونی ،شخصی،تجاری ودولتی سعی در به انحراف کشیدن مراسم وایجاد اختلال در نظم عموی داشته وموجبات سلب امنیت وآرامش مردم را فراهم می سازند لذا پلیس امنیت عمومی ضمن هشدار به این گونه افراد و طی هماهنگی های به عمل آمده با مراجع قضایی در نظر دارد موارد ذیل را به اجرا گذاشته واز امت خدا جوی شهرستان ایذه در خواست می شود تا در صور ت مشاهده موارد ذیل مراتب راباشماره تلفن های ۱۱۰ و۵۲۲۴۰۹۰ گزارش نمایند.

۱-شناسایی افراد سود جو و وارد کننده مواد محترقه ومنفجره

۲- شناسایی افراد استفاده کننده از مواد منجره خطر آفرین

۳- شناسایی واحد های مسکونی که اقدام به پرتاب مواد منفجره می نمایند

۴- شناسایی وتوقیف وسائل نقلیه که مورد استفاده افراد سود جو قرار گرفته وبا آلودگی صوتی وغیره موجبات سلب آسایش مردم را فراهم می نمایند.

۵-شناسایی اماکن عمومی تهیه وتوزیع مواد منفجره خطر آفرین

۶- توقیف وسائل نقلیه متخلف تا پایان تعطیلات نوروزی

۷-انضمام گواهینامه رانندگان متخلف واعمال مقررات راهنمایی ورانندگی

۸-اعلام مشخصات خودرو ها وافراد پرتاب کننده مواد منفجره به اشخاص،اماکن وغیره به پلیس اطلاعت وامنیت استان

این گزارش حاکیست در ادامه این اطلاعیه آمده است،در ماده۸قانونی نظام صنفی بیان داشته است،عدم اجرای ضوابط انتظامی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران که براساس قانونی ومقررات نظام صنفی واحد های صنفی را ملزم به اجرای آن می نماید((تعطیلی محل کسب به مدت ۳ماه وضبط پروانه کسب در اتحادیه )

برپایه این گزارش،مصادیق وعناوین وتخلفات رانندگی حادثه ساز مستند به مصوبه هیئت وزیران مورخه ۷/۱۱/۸۷

۱- هرگونه حرکات نمایشی مانند دور زدن در جا ، حرکت برروی یک چرخ وهرگونه حرکات اکروباتیک

۲- حرکت به صورت مارپیچ در راه ها

۳- مصرف مواد روانگردان ومشروبات الکلی

۴- تجاوز از سرعت مجاز

مجازات موارد فوق۳۵۰هزار ریال جریمه نقدی ویک هفته توقیف وسیله نقلیه می باشد.

معااونت اجتماعی فرماندهی انتظامی ایذه

غوغای آتش وخون را فراموش نکنیم

اسفند ۱۴م, ۱۳۸۸

غوغای آتش وخون را فراموش نکنیم

سیدمحمدجوادپردستان

وقتی که شکوفه های خاطرات دردل پائیزی ام تکرار می شود غم هزاران لاله ی پرپردر سینه ام تکرار می گردد وچشمانم به استقبال اقیانوس اشک می روند وبدون هیچ ضابطه ورابطه ای نسیمی دل انگیز ازهفت شهر جبه ها ودشت معنویت خیز خوزستان مشامم رانوازش می کند ومراباپای دل تاکنارچهارشنبه سوری هائی که دراروند –مجنون تا مریوان وحلبچه جاگذاشته ام می برد تاهرگز فراموش نکنم که لاله ها چگونه برای آسایش امروزماهمچون پروانه سوختند.یادش بخیرچه روزهایی داشتم.بچه هابرای رفع خستگی وتازه کردن روح روی سبزه های خودروکنار سنگربرروی سجاده دست به دعا بودندکه خمپاره ایی زوزه کشان همچون پرنده ایی بی اراده درکنارسنگربه زمین نشست وترکش های خمپاره سینه های بچه ها که مشغول دعابودندنوازش کرد.واندکی بعد من تنها مانده بودم وگلهای خودروکنارسنگر.آنسوی خاکریزجشن وسروری برپابودواین سوی خاکریزمن بودم.چهره های نورانی بچه ها که رنگ شفق گرفته بود؛گلوله های آتشین –زخمهای کاری برپیکرم وداغ لاله ها فرصت اندیشیدن به من نمی داد.واندکی بعد صدای الله اکبربچه ها طنین اندازشد.وهرکدام که به دلجوئی ام می آمدمی گفت :رزمنده ،دلخوش بدین باش که آنسوی جبهه (پشت جبهه)مردمی نجیب هستندکه برزخمهای تومرحم خواهند گذاشت وشمع وگلاب می رودتاهرگزغوغای«آتش وخون»رافراموش نکنم وهرهفته به یاد یاران دسته هایی ازگل شقایق واقعی ازدشت خاطرات می چینم وبرسنگ مزارآنها به جای سفره عقدشان می گذارم .تاکسانی که این کلمات ناموزون را می خوانند،بدانندماهم اهل دردیم وهزاران تیر –ترکش وخمپاره قناسه کشان ازبیخ گوشمان گذشته است .وبگذار کسانی که گرفتارلحظه های بی دردی ودل به عشق های بادکنکی دنیا سپرده انددرموردماکه داغ برادردیده ایم ودردیتیمی چشیده ایم هرچه می گویند –بگویند.مهم این ات که ماراه شهیدان راگم نکنیم .

د از مزایای سرمایه گذاری بلند مدت برای خرید مسکن ، خرید جهیزیه ، تامین هزینه تحصیل فرزندان خودبهره مند شوید.

اسفند ۱۴م, ۱۳۸۸

بیمه دانا مطمئن وتوانا

قابل توجه همتاران ایذه وباغملک

اگر می خواهید از مزایای سرمایه گذاری بلند مدت برای خرید مسکن ، خرید جهیزیه ، تامین هزینه تحصیل فرزندان و از مزایای دریافت حمایت های بیمه ای مناسب و سود مشارکت از محل سرمایه گذاری ها بهره مند گردید ؛بیاییداز بیمه دانا استفاده نمایید .

ایذه: خیابان امام راحل جنب داروخانه شبانه روزی طبقه سوم ساختمان تجاری نور

کارگزار:علی مولاپور کدکارگزاری:۱۹۷۱

تلفاکس: ۰۶۹۲۵۲۴۳۱۵۰

تلفن تماس:۰۶۹۲۵۲۴۹۰۸۴ -۰۶۹۲۵۲۳۵۰۷۴

تعریف بیمه:

بیمه در لغت به معنای اطمینان و ضمانت یا حفظ و نگهداری در برابر خطراتی است که بیم وقوع آن می رود ، این کلمه مشتق از کلمه بیم Bimea هندی به معنای ضمانت است و در اصطلاح حقوقی عبارتست از توزیع و تحمیل خسارات و زیان ناشی از حادثه معین یا غیرمعین اتفاقی یا حتمی برای فرد یا افراد یا اموال و اشیاء به عهده شخص یا اشخاص غیر متضرر . با این تعریف درمی یابیم بیمه عقدی است که بموجب آن یک طرف تعهد می کند در ازاء دریافت وجه یا وجوهی از طرف دیگر در صورت وقوع یا بروز حادثه خسارت وارده بر او را جبران نموده یا وجه معینی بپردازد . ماهیت حقوقی عقد قرارداد طبق قانون مدنی ایران ؛ عقد عبارتست از اینکه یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر تعهد برابری نمایند و مورد قبول آنها باشد .

در عقد بیمه ، رابطه حقوقی که بین بیمه گذار و بیمه گر به وجود می آید منشأ تعهد است ، یعنی بیمه گر ؛ تعهد می‏کند که تحت شرایط معینی درصورت بروز حادثه از بیمه شده رفع زیان کند.

پرداخت حق بیمه :به محض صدور بیمه نامه ، بیمه گذار متعهدبه پرداخت حق بیمه خواهد بود و ملزم است که حق بیمه را به نحوی که در بیمه نامه پیش بینی شده پرداخت کند و گرنه بیمه گر تعهدی در جبران خسارت نخواهد داشت .

بیمه عمرو پس انداز :زندگی گام زدن در مرز تاریکی و روشنایی است . از یکسو ، امید و آمال آدمی دورنمایی روشن را پیش روی او می گذارد و از دیگر سو ، رخدادهایی فراتر از خواست و اراده او ، مخاطراتی را درمقابل او قرار می دهد و تعامل بشر با جهان بیرون از دیرباز تا به امروز در مواجهه با مخاطرات بیرونی است که همراه با سرمایه گذاری و پس انداز مالی مناسب در جهت تامین آینده افراد خانواده راه گشا می باشد .

بیمه دانا با طراحی و ارائه انواع بیمه های عمر و پس انداز امید دارد دین خود را در ایجاد اطمینان و آرامش ، به شما هموطن گرامی ادا نماید . لذا پیشنهاد می کنیم اگر می خواهید از مزایای سرمایه گذاری بلند مدت برای خرید مسکن ، خرید جهیزیه ، تامین هزینه تحصیل فرزندان و . . . بهره مند گردید ؛ و از بیمه نامه عمر و پس انداز بیمه دانا استفاده نمایید .

۱- بیمه آتیه فرزندان۲- بیمه آرامش بازماندگان۳- بیمه تامین خانواده۴- بیمه تشکیل سرمایه۵- بیمه حوادث انفرادی

۶- بیمه زندگی و سرمایه گذاری۷- بیمه سرمایه فرزندان۸- بیمه عمر زمانی۹- بیمه عمر مانده بدهکار۱۰- بیمه مهریه

مزایا :بهره مندی از مزایای سرمایه گذاری بلند مدت .- دریافت حمایت های بیمه ای مناسب . -دریافت سود مشارکت از محل سرمایه گذاری ها .-امکان تبدیل سرمایه بیمه نامه به مستمری . -امکان صدور بیمه نامه بدون انجام معاینات پزشکی . -دریافت وام از محل اعتبار بیمه نامه پس از گذشت حداقل دو سال . – معافیت سرمایه بیمه عمر از پرداخت هرگونه مالیات . -انتخاب نحوه پرداخت حق بیمه به میل بیمه گذار .

تعهدات بیمه نامه :

۱- پرداخت سرمایه بیمه در پایان مدت بیمه به استفاده کننده .

۲- پرداخت اصل سرمایه بیمه در صورت فوت بیمه شده به استفاده کننده .

۳- پرداخت دو برابر سرمایه بیمه در صورت فوت بیمه شده در اثر حادثه .

۴- معافیت از پرداخت حق بیمه در صورت از کارافتادگی کامل و دائم بیمه شده ناشی از حادثه .

بیمه نامه های عمر به شرط فوت :

۱- بیمه نامه عمر زمانی : در صورت فوت بیمه شده سرمایه بیمه نامه بابت غرامت فوت با صدور حواله خسارت در وجه استفاده کنندگان پرداخت خواهد گردید .

۲- بیمه نامه عمر مانده بدهکار : در صورت فوت بیمه شده مانده اصل بدهی وام بیمه شده با صدور حواله خسارت در وجه موسسه وام دهنده پرداخت خواهد شد .

بیمـه درمـان تکمیلـی:امروز زندگی صنعتی ، جامعه را بیش از گذشته در معرض خطرات و بیماریهای متعدد قرار داده و این موضوع نه تنها در هنگام وقوع حوادث برای افراد هزینه های سنگین و عوارض منفی زیادی را در پی دارد بلکه نگرانی و تشویش همیشگی آنان را در طول زندگی در بر خواهد داشت . از این رو شرکت بیمه دانا بعنوان اولین شرکت بیمه ای تخصصی در زمینه های بیمه ای اشخاص از جمله درمان تکمیلی با داشتن نیروهای مجرب و کارآمد و با به کارگیری کلیه امکانات مادی و معنوی خویش سعی در ایجاد آسایش و امنیت خاطر برای افراد جامعه و بالا بردن سطح رضایت بیمه شدگان نموده است و در جهت نیل به این اهداف با ایجاد واحد سنجش رضایت و با دریافت انتقادات و پیشنهادات سازنده ، راه آینده را بهتر و روشن تر ترسیم می نماید که از دستاوردهای این واحد می توان به ایجاد طرحهای نوین و متنوعی همچون ارائه کارت طلایی به بیمه شدگان ، طرح آنکال ۲۴ ساعته پزشکان بیمه دانا ، سیستم مشاوره و ارجاع و … اشاره نمود .

کارت طلائی درمان:این کارت به منظور رفع پریشانی خاطر و استرس بیمه شدگان و اطرافیان ایشان در مواقع بروز بیماری و حوادث، طراحی و در اختیار هر یک از بیمه شدگان قرار می دهد، تا بیمه شدگان در اینگونه موارد با اطمینان خاطر از نبود مشکلات مالی و رفع دغدغه های احتمالی صرفاً به فکر بهبودی و سلامت خود و عزیزانشان باشند. این کارت در تمامی مراکز درمانی طرف قرارداد (که بیش از ۹۵% بیمارستانهای کشور را شامل می گردد) معتبر بوده و بیمه شدگان در طول شبانه روز و با ارائه این کارت می توانند از خدمات بستری در مراکز مذکور بدون هیچگونه محدودیت سقف تعهد و یا پرداخت فرانشیز و هزینه های خارج از تعهد استفاده نمایند . (هزینه های مورد تعهد طبق قرارداد فیمابین، توسط بیمه دانا تامین گردیده و هزینه های خارج از تعهد در صورت تمایل بیمه گذاراز محل سپرده ذخیره تامین می شود).

موضوع قرارداد بیمه درمان تکمیلی :عبارت است از جبران هزینه های تشخیصی درمانی شامل هزینه های پاراکلینیکی جراحی مجاز سرپایی ، سزارین و زایمان طبیعی ، درمان طبی واعمال ناشی از بیماری یا حادثه بیمه شدگان در بیمارستانها و مراکز جراحی محدود Day Care یا بیشتر از ۶ ساعت بستری و نیز آنژیوگرافی قلب و انواع سنگ شکن و همچنین هزینه های آمبولانس و سایر فوریت های پزشکی در صورتیکه نهایتا” منجر به بستری بیمه شده در بیمارستان گردد .

حادثه : عبارتست از هرگونه واقعه ناگهانی ناشی از یک عامل خارجی که بدون قصد و اراده بیمه شده بروز کرده و باعث وارد آمدن صدمه جسمی به بیمه شده گردد .

بیماری : عبارتست از هرگونه عارضه جسمی و اختلال در اعمال طبیعی اعضاء و جهاز مختلف بدن طبق تشخیص پزشک .

نحوه استفاده بیمه شدگان از مراکز درمانی مجاز سراسر کشور:

الف : بیمه شدگان در صورت تمایل به استفاده از مراکز درمانی طرف قرارداد می توانند ضمن مراجعه به شرکت بیمه دانا و ارائه مدارک مربوطه ، معرفینامه لازم را جهت استفاده از بیمارستان دریافت دارند.

ب : بیمه شدگان در استفاده از بیمارستانهای غیر طرف قرارداد نیز آزاد بوده و پس از پرداخت هزینه ها و تحویل اصل اسناد به سازمان بیمه گر اولیه ، تصویر اسناد و چک سازمان بیمه گر اولیه را به بیمه دانا ارائه و نسبت به دریافت مازاد هزینه ها اقدام خواهند نمود .

ج : بیمه شدگان می بایست در صورت بستری در مراکز طرف قرارداد یا غیر طرف قرارداد مراتب بستری خود را قبل از ترخیص به اطلاع بیمه دانا برساند .

بیمه عمر و حوادث انفرادی:امروزه رشد و توسعه تکنولوژی و صنعت که ره آورد آن آرامش و آسایش برای مردم سراسر دنیا بوده است ، مخاطراتی را نیز در پی داشته است .که بیمه مهمترین ابزار جهت کاهش اثرات مالی اینگونه حوادث است.

هدف بیمه حوادث انفرادی تمام اوقات ، جبران غرامت فوت ، نقص عضو ، ازکارافتادگی و هزینه های پزشکی ناشی از حادثه در طول مدت شبانه روز (۲۴ ساعت) می باشد . دارنده این نوع بیمه نامه در تمام نقاط ایران و دنیا دارای پوشش بیمه ای است .

پوشش های بیمه حوادث انفرادی تمام اوقات

فوت : در صورتی که بیمه شده در اثر حادثه فوت نماید ، شرکت بیمه دانا سرمایه مورد تعهد را به استفاده کنندگان به طور یکجا پرداخت خواهد نمود.

نقص عضو : در صورتی که بیمه شده بر اثر حادثه دچار نقص عضو گردد ، شرکت بیمه دانا با توجه به میزان نقص عضو و براساس جدول نقص عضو ، غرامت فوق را به بیمه شده پرداخت می نماید .

ازکارافتادگی : چنانچه بیمه شده بر اثر حادثه دچار ازکارافتادگی کلی و دائم گردد ، شرکت بیمه دانا سرمایه مورد تعهد را به بیمه شده به طور کامل پرداخت می کند .

هزینه های پزشکی : در صورتی که بیمه شده براثر حادثه مصدوم و متحمل پرداخت هزینه های درمانی گردد ، شرکت بیمه دانا هزینه های درمانی مزبور را تا سقف مورد تعهد جبران خواهد نمود .

بیمه های حوادث انفرادی :در بیمه نامه های حوادث انفرادی تعهدات بیمه گر شامل : فوت , نقص عضو و هزینه پزشکی می باشد که پس از احراز وقوع حادثه طبق تعریف حادثه در شرایط عمومی بیمه های اشخاص و اطمینان از اعتبار بیمه نامه (نحوه و زمان پذیرش ریسک, تکمیل و امضاء فرم پیشنهاد توسط شخص بیمه شده و دریافت بموقع حق بیمه) و صحت مدارک و مستندات پرونده , نسبت به تشکیل و تکمیل پرونده و صدور حواله خسارت براساس دستورالعمل خسارت و بخشنامه های ارسالی اقدام می گردد .

بیمه جامع خانواده:بیمه دانادر سال نوآوری و شکوفایی توانست«طرح بیمه جامع خانواده» که یکی از طرحهای نوین در صنعت بیمه کشور است، جهت پوششهای بیمه ای مورد نیاز خانواده ها در قالب بیمه نامه آتش سوزی، بیمه نامه اتومبیل (بدنه شخص ثالث)، عرضه نماید. در این طرح خسارتهای وارده به ساختمان و اثاثیه منزل مسکونی ناشی از حریق صاعقه، انفجار، سیل، زلزله و خسارتهای مالی و جانی وارده به بیمه گذار وافراد خانواده و همچنین مسئولیت مدنی بیمه گذار و هزینه اسکان موقت تحت پوشش قرار می گیرد.

مزایا و ویژگیهای طرح بیمه جامع خانواده:صرفه جویی در وقت بیمه گذاران.-اعمال تخفیف در حق بیمه بیمه نامه بدنه اتومبیل.-پرداخت حق بیمه بصورت اقساط.-عرضه پوشش های بیمه ای مورد نیاز خانواده ها به صورت بسته بیمه ای.-امکان صدور بیمه نامه آتش سوزی جامع خانواه به طور جداگانه.

پوشش های بیمه ای طرح بیمه جامع خانواده:شامل:«آتش سوزی، صاعقه و انفجار.-سیل.-زلزله.-مسئولیت مدنی بیمه گذار (مالی و جانی) در قبال همسایگان همجوار.-غرامت فوت و نقص عضو.- هزینه های پزشکی ناشی از حوادث تحت پوشش.- هزینه اسکان موقت.- بیمه شخص ثالث و حوادث سرنشین و راننده.- بیمه بدنه اتومبیل شامل:خطرات اصلی (حادثه، سرقت کلی، آتش سوزی، صاعقه و انفجار) -خطرات اضافی (سرقت قطعات درجا، شکست شیشه و پاشیدن مواد اسیدی، هزینه ایاب و ذهاب، سیل، زلزله و آتشفشان)»

بیمه آتش سوزی:امروزه با توجه به گسترش صنایع مختلف و فعالیت های اقتصادی گوناگون و آمیخته شدن زندگی مدرن با خطرات متعدد الکترونیکی ، نفت، گاز و سایر انواع مصنوعات خطرناک ، خطر در همه جا در کمین انسان نشسته و در انتظار است تا با یک لحظه غفلت همه چیز را در مسیر خود محو و نابود کند . برابر آمارهای موجود ، خسارتهای ناشی از حوادث فاجعه آمیز اخیرا” در کشور ما نسبت به سالهای گذشته به صورت تصاعدی افزایش یافته و ضایعات جبران ناپذیری را به اقتصاد ملی وارد ساخته است . به طور مثال صرفا” در سال ۱۳۶۲ تعداد ۵۲۵۱ فقره آتش سوزی به سازمان آتش نشانی اطلاع داده شده است .

اگر به آمار فوق ، حریق ها و حوادث سایر سازمانها و شرکت هایی را که دارای تجهیزات آتش نشانی مختص خود می باشند ، نیز اضافه نماییم ، ملاحظه می شود که تعداد آتش سوزی ها بیش از تعداد گزارش شده می باشد که صرفنظر از خسارات جانی ، روانی ، اجتماعی ، خسارات مالی آنها سالیانه بالغ بر میلیاردها ریال خواهد بود . با توجه به پیشرفت تکنولوژی در کشور ایجاد و توسعه واحدهای تولیدی و صنعتی ، گسترش انبارها و سیلوها ، تامین برق روستاهای کشور ، لوله کشی گاز شهر ها و مراکز صنعتی و … بدون شک بر تعداد آتش سوزی ها افزوده خواهد شد . بنابر این برای کاهش حوادث آتش سوزی و میزان خسارت وارده باید سیستم های ایمنی به طور گسترده در مراکز صنعتی و تجاری و سایر مکانهایی که بالقوه در معرض تهدید آتش سوزی هستند نصب شده و برای آشنایی مردم با نحوه پیشگیری و حفاظت ، آموزش های لازم ارائه شود .

بیمه آتش سوزی چیست ؟ بیمه آتش سوزی توافقی است که بین بیمه گر از یک سو و بیمه گذار از سوی دیگر حاصل می شود و در قالب بیمه نامه متجلی می گردد . بدین قرار که بیمه گر (شرکت بیمه) در مقابل دریافت وجهی که حق بیمه نامیده می شود ، متعهد می گردد که زیانهای مالی بیمه گذار در مقابل خطراتی که تحت پوشش قرار گرفته را جبران نماید .

بیمه آتش سوزی خسارات وارده به اموال و دارایی های منقول و غیرمنقول همانند ماشین آلات ،تجهیزات ، لوازم و اثاثیه منزل ، ملزومات اداری ، موجودی فروشگاهها و انبارها و ساختمانها و تاسیسات واحدهای صنعتی ، غیرصنعتی ،تجاری و مسکونی را جبران می کند .

خطرات اصلی تحت پوشش بیمه نامه آتش سوزی عبارتند از:آتش سوزی- صاعقه- انفجار

خطرات اضافی (تبعی) تحت پوشش بیمه آتش سوزی:بیمه گذارمی تواند باپرداخت حق بیمه اضافی علاوه برخطرات اصلی، موردبیمه راتحت پوشش خطرات تبعی نیز قراردهد.

بیمه های مسئولیت :براساس قانون مسئولیت مدنی ایران کلیه افراد جامعه اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی در قبال زیان و صدمات وارده به دیگران مسئول می باشند و نسبت به جبران آن باید اقدام نمایند. موضوع بیمه مسئولیت مدنی ، تامین و جبران خسارت هایی است که براثر تقصیر و خطا و یا فعالیت مخاطره آمیز بیمه گذار متوجه دیگران می شود . در بیمه مسئولیت مدنی خسارت های مورد پوشش شامل خسارت های بدنی و خسارت های مالی می باشد . از انواع متداول بیمه های مسئولیت مدنی می توان به موارد زیر اشاره نمود :

۱- بیمه مسئولیت حمل ونقل :بیمه مسئولیت متصدیان حمل و نقل بین المللی بر اساس کنوانسیون C.M.R براساس شرایط این نوع بیمه ، مسئولیت مدنی شرکتهای حمل و نقل بین المللی مطابق کنوانسیون بین المللی C.M.R تحت پوشش بیمه ای قرار می گیرد

۲-بیمه مسئولیت مدنی کارفرما در قبال کارگران :کلیه کارفرمایان نسبت به جبران خسارات وارده به کارکنان و کارگران که ناشی از حوادث حین کار باشد و منجر به صدمات جسمانی و جانی شود ، مسئول هستند . این بیمه نامه مسئولیت مدنی بیمه گذار را در مقابل کارکنان تحت پوشش بیمه قرار می دهد . تمامی کارکنان شاغل در محدوده کارگاه اعم از کارگران ایرانی وغیرایرانی تحت پوشش این بیمه نامه خواهند بود . به موجب این بیمه نامه غرامت فوت و نقص عضو کارگران در حد دیه و همچنین هزینه پزشکی آنان قابل پوشش می باشد .

۳- بیمه مسئولیت مدنی حرفه ای پزشکان موضوع بیمه مسئولیت حرفه ای پزشکان عبارت است از جبران خسارت بدنی وارد به بیماران که ناشی از مسئولیت پزشک به علت اشتباه ، غفلت یا قصور وی در انجام خدمات حرفه ای به وقوع پیوسته باشد . بیمه نامه مسئولیت حرفه ای پزشکان براساس قانون مسئولیت مدنی و قوانین و مقررات نظام پزشکی کشور تهیه و تدوین گردیده است .

کلیه دعواهای بیماران و یا ذوی الحقوق آنها علیه پزشکان به مدت ۳ سال پس از انقضاء تاریخ بیمه نامه مشمول پوشش بیمه ای می باشد به شرط آنکه معالجه یا عمل جراحی در مدت اعتبار بیمه نامه صورت گرفته باشد .

۴-بیمه مسئولیت مدنی در قبال اشخاص ثالث ناشی از انجام عملیات ساختمانی :گاهی در طول انجام عملیات ساختمانی ، خسارت مالی و صدمات جسمانی به اشخاص ثالث وارد می آید که ناشی از عملیات تخریب ، گودبرداری ، پی کنی ، نصب اسکلت فلزی و سایر کارهای عمرانی است . این خسارت ها شامل نشست ساختمان های مجاور ، ریزش ساختمان های مجاور ، خسارت مالی وارد به اثاثیه ساختمان های مجاوردر اثر ریزش ، خسارت وارد به خیابان ، پیاده رو و اموال عمومی از جمله فضای سبز ، خسارات وارد به تاسیسات تحت الارضی از جمله خطوط انتقال آب ، گاز و تلفن و همچنین خسارات جانی وارد به عابرین و همسایگان می باشد . با اخذ این بیمه نامه مسئولیت صاحبکار و کلیه عوامل اجرایی به طور مشترک در قبال اشخاص ثالث تحت پوشش قرار می گیرد .

۵- بیمه مسئولیت مسئولین فنی بیمارستان :این موضوع بیمه نامه عبارت است از جبران خسارات بدنی وارد به بیماران ، ذوی الحقوق آنها و سایر اشخاص ثالث در محدوده بیمارستان ناشی از مسئولیت وی مطابق با شرح وظایف مصوب وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی می باشد .

حدودتعهدات بیمه متناسب با قوانین وضع شده کشور در نظر گرفته شده است و مسئولین فنی بیمارستانها، درمانگاهها و کلینیکها سراسر کشور می توانند پس از تکمیل پرسشنامه و پرداخت حق بیمه متعلقه نسبت به اخذ بیمه نامه از شرکت سهامی بیمه دانا اقدام نمایند

۶- بیمه مسئولیت مدنی حرفه ای پرستاران و پیراپزشکان :با توجه به ضرورت تامین حرفه ای پرستاران ،‌بهیاران ، تکنسینهای بیهوشی و اتاق عمل ، تکنسینهای رادیولوژی ، سی تی اسکن و M.R.I و نیز کارشناسان و تکنسینهای آزمایشگاه ، نوارنگاری و C.S.R ، بیمه دانا برای اولین بار طرح بیمه مسئولیت حرفه ای پرستاران و پیراپزشکان را ارائه نمود.

۷- بیمه مسئولیت حرفه ای مهندسین طراح ،‌محاسب و ناظر ساختمان :بیمه دانا در جهت برقراری تامین حرفه ای برای مهندسین طراح ، محاسب و ناظر ساختمان که در عضویت سازمان های نظام مهندسی دارای پروانه اشتغال می باشند طرح بیمه نامه مسئولیت حرفه ای مهندسین را ارائه نموده است . براساس این بیمه نامه مسئولیت حرفه ای اشخاص یادشده در رابطه با طراحی ، محاسبه و نظارت ساختمانی مطابق قوانین بیمه و مسئولیت قانون نظام مهندسی ساختمان و قانون شهرداری و آئین نامه های اجرایی مربوطه در برابر مالکین ساختمانها اشخاص ثالث (شامل همسایگان ، عابرین و…) و کارکنان اجرایی پروژه ساختمانی تحت پوشش بیمه ای قرار می گیرد .

۸- بیمه مسئولیت جامع C.G.L :این بیمه نامه برای پیمانکاران پروژه های ساختمانی و تاسیساتی ارائه می شود ، مطابق شرایط این بیمه نامه مسئولیت مدنی پیمانکار در اجرای پروژه بصورت جامع در برابر کارکنان و اشخاص ثالث تحت پوشش بیمه ای قرار می گیرد

۹- بیمه مسئولیت مدیران باشگاه های ورزشی:چنانچه افراد در زمان حضور و استفاده از اماکن ورزشی و انجام تمرینات و مسابقات دچار حادثه منجر به صدمات جسمانی شوند و مدیریت مجموعه طبق قوانین مسئول جبران خسارت وارده شناخته شود خسارت جبران می گردد.

۱۰- بیمه مسئولیت مدیران هتل ها و سالن های پذیرائی :براساس این طرح بیمه ای خسارات جانی و مالی مسافرین در اثر حوادث در طول مدت اقامت در هتل یا مسافرخانه بیمه می گردد. در ضمن چنانچه واحد اقامتی دارای امکاناتی نظیر استخر ، مجموعه ورزشی ، پارکینگ وغیره باشد خسارات مالی و جانی وارد به استفاده کنندگان جبران خواهدشد.

سایر انواع رشته های بیمه مسئولیت مدنی که در حال حاضر توسط بیمه دانا صادر می گردد عبارتند از :

- بیمه مسئولیت مدنی شرکتهای نصب و نگهداری آسانسور

- بیمه مسئولیت مدنی مدیران مهد کودک

- بیمه مسئولیت برگزارکنندگان تورهای سیاحتی و زیارتی

- بیمه مسئولیت مدنی مدیران شهربازی درقبال استفاده کنندگان

- بیمه مسئولیت نگهبانان مسلح بانک ها

- بیمه مسئولیت مدنی مدیران وناجیان استخرها

- بیمه مسئولیت مدنی مدیران آموزشگاه ها ، سینماها

- بیمه مسئولیت مدنی استراحتگاه های ساحلی

- بیمه مسئولیت مدنی پارکینگ های عمومی

- بیمه مسئولیت مدنی تعمیرگاه های خودرو

- بیمه مسئولیت مدنی طرح های احداث شبکه های آب و فاضلاب ، گاز ، برق ،‌مخابرات و …

- بیمه مسئولیت مدنی جامع شهرداری ها در قبال شهروندان

- بیمه مسئولیت آتش سوزی

- بیمه مسئولیت مدنی شرکت های برق منطقه ای در قبال مشترکین

- بیمه مسئولیت مدنی مهندسین بازرسان گاز

- بیمه مسئولیت مدنی شرکت های تولید و نصب سیستم های گازسوز خودرو

- بیمه مسئولیت مدنی شرکت های تولید و نصب تابلوهای تبلیغاتی

- بیمه مسئولیت مدنی دارندگان جرثقیل

بیمه باربری را می توان به سه طریق تقسیم بندی کرد :

الف) تقسیم بندی براساس طریقه حمل

ب) تقسیم بندی بر پایه مبدأ و مقصد از لحاظ جغرافیائی

ج ) تقسیم بندی براساس نوع پوشش بیمه ای

بیمه نامه های باربری را می توان به چند شکل صادر نمود .

الف) بیمه نامه های عمومی : یک قرار داد کلی است که بین بیمه گر و بیمه گذار منعقد می گردد و در آن شرایط اصلی بیمه و رئوس کلی حقوقی وتعهدات طرفین مانند خطرات تحت پوشش، شیوه حمل معین می‏شود ودرآن با یک سرمایه بیمه‏ای معین ومشخص موافقت می گرددکه شامل حمل های متعددی می باشدوبه همین دلیل،قرارداد تا زمانی که سرمایه توافق شده از طریق حمل های متعدد به پایان رسد دارای اعتبار می باشد ، یکی از منافع این نوع قراردادها و بیمه نامه ها در این است ، که برای حملهای مختلف نیاز به مراجعه بیمه گذار و صدور بیمه نامه از طرف بیمه گر نبوده و باعث کاهش هزینه ها و جلوگیری از اتلاف وقت می شود . ولی این نوع بیمه معایبی نیز دارد یعنی اینکه بیمه گذار در ابتدا صدور بیمه نامه صدرصد حق بیمه یا درصد بالائی از حق بیمه را پرداخت می نمود ، و این خود مشکلی بود زیرا ممکن بود حملهای نهائی در ماههای دیگر حمل می‏گردید ، لذا روش دیگری مطرح گردید بنام صدور بیمه نامه یا قرارداد به روش پوشش باز .

ب ) بیمه نامه با پوشش باز : بیمه گر و بیمه گذار درباره بعضی موارد کلی ، مانند نرخ و شرایط قرارداد – خطرهای تحت پوشش توافق می نمودند . در این حالت دیگر نیاز نبود که بیمه گذار قبل از حرکت مشخصات وسیله نقلیه و سرمایه تحت پوشش را اعلام نماید در این حالت با توافقی که بین بیمه گر و بیمه گذار انجام می‏شود هر یک هفته گواهی بیمه از سوی بیمه گر صادر می شود و حق بیمه متناسب با سرمایه های حمل شده از سوی بیمه گذار پرداخت می گردد در نتیجه در این پوشش بیمه گذار از آسایش فکری بهره مند است ، زیرا کلیه محمولاتی که در طول مدت یکسال حمل خواهد شد با نرخ معین و مناسبی تحت پوشش بیمه ای قرار دارد . مزیت دیگر آن این است که کلیه دفعات حمل کالا تحت پوشش قرار دارد و نیاز به این نیست برای هر حمل پوشش و درخواست جداگانه ای ارسال گردد، در ضمن چون مدت قرارداد معمولاً یکسال است نیازی نیست که مجدداً طرح ریزی و مورد مذاکره و توافق قرار گیرد .

ج ) بیمه نامه های ساده : بیمه نامه ای است که برای حمل کالای معینی صادر می شود و در آن مشخصات مورد بیمه طبق فرم پیشنهاد باربری در آن قید می گردد ، لازمه صدور این نوع بیمه نامه حمل و نقل کالا این است که بیمه گذار قبلاً از وضعیت مورد بیمه و چگونگی حمل آن اطلاع داشته و این اطلاعات را در اختیار بیمه گر قرار دهد .

بیمه اتومبیل:

بیمه های اتومبیل شامل بر سه نوع بیمه یعنی : بیمه مسئولیت مدنی دارندگان وسایط نقلیه در مقابل اشخاص ثالث ، بیمه حوادث سرنشین و راننده (این دو بیمه نامه بهمراه یکدیگر ارائه میگردد و بعنوان بیمه شخص ثالث شناخته می شود ) و بیمه بدنه هستند .

انواع بیمه نامه های اتومبیل شرکت بیمه دانا

بیمه نامه شخص ثالث : دراین نوع بیمه ، مسئولیت مدنی دارندگان وسایط نقلیه موتوری زمینی در مقابل خسارت وارده به اشخاص ثالث (اعم از جانی و مالی ) تحت پوشش قرار می گیرد . بیمه شخص ثالث در اغلب کشورهای جهان اجباری شده و درایران نیز از سال ۱۳۴۷ تاکنون داشتن آن اجباری است و پوششهای مازاد بر سقف اجباری مصوب قانونی ، به صورت پوشش های اختیاری مازاد به متقاضیان ارائه می شود .

خطرات تحت پوشش :حوادث مشمول این بیمه نامه عبارتست از هرگونه سانحه ای از قبیل تصادم ،تصادف ،سقوط، واژگونی ،آتش سوزی، یا انفجار وسایل نقلیه مورد بیمه و نیز خسارتی که از محمولات وسیله نقلیه مزبور به اشخاص ثالث وارد شود . اشخاصی که به سبب حوادث وسیله نقلیه مورد بیمه دچار زیانهای بدنی یا مالی می شوند ثالث تلقی می شوند به استثنای راننده مسبب حادثه .

نکته۱:بیمه نامه شخص ثالث به منظور حمایت از کلیه زیاندیدگان ناشی از حوادث رانندگی ، اجباری اعلام شده و بهتر است دارندگان وسایط نقلیه به هنگام مراجعه به شعب و نمایندگی های بیمه تقاضای خرید بیمه نامه با تعهدات جانی مناسب و کافی متناسب با ارزش ریالی دیه کامل مرد مسلمان و تعهدات مالی مازاد را بنمایند تا درزمان بروز خسارت های احتمالی از مشکلات ناشی از نداشتن بیمه نامه کامل پیش گیری کنند . چه بسا افرادی که به دلیل نداشتن بیمه نامه و تصادف با وسیله نقلیه ، منجر به فوت یا نقص عضو یا خسارت های مالی سنگین به اشخاص ثالث شده و علاوه بر مشکلات حاشیه ای متعدد ناشی از تصادف قادر به جبران خسارت وارده نبوده و به تحمل حبس در زندان محکوم شده اند . پس رانندگی با وسیله نقلیه بدون بیمه نامه کامل شخص ثالث و مازاد حتی برای یک لحظه اشتباه محض است

نکته۲:شرکت بیمه دانا به منظور رفاه بیمه گذاران محترم و زیاندیدگان ناشی از حوادث رانندگی و جلوگیری از اتلاف وقت و هزینه های ترافیک که پس از این گونه حوادث ایجاد می شوند ، خسارت مالی واقع شده در محدوده شهر ها را درصورت داشتن شرایط مندرج در پشت کارت بیمه نامه شخص ثالث تا حداکثر سقف سه میلیون ریال بدون گزارش پلیس (کروکی )جبران می کند .

بیمه حوادث سرنشین و راننده :این بیمه نامه به عنوان پوشش تکمیلی همراه بیمه نامه شخص ثالث ارائه می شود و بموجب آن ، خسارت جانی وارده به راننده و سرنشینان وسیله نقلیه بیمه شده در اثر حوادث رانندگی تحت پوشش قرار می گیرد . براساس این بیمه نامه هزینه های پزشکی و غرامت فوت و نقص عضو سرنشینان وسیله نقلیه مشمول بیمه تا سقف مشخص شده در بیمه نامه ، دراثر حوادث قابل جبران است . همچنین چنانچه راننده وسیله نقلیه بیمه شده دراثر حادثه رانندگی محکوم به پرداخت دیه سرنشینان اتومبیل خود شود لیکن دیه متعلقه ایشان بیش از سقف تعهدات بیمه نامه شخص ثالث باشد ، مابه التفاوت آن با رعایت سقف و شرایط مربوطه از محل پوشش حوادث سرنشین جبران می شود .

بیمه بدنه :دراین نوع بیمه نامه ، بیمه گر با بیمه کردن وسیله نقلیه تعهد می نماید در مقابل دریافت حق بیمه و پس از بازدید و تایید سلامت اتومبیل ، چنانچه به علت هریک از حوادث مشمول بیمه اعم از آتش سوزی ،صاعقه ، انفجار ،حادثه (تصادف ، واژگونی ، سقوط )و سرقت ،وسیله نقلیه بیمه شده ازبین رفته و یا به آن خسارت وارد شود ، وسیله نقلیه خسارت دیده را تعمیر یا مبلغ خسارت را طبق شرایط بیمه نامه پرداخت کند .

درپایان یادآور می شویم ؛ باعنایت مسئولین تا پایان سال جاری بیمه های بدنه وشخص ثالث وحوادث سرنشین علاوه بر۲۰درصد تخفیف ویژه ، بیمه گذار می تواند طی هشت قسط حق بیمه ی خود را پرداخت نماید.

نغمه محمد(ص) به روایت گوته

اسفند ۱۳م, ۱۳۸۸

نغمه محمد(ص) به روایت گوته

منبع:خبرآنلاین
گوته، شاعر پرآوازه آلمانی پس از آشنایی با دین اسلام و پیام آور این ایین یگانه، قطعه شعری با عنوان «نغمه محمد» درباره پیامبر اعظم (ص) سرود.

این قطعه شعر از زبان نزدیک‌ترین خویشان پیامبر؛ یعنی حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه۳ علیها السلام گفته می‌شود. گوته در شعرش همه مراحل و مقاطع دعوت رسول اکرم(ص) و راهنمایی‌اش در میان مردم را به زبان توصیف و تشبیه و نماد می‌آورد.

شعر گوته با محوریت معرفی شخصیت والای پیامبر از زبان دو دردانة تاریخ اسلام و تشیع روایت می‌شود. اما همان طور که این مسئله را با خواننده‌اش در میان می‌گذارد، مسیر تاریخی پیامبر و همچنین گسترش مرزهای اسلام در جهان را نیز به عنوان بخش تاریخی متن، مورد تأکید و توجه قرار می‌دهد. پایان شعر با اعتقاد و ایمان این شاعر آلمانی به معاد و جهان ازلی و همچنین یقین وی بر پیروزی رسالت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله همراه است. شاید شیفتگی و علاقه شاعر به زندگی و مذهب پیامبر است که فردی اروپایی و غربی را با آن همه تهاجم فلسفه‌های متضاد و مختلف در پیرامون خود، به مفاهیم معنوی و والای اسلام علاقه‌مند می‌سازد. اینک قسمتی از شعر “نغمه محمد” را می‌آوریم:

«بنگر بدان چشمه

همان که از کوهساران می‌جوشد

چه با طراوت و شاد

و می‌تراود به سان چشمان ستارگان آن‌گاه که می‌درخشند

و با ورودی پیشوا گونه و راهبر

همه چشمه‌ها را که برادر اویند

با خویش همراه می‌سازد

و در آن پایین اعماق درّه

در مقدم این رود، گل‌ها می‌رویند

و سبزه‌ها از نفسش حیات می‌یابند…».

دانشمندان جهان درباره شخصیت پیامبر اسلام چه می‌گویند؟

اسفند ۱۳م, ۱۳۸۸

دانشمندان جهان درباره شخصیت پیامبر اسلام چه می‌گویند؟

منبع:سایت خبرآنلاین

ظهور اسلام در پرتو مجاهدت‌های نبی اعظم(ص) و اهل بیت، نقطه عطف تاریخ بشری است که دستاوردهای بی‌شمار، پیشرفت همه جانبه تمدن کنونی را فرا روی بشریت قرار داده است. کمترین دستاورد این شجره پاک آسمانی گسترش خواندن، نوشتن و عالم‌گیر شدن علوم در جهان اسلام و انتقال این علوم ابتدا به اسپانیا، ایتالیا، آلمان، انگلستان و… سایر ملل و دول اروپا و سپس همه جهانیان شد، به طوری که بدون این نقطه عطف آسمانی هرگز تمدن‌هایی چون روم، مصر و ایران باستان راهی به تمدن کنونی نداشتند. دلایل تاریخی این حقیقت غیر قابل انکار بی‌شمار است: یکی از این دلایل اقرار مکرر دانشمندان اسلامی و خصوصاً غیر اسلامی و اروپایی به این حقیقت عظیم است که نمونه کوچکی از آن را می‌گوییم. دانشمندان به نام این جوامع بر خلاف تلاش‌های مذبوحانه و توهین آمیز نه تنها پیامبر اسلام را از بزرگان طراز اول تمدن دینی می‌دانند، بلکه با صراحت تمام بر جهانی شدن دین اسلام ـ به علت مزایای بی شمار آن ـ اقرار نموده‌اند. و شاید توجه به این واقعیت‌ها توهین کنندگان را به درد آورده و آن‌ها را به ورطه بی فرهنگی و توهین کشانده است. تولستوی: نویسنده و فیلسوف اخلاق گرای معروف روسیه که آموزه‌هایش سرمشق رهبران بزرگ سیاسی در جهان همچون گاندی قرار داشت، می‌گوید: شخص شخیص پیامبر اسلام سزاوار همه گونه احترام و اکرام می‌باشد. شریعت پیغمبر اسلام به علت توافق آن با عقل و حکمت در آینده عالم‌گیر خواهد شد.([۱]) کارل مارکس: فیلسوف، سیاستمدار و انقلابی آلمانی الاصل در قرن ۱۹ با درک عمیق از شخصیت پیامبر عظیم الشأن اسلام چنین اظهار می‌دارد: محمد مردی بود که… از میان مردمی بت پرست با اراده آهنین برخاست و آنان را به یگانه پرستی دعوت کرد و در دل‌های ایشان جاودانی روح و روان را بکاشت، بنابراین او را نه تنها باید در ردیف مردان بزرگ و برجسته تاریخ شمرد، بلکه سزاوار است که به پیامبری او اعتراف کنیم و از دل و جان بگوییم که او پیامبر خدا بوده است.([۲]) مهاتما گاندی: حیات شخص پیامبر اسلام به نوبه خود نشانه و سرمشق بارزی برای رد فلسفه عنف و اجبار در امر مذهب می‌باشد.([۳]) جواهر لعل نهرو: مذهبی که پیامبر اسلام تبلیغ می‌کرد به واسطه سادگی و راستی و درستی آن و دارا بودن طعم دموکراسی و برابری، مورد استقبال توده‌های کشورهای مجاور شد.([۴]) ولتر فرانسوی: حضرت محمد(ص) بی‌گمان مردی بسیار بزرگ بود. وی جهانگشایی توانا، قانون‌گذاری خردمند، سلطانی دادگر و پیامبری پرهیزگار بود. او بزرگترین نقشی را که ممکن بود در مقابل چشمان مردم عادی ایفا کند در روی زمین ایفا کرد.([۵]) پیرسیمون لاپلاس: منجم و ریاضی‌دان بسیار معروف فرانسوی در قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی بود که نظریات او تحولات بزرگی در نجوم ایجاد کرد. او یکی از محققین غربی است که در مورد دین مبین اسلام چنین اظهار نظر نموده است: گرچه ما به ادیان آسمانی عقیده نداریم، ولی آیین حضرت محمد(ص) و تعالیم او دو نمونه اجتماعی برای زندگی بشریت است. بنابراین اعتراف می‌کنیم که ظهور دین او و احکام خردمندانه‌اش بزرگ و با ارزش می‌باشد و به همین جهت از پذیرش تعالیم حضرت محمد بی‌نیاز نیستیم.([۶]) پرفسور ارنست هگل: یکی از بزرگترین و پرنفوذترین فلاسفه آلمانی الاصل قرن ۱۹ می‌گوید: اسلامیت طرح خیلی جدید و در عین حال، طرح غیر مخدوش و بسیار عالی توحید می‌باشد.([۷]) هربرت جرج ولز: نویسنده و محقق انگلیسی در کتاب سرمایه سخن می‌گوید: اسلام تنها دینی است که هر بشر شرافتمند می‌تواند به داشتن آن افتخار ورزد… تنها دینی است که من دریافته‌ام و بارها گفته‌ام که آنچه از سرّ خلقت آگاه است و با راز آفرینش آشنا و همه جا با تمدن همراه است، دین اسلام می‌باشد. گوته: دانشمند، شاعر و نویسنده معروف آلمانی که تأثیر عمیقی بر ادبیات آلمان و جهان بر جای گذاشت، در کتاب دیوان شرقی و غربی می‌گوید: مندرجات کتاب قرآن … ما را مجذوب می‌کند و به شگفت می‌آورد و سرانجام به تعظیم و احترام بر می‌انگیزد. جورج برنارد شاو: ۱۹۵۰ ـ ۱۸۵۶ بزرگترین نویسنده انگلستان بعد از شکسپیر که افکار او در زمینه مذهب، علم، اقتصاد، خانواده و هنر اثر عمیقی بر روی مخاطبین خود داشت و امواج خروشان افکارش در جوامع غربی منجر به روشن‌گری افکار عمومی مردم گردید، در رابطه با شخصیت والای پیامبر بزرگ اسلام چنین می‌گوید: من همیشه نسبت به دین محمد۹ به واسطه خاصیت زنده بودن شگفت آورش نهایت احترام را داشته‌ام، به نظر من اسلام تنها دینی است که دارای آن‌چنان خاصیتی است که می‌تواند تغییرات گوناگون را به خود جذب کند و خود را با اشکال و صور هر عصر منطبق سازد. من درباره دین حضرت محمد(ص) چنین پیش بینی کرده‌ام که کیش او برای فردای اروپا قابل قبول خواهد بود. همان طوری که در اروپای امروز هم پذیرش آن آغاز شده است. من معتقدم که اگر مردی مانند پیامبر اسلام فرمان‌روایی مطلق جهان عصر جدید را احراز کند، طوری در حل مسایل و مشکلات جهان توفیق خواهد یافت که صلح و سعادتی را که بشر به شدت احتیاج دارد برای او تأمین خواهد کرد. ادوارد گیبن: بزرگ‌ترین مورخ انگلستان در قرن ۱۸ میلادی و نویسنده مشهور تاریخ سقوط امپراطوری روم درباره قرآن چنین می‌نویسد: از اقیانوس اطلس تا کنار رود گنگ در هندوستان قرآن نه فقط قانون فقهی شناخته شده است، بلکه قانون اساسی شامل رویه قضایی و نظامات مدنی و جزایی و حاوی قوانینی است که تمام عملیات و امور مالی بشر را اداره می‌کند و همه این امور که به موجب احکام ثابت ولایتغیری انجام می‌شود، ناشی از اراده خداست. به عبارت دیگر قرآن دستور عمومی و قانون اساسی مسلمین و دستوری است شامل: مجموعه قوانین دینی، اجتماعی، مدنی، نظامی، قضایی، جنایی، جزایی، و همچنین مجموعه قوانین از تکالیف زندگی روزانه تا تشریفات دینی؛ اعم از تزکیه نفس تا حفظ بدن و بهداشت و از حقوق عمومی تا حقوق فردی تا منافع عمومی و از اخلاقیات تا جنایات و از عذاب و مکافات این جهان تا عذاب و مکافات جهان آینده، همه را در بردارد.([۸]) پرفسور ویل دورانت: مورخ و نویسنده آمریکایی ۱۹۸۱ ـ ۱۸۸۵ که میلیون‌ها نفر در جهان آثار او را مطالعه می‌کنند در رابطه با شخصیت بزرگ پیامبر بزرگوار اسلام چنین اظهار نظر می‌کند: اگر به میزان اثر این مرد بزرگ در مردم بسنجیم باید بگوییم که حضرت محمد(ص) از بزرگ‌ترین بزرگان تاریخ انسانی است. وی درصدد بود سطح معلومات و اخلاق قومی را که از فرط گرمای هوا و خشکی صحرا به تاریکی توحش افتاده بودند، اوج دهد، در این زمینه توفیقی یافت که از توفیقات تمام مصلحان جهان بیشتر بود. کمتر کسی را جز او می‌توان یافت که همه آرزوهای خود را در راه دین انجام داده باشد، زیرا به دین اعتقاد داشت. محمد(ص) از قبایل بت پرست و پراکنده در صحرا امتی واحد به وجود آورد. برتر و بالاتر از دین یهود و دین مسیح و دین قدیم عربستان آیینی ساده و دینی روشن و نیرومند با معنویاتی که اساس آن شجاعت قومی بود پدید آورد، که در طی یک نسل در یک صد معرکه نظامی پیروز شد و در مدت یک قرن یک امپراتوری عظیم و پهناور به وجود آورد و در روزگار ما نیروی مهمی است که بر یک نیمه جهان نفوذ دارد.([۹])

(e) [1]. دکتر گوستاو لوبون، اسلام و عرب، ص ۱۵۴ و ۱۵۹٫

[۲]. محمد عند علماء الغرب، ص ۱۰۱٫

[۳]. اسلام شناسی غرب، ص ۳۶٫

[۴]. نگاهی به تاریخ جهان.

[۵] . اسلام از نظر ولتر، ص ۲۸ و ۵۳ .

[۶] . مجله مکتب اسلام، اردیبهشت ۱۳۵۲، ص ۶۹ .

[۷]. توماس کارلایل، زندگانی محمد۹، ص ۴۸٫

[۸] . عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن، ص ۷۲٫

[۹]. پنج گام دین، ص ۱۸۵٫

باشاعران ایذه

اسفند ۱۳م, ۱۳۸۸

این صفحه با اهتمام وحیدکیانی قلعه سردی

شیر علی کیانی قلعه سردی:

حاصل دل

دیده دایم پی عشق است و ثواب است هنوز

حال دل درپی این ایده خراب است هنوز

عشق پاک تو چودریا بود وعنصرمن

نقطه ای دریم کمترزحباب است هنوز

زفراق تواگرعشق نبودی به میان

ازچه رواین همه دل درتب تاب است هنوز

تیرمژگان توگرکشت کسی فخربود

افتخارش به خدا غیرحساب است هنوز

باهمه فاصله درکوی تو،این قلب حساس

به تمنای  تو درخانه کباب است هنوز

ماجرا نیست میان من ومعشوق وعشق

جان فشانی بودوغیرعتاب است هنوز

گرکه فرسوده شودتن نبود ضعف وجود

روح اگرزنده بود قلب شباب است هنوز

درره این سفروفلسفه زنده بدن

هرکه هشیار نشد بخت به خواب است هنوز

آنکه آسان شمردعشق حقیقی به یقین

تاابدرهگذرش پوچ وکذاب است هنوز

حرف حق دردل حق خیزدوورنه همه را

درتظاهرصفتی سخت عذاب است هنوز

عمرچون باد صبا بگذردوحاصل آن

عشق پاک است وعبورش چو شهاب است هنوز

تا(کیانی)سخن ازعشق برآرد به زبان

قلب آتش زندودیده پرآب است هنوز

حیات قلی فرخ منش :

اسب بوی مشروطه میدهد

من که بمیرم

ماه پیمانه ی چه چشمی خواهد بود؟

اندود بادهای کوهی

به گورتنگ میدهد ام

ترسم که غافل بمانم ازشیهه های ناتمام

هماره برای آن کس

که درحوالی گورستان خانه دارد

مرگ ،چیز تازه ای نیست

من که بمیرم

چه کسی حرمت اسب را خواهدداشت

اسب بوی مشروطه میدهد

وقاطرکه سالها بی نگفت،خورجینهای پرشیهه را

کوه به کوه می کرد

من که بمیرم

چه کسی حرمت گندم راخواهد شست

و

وَردل مادرکه همیشه بوی نان تازه میداد

چه کسی حرمت کوه “وچویل” رامی سراید

ای تنها درخت دشت

عطش تابستان را میان گله ها گوارا کن

وشراب حوصله را برای

زین مداران

هرمزعلیپور

(۱)

ُ«قدیمی»

یعنی شرمنده می رودیکی

یکی که رفت

مارابه جای نیاورد وازجای خود

گفت ونگفت

با وداعی که من من است

موردبعد

موکول به بعد مرگ

چون  با تکان دست

چون  جدا شدن

دردفترهای زردمن می توان رویت کرد

خورشید هفت ساعت دیگر

برای من مشخصاٌ

یکی شی ء قدیمی است

دنیاکلیشه است.

(۲)

«اهلی»

آدم چقدرنبیند

این روبه رو

جمشید تهران است

این کلمات دستی اند

ربط من با این عمارت

سببی

اتفاقی است این نام

به تلخیه دنیا

پشت سربیابان بی نامی

هرکس حلاوت خواب را

به منظوری

جا می نهد

اهلی نشدآخردوچشم من و

باقی بقای آسمان

زنده یاد سلطانمراد دانشورقلعه سردی :

اخترسرگشته

تا که دردل یاد توای یوسف گمگشته دارم

دامنی ازاشک حسرت روز وشب آغشته دارم

همچویعقوب ازغمت بیت الحزن گشته مکانم

ازمسافرها سؤال ازرفته وبرگشته دارم

تاکه بوی پیرهن نایدزمصراندر مشام

زیرچشم اشکبارم مزرع غم کشته دارم

چون قلم گیرم تاماجرای خودنویسم

ازحکایتهاهزاران دفترننوشته دارم

ای منجم ازوفابرآسمان بنگرخدا را

بین که اندرچرخ گردون اختری سرگشته دارم

زندگانی ام به تلخی سرشدوحال همچنانم

یأسی ازآینده ودلخونی ازبگذشته دارم

گرمنم دانشوراما خادم دانشورانم

گرچه درناکامی وغم سالها سررشته دارم

زنده یاد مهراداحمدی:

به شهرمن

نه عطر گیج اقاقیا

نه کوچه باغی

نه عشق شاعرانه

-هیچ-

تمام یادهای کودکی ام

بربارکولیان به یغما می رفت

شهرغبارآلوده

طلوع تاغروب تورانوشیده ام

دیگر اندک جرعه ای

درپیاله ات نمانده است

چه برهوت شده ای

شهر من

دربرهوت

هیچ سروی نمی روید

امیدوارعالی محمودی :

دردسرتانکنی رسم خودآرایی را

ماه هم هاله نبندد سرسودایی را

لب مهسایی چشم توبه جادویی خمار

خواب افسانه ای مردم رویایی را

حلقه گردان مرادی تو که می گردانی

جام می گون جهان بین تماشایی را

لب خشکیده ی فرهاد مگردریابد

ذوق شیرینی این حیرت شیدایی را

بالغ عشق نبودیم که ماراآموخت

خال هندوی غمت چله تنهایی را

نکندخواب،بلند ای هزارویک شب

فتنه ی چشم توو”ساده “ی هرجایی را

علی سلحشوری:

عشق

عشق تنها عین وشین وقاف نیست

درمسیرعاشقی اجحاف نیست

درمسیرش جان فشانی میکند

عشق بی هنجاروبی اهداف نیست

کس نگرددعاشق شوریده حال

گرزسوی ایزدش الطاف نیست

آذرجان سوزعشق ازایزداست

بی خبر،با زور واستنکاف نیست

رمز و رازعاشقان بیهوده نیست

این حقیقت با گزاف ولاف نیست

عاشقان را عالمی دیگربود

بی جهت ازظالمی اوصاف نیست

فرق انسان جوهرعشق است وبس

بالباس فاخر و زرباف نیست

عشقبازی درجهان جانبازی است

حرفی ازسیمرغ وکوه قاف نیست

هرکه عیب عاشقان رامیکند

عقل وهوش ومروت وانصاف نیست

گرنمی دانی شلحشورا ، بدان

عشق تنها عین وشین وقاف نیست

گودرزرزمگاه :

پیشکش به مام میهنم ایران بزرگ

مادرم ای خاک ورجاوندمن

سرزمین پاک بی مانند من

مهرتوباشیر جان آمیخته

جاری اندرهررگ وپیوند من

خاستگاه حکمت وعلم وادب

جایگاه شوکت واروندمن

اهرمن می خواست ازهم بگسلد

پیکرنازتو،بندازبندمن

جان ایرانی به تیرآرشی

داد سامان مرزارزشمند من

هرچه ماند ای خاک پرگوهر زتو

نیکووشیرینتر است ازقند من

عاشقم برکوه ودشت رودهات

ازسرالبز تا اروند من

ازستیغ سربلند زاگرس

تا سرفرازسرکش الوند من

ازخلیج جاودانه پارسی

تا خزردریاورودسند من

دشت خوزستان وکرمان وکویر

هیرمند وزابل دلبند من

ازسهندآذریهای سترگ

بیستون وکردهم پیوند من

ازخراسان مشرق خورشیدوماه

تابه گیلان شهرخوش آیندمن

بامدادوشام می خوانم دعا

ازکتاب زندوهم پازند من

تا که ازآسیبها ایمن شوی

روزوشب درآتش است اسپندمن

ایذه علی عسکر غنچه:

خواب سبز

کی مرا با ناله ای

دررثای عشق

رویای نومیدی سرشت

کی مرا بیدار زعهد

پر هیاهو

درهیچستان نمود

کی مرا باور به شاخ بی بری

در جنگل سبز کهن

یادگاری راداد نشان

هر چه فریاد هرچه غوغا

آخرش هیچ بود ؟

اسما عیل اسماعیل وندی:

شمع بی پروانه

شکوه ها دارم به لب ازروزگار خویشتن

من گلی هرگز ندیدم در بهار خویشتن

شمع بی پروانه را مانم که ازبی همدمی

اشک خود ریزم به یکجا درکنار خویشتن

عمر من درانتظار روی گل پایان رسید

انتظارش کرده ام من افتخار خویش

شمع خویشم سوزم وگر دسرم پروانه نیست

جان خود پروانه وار نثار خویشتن

تا که رخ بنمود ورفت آن دلبرآتش مزاج

آتش عشقش گرفت ازمن قرار خویشتن

لعبتی افسون گری استادبددردلبری

دل بدو دادم وهم من اختیار خویشتن

حالیا اورفت ومن بی دل  فتادم منتظر

نی دلی برجای دارم نی نگار خویشتن

حال هیچکس همچوحال زاروبی تابم مباد

می کشم من انتظار ازانتظار خویشتن

سیدمحمدجوادپردستان:

ای فلک اسیرشوی چون حال زارم

پیرشدم تنها شدم دلسوزی ندارم

باغ دل گشته خزان از نال مالم

تیرکو کافر دلت شکسته بالم

آگهی حدیث

اسفند ۱۳م, ۱۳۸۸

دوپدیده ی هنر و تکنولوژی

موسسه ی فرهنگی وهنری مهتاب فیلم با ۱۷سال سابقه با کادر مجرب آقا وخانم ارائه می نماید

ü تصویربرداری وعکاسی باجذابیت های سینمایی(هنری،تبلیغی،و مراسمات)تهیه عکس های پرسنلی

ü آتیله مخصوص عروس وکودک

ü میکس و مونتاژبا پیشرفته ترین کارت های کامپیوتری وتهیه جدیدترین آلبوم های دیجیتالی

ü انجام کلیه خدمات سمعی وبصری

زیر نظرابوالقاسم کیانی مهر استاد عکاسی وتصویربرداری فنی وحرفه ای

آدرس:ایذه-خیابان حافظ جنوبی-روبروی موسسه ی مالی ولعتباری مهر-

موسسه ی فرهنگی وهنری مهتاب فیلم

تلفن:-۶۹۲۵۲۲۲۵۱۰

همراه:۰۹۱۶۹۸۹۱۷۶۶-۰۹۳۷۷۹۱۴۶۵۶

گروه فنی مهندسی سون رایانه

فروش کامپیوتر به قیمت روز بازار کشور

نصب و راه اندازی دوربین های مدار بسته حرفه ای

نصب و راه اندازی و عیب یابی دستگاههای حضور وغیاب اداری

آدرس:ایذه-خیابان امام(ره)-پاساژعلاءالدین-طبقه ی بالا- سون رایانه

تلفن:۰۶۹۲۵۲۴۸۴۲۷

همراه:۰۹۱۶۸۹۱۷۰۵۰

استاد ارجمند :جناب مهندس مهدی مسعودی انتصاب شایسته ی جنابعالی را به سمت مدیرگروه کامپیوترتبریک عرض نموده واز زحمات بی شائبه ی مهندس رجب کیانی دراین سمت تقدیر وتشکر صمیمانه بعمل می آوریم

مصطفی کیانی کارنجی –مدیر گروه آیاپیر

دیگر نگران اطلاع رسانی نباشید

اخبار ومطالب ایذه هرهفته به قلم سیدمحمد جواد پردستان منتشر می شود.

تلفاکس:۰۶۹۲۵۲۳۴۷۲۶

همراه:۰۹۱۶۹۸۹۰۹۴۶

ایمیل:newspar@gmail.com

سایت جهانی:http://sahar2.com

همه روزه خبر-آگهی- رپرتاژ اداری می پزیرد.

آموزشگاه خیاطی فرناز

بامجوز رسمی فنی وحرفه ای

آموزش خیاطی نازک وضخیم –پرده دوزی-هویه کاری-عروسک سازی وغیره

باتجربه سه دوره موفق کارآموزان

بامدیریت :خانم کرمی کورکور

این دوره نیز کارآموز می پذیرد

ایذه: خیابان شهید اشکبوس نادری –نرسیده به شرکت گاز- جنب نانوایی سعیدی-همراه:۰۹۱۶۸۹۱۰۱۱۶

استودیوعکاسی وفیلمبرداری بهناز

عکاس وفیلمبردار مجالس

تبدیل فیلم به سی دی و بالعکس

چاپ عکسهای دیجیتال وآنالوگ

بامدیریت:خانم زکی پور

تلفن:۰۶۹۲۵۲۴۳۵۷۰

همراه:۰۹۳۶۳۷۹۱۲۹۳

فرصتی استثنایی

ویژه نامه حدیث ایذه فقط با ۵۰ هزارتومان بمناسبت عیدنوروز آگهی می پذیرد

ایذه:تلفاکس-۰۶۹۲۵۲۳۴۷۲۶==۰۹۱۶۹۸۹۰۹۴۶ سیدمحمدجوادپردستان

توسعه ی اشتغال باچراغ قرمز درایذه

اسفند ۱۳م, ۱۳۸۸

جریان زندگی درکنارخیابانهای ایذه

صدایش راآنقدربالابرده وفریادمیزندگویی کسی صدایش رانمیشنود.پابه پای آدمیان به اصراربه به پیش میرود.درزنگدانه ی چشمانش نگاهم فرومی نشیند.می ایستم به اوکه خیره می شوم اوپرانرژی ترفریادمیزند:«آدامس،آدامس».

کهنه ترین اسکناس ام راازجیب بیرون می آورم وکف دستش می گذارم.باتبسمی که برلبانش نقش بسته هزاران ناگفته راترجمه می کندوباحالتی دلشکسته می گوید:من گدا نیستم.پدرم املاک وثروتش رادربازگشت سدکارون سه ازدست دادواینک بارسنگین مسؤلیت وجریان زندگی بردوش من است .واوچون هزاران همتباردیگرفقط غصه های کارون رادرو میکندودرانتظار عملیاتی شدن سد کارون دو است.ازاین نوجوان هفت یا هشت ساله می گذرد.خیابان ایذه مملوازجوانانی است که سرگردان وحیران درآمدوشدمنتظرهستندتا به کارفراخوانده شوند.آن سوترجوانانی دیگردرحال فروش مرغ وتخم مرغ وانواع میوه سواربرمتورهای سه چرخ با بلندگوههای دستی آرامش راازکوچه وخیابان ودیگرهمنوعان گرفته اند.عده ای دیگراین سوترعرصه های واکس زنی وکفاشی رابرافغانیهای مقیم ایذه تنگ کرده اند.آن سوترغارتگران طبیعت وکوهسارمشغول به عرضه ی محصولاتی همچون کرفس،اندش،قارچ،بادام کوهی،کلخنگ،ریشه کوه هستند

توسعه ی اشتغال باچراغ قرمز درایذه

این سوتربه میدان اصلی شهررسیده ام اصلامیدان شباهتی با آن فلکه ی چند منظوره ی سالهای گذشته ندارد.اثری ازآن میدان نیست یک شبه تبدیل به یک چها راه باچند چراغ قرمزوسبزوزردشدالبته چراغ سبزش یک دقیقه است وچراغ قرمزش دودقیقه واین تفاوت چراغهاباعث شده تا الف (آنها که درپشت چراغ قرمزگرفتارشده اندعلاوه برائتلاف اوقات گرانبهای عمرخویش مجبوربه خریده روزنامه ومجله وجدول شوندومشغول به مطالعه گردند.ازطرفی دیگرباسبزشدن چراغ به توجه به گردشهای چپ وراست ومستقیم وذالک برای اینکه گرفتارچراغ قرمزدوم نشوند تاتخته،گازخودروخودرابگیرندوکماکان دراین جولانگاه که تادیروزفلکه چندمنظوره نام داشت چندخودروخواسته وناخواسته باهم شاخ به شاخ شوندوعلاوه برافزایش ترافیک بسترتوسعه اشتغال رابرای صافکاران ومکانیکهاوذالک فراهم نمایند.البته جانب انصاف رارعایت کنیم بعضی مواقع هم به دلیل ورودناگهانی عابرین وهنگام سبزشدن چراغ راهنماکه بیشتربه میل خودعمل می کندسهیم درتصادفات وترافیک هستند.صدالبته عابرین پیاده اصلا مقصرنیستندچون جناب شهردارعزیزسهوایاعمداپل روگذرعابرین پیاده رادرچندصدمتری این میدان نصب کرده است.وبرای هدایت عابرین این مسؤل فهیم وزحمت کش چندصدمترنرده به ارتفاع سه تاچهارمتردروسط بلوارهابه جای کاج وشب بووسروکاشته است ولی مادردنیاوآخرت شهادت میدهیم شهردارمحترم تمام این تمهیدات رابرای هدایت عابرین سمت پل روگذرانجام داده است که متأسفانه حتی پیرمردان شصت وهفتادساله هم این دستورشهردارنادیده میگیرندوازقله ی نرده ها ناگهان خودراروی سقف وکاپوت خودروهها می اندازندالبته این حرکات ناموزون عابرین ازچشم ماپنهان نبوده ونیست وبرای توجیه خوانندگان یک قطعه عکس ازعابرین درحال پرتاب ازقله نرده هاراشکاروضمیمه کردیم.

شیشه پاک مزاحم

اینک میدان اصلی راپشت سرگذاشته ام به دومین میدان چراغ درایذه یعنی هلال احمررسیده ام می خواهم گردش به راست کنم اما راننده ی عزیزی که پژوئی صفردارد راه مرا بسته است.بلاجبارترمزمیکنم آهسته ترمز دستی رامیکشم اینک متوجه پیرمردی میشوم که به سختی شیشه ی خودرومراپاک می کندخیلی ملتمسانه به من مینگرد،لحضاتی است بهم خیره شده ایم.باصدای بوق بلندخودروهای عقبی به خودمی آیم که چراغ سبزشده وراه من بازشده به پیرمرداشاره میکنم بیایدآنطرف چهارراه-وقتی به آن طرف رسیدم،متوجه میشوم که شیشه بسیارکثیفتر شده است.ازطریق راه رفتن پیرمردمتوجه شدم که معتاداست.کهنه اسکناس دیگری به اومیدهم ومیرود.وقتی که رفت ساعتهاکلمه ی(چرا)درمغزم صدامیکرد؟؟هرچه خواستم به آن جوابی دهم،پاسخی نیافتم.سرانجام خودم راقاطع کردم که پاسخ این سؤال نزدمن نیست.

مستندسلطان ابراهیم ع ساخته شد

این فیلم باتلاش وافرسیدمحمدجوادپردستان وسیدیعقوب موسوی پس ازسه سال وقفه سرانجام واردبازارعرصه محصولات فرهنگی شد.فیلم مذکوردردوقسمت تهیه وبه بیان معجزات قابل رویت سلطان ابراهیم ع ابن موسی کاظم ع درقرن بیست ویک ومشکلات سادات وعاشقان امام زاده میپردازد.آثاری همچون (آب حاجات درقله کوه-سنگ شفا-حک شدن کفش سلطان ابراهیم ع برکوه-تصاویری ازشفایافتگان اعم از«دخترنابینا-زنان نازا-بیماران سرطانی وعصبی»که شفا گرفتنددراین فیلم به تصویرکشیده شده است.

حکایت بکال وجولان

اسفند ۱۳م, ۱۳۸۸

وِنُومِ خُدایی کهِ لُرآفری مِیُونِ صَدَف بِه زِدُرّ آفری

یَه وِلاتی هِد پشت کُهُ مُوردفِل بـس اِگـُوهِن بُکال وجَولوُن،ای ولات یَه چَشمه زِپاگَه کـُه اِدِراههِ اَوِس سُورهِدنیاتَرکه جَمیَتِس قَلِوه بید،مَرد مُون هم زحرف گَپترون گوش ایگِِرهدِن،ُاَویِدن قََطه زمین بَزگ کِه زِاَوِ چَشمِه لَم تَربید،صاِفس کِردن،بعد ازای مرحِلِه،کَرت بَندیس کِرِدن ، اَِوسُوِرچَشِمه ِن َونِدن مِن کََرتا ،که همه پـُراِزاَو آبُوهِن.

مَوُِدی که تَمُوِم زمین مَل ِزاَو وابید،اُوُسوی َاِون َونِدن وا دَ ّرِه،یواش یواش اَوایپاِلسد،اما نِمِک که اِزنظردُونِستَمندُون خُوس یَه نوع غِلط هِدَی که جِنسِس اِزمعدنِِ بید،مثل گچ تَه ایِِگِرهد. َتمُومِ کَرتان ُپرایکِرد ِزِنمِک، ُاوسُوی چِه نمکی،خدا بِده بـَرکت اِزای نِمِک . اَهِل آبودی اِزتُرکُون چِهرازی اُوچُوِزندَهی ایکِردِن، سی یُوکه همه ِوه ای نعمت سهم داشته بُون ، نِشَسِتن وایک مَفِشرت ِکردِن، خَلاصه نَوبَتی وابید هرکی یَه روزنوبتس بید . چون ای نمک خیلی فاده داشت ، بیشترگله دارون ، مالا آبادیها دَور وُبا مالمیرتا بِره طرف پیون ایوَر اوُوَر وا خَر وقاطر ِاَرهدِن ِزا و نمک ِاخریدِن سی استفاده هم خُوسُون هم سی حَیوِنُون . کسی که نوبتس بید ، اِز بُوپِدو دَرمَد نمک ِزهِشد ایکردن . بعد ِزانقلاوخیلی زمردم اوچو رهدن درازشهرا مثل اداره(مسجدسلیمان)هفکل ، قله تل ، مالمیر ، هلااگون ، اَواز(اهواز)و….جَونُون اَمروزی هم ِزد ین کار اداری اِگرِدن ، اومعدن خدا خوکرده مَند بی صاحاو . سکوُکه خیلی زجُونُون شُلغی گیرسُون نیاهِه ، و ابیان شرکت راست کُنِن ِزدولت اجازه ِبگِرن،کارخُونه رَه وَنِن ،تاهم خُوسُون دست وکارآبوهِن ، هم یَه قَلیلی پیایَلِن بِنویِسِن سرکار . ادارجات وامهندس ِبفِرِشِنن تا اُوچُونِه خُو وارسی کُن، که ای همه نعمت وِل ِزدَستِ بشر خارج نـَوابـُو . کاشکی یَه روز بیاهِه که ِزتی خُومُون بُوینیم ای کارانَجُوم گِرهد . گوشِ شیطون کرّ.اینشاال…

ایذه : محمدرضاکیانی

بزرگ مردانٍ کوچک جثه بخوانند.

اسفند ۱۳م, ۱۳۸۸

بزرگ مردانٍ کوچک جثه بخوانند.

دوستان خوب ، همکاران عزیز سلام : عزیزان همانطور که می دونید همه ما عضو کوچکی از کشور عزیزمان ایران هستیم که با وجود کوچکی سن مان، نقش مهمی را درجامعه بر عهده داریم که باید آنها را به خوبی و با کمال دقت انجام بدهیم تا به اهدافمون نزدیکتر بشیم . نقشی که الان همه ما به عنوان «همیار پلیس» بر عهده گرفتیم مهمتر از نقش هایی است که تا به حال داشتیم چون وظایف همیاران پلیس ،«کمک به ایمنی و سلامت انسانهاست» و توصیه ها و تذکرات اون ها به رانندگان باعث کاهش تصادفات رانندگی می شود ،دوستان خوب همه می دونیم قبل از هر چیزی برای اینکه بتونیم همیار پلیس خوبی باشیم و به ماموران پلیس کمک کنیم باید نشون بدیم که خودمون افراد با نظمی هستیم که به قانون عمل می کنیم.

ایمنی در اتومبیل و احترام به بزرگان

همه ما بچه ها می دونیم نشستن روی صندلی جلوی اتومبیل برامون خطرناکه چون ممکنه با هر ترمز ناگهانی راننده ،از شیشه به بیرون پرت بشیم برای همین همیشه صندلی عقب اتومبیل می شینیم و کمر ایمنی رو

می بندیم و اجازه میدیم بزرگترها جلوی ماشین بشینن و هیچ وقت دستمون رو از شیشه اتومبیل بیرون

نمی بریم چون دیگه بزرگ شدیم و می دونیم این کار ممکنه باعث قطع شدن دستمون بشه. ما بچه ها وقتی تو اتومبیل می شینیم سر وصدا نمی کنیم و با حرف زدن زیاد باعث حواس پرتی راننده نمی شیم چون می دونیم رانندگی کار خیلی مهمیه و تمام حواس راننده موقع رانندگی باید به سمت جلو اتومبیل و اطرافش باشه.

ما بچه ها باید به همه مردم نشون بدیم که قوانین رو بلدیم و به همین خاطر توی خیابون هم قوانین راهنمایی و رانندگی رو رعایت می کنیم و هم با رعایت این قوانین به طرف دیگه خیابون می ریم و می دونیم برای عبور از عرض خیابون باید پشت خط عابر پیاده بایستیم و اگر اتومبیلی به سمت ما حرکت نمی کرد با کمال دقت از خیابون عبور کنیم.

رعایت عملی قوانین

همه ما باید به بزرگترهامون نشون بدیم که تو مدرسه طرز صحیح عبور از خیابون رو یاد گرفتیم و اگر بزرگترهای ما خواستند عبور و مرور ما رو امتحان کنن باید بهشون بگیم که اول در پیاده می ایستیم و به سمت چپ نگاه می کنیم و اگر اتومبیلی نیومد از روی خط عابر پیاده به سمت وسط خیابون حرکت می کنیم بعد دوباره در روی خط وسط خیابون دو طرفه می ایستیم و این بار سمت راست خیابون رو نگاه می کنیم و اگر اتومبیل از سمت راست به سمت ما نیومد از روی خط مسیرمون رو ادامه میدیم و از خیابون رد می شیم چون می دونیم که تو خیابون های دو طرفه از هر دو طرف ماشین حرکت می کنه.

رعایت علائم وچراغ ها

ما همیاران پلیس باید به بچه های کوچیک تر یاد بدیم که چراغ راهنمایی به همه انسان ها کمک می کند که تو خیابون های شلوغ با امنیت و احتیاط رفت آمد کنن و سه رنگ چراغ راهنمایی (قرمز ،زرد ،سبز) به ما کمک می کنند که چطور از خیابون عبور کنیم ،، رنگ سبز به اتومبلها اجازه رفت آمد حرکت تو خیابون رو می ده و تا وقتی چراغ سبز برای اتومبیل ها روشنه عابرین پیاده باید پشت خط عابر پیاده منتطر بمونن تا چراغ زرد و قرمز بشه ،وقتی چراغ برای اتومبیل ها قرمز شد همه ما می تونیم از روی خط عابر حرکت کنیم و از جلوی اتومبیل ها با احتیاط به راهمون ادامه بدیم و به اون سمت خیابون بریم.

بچه های عزیز باید همیشه یادمون باشه پل های هوایی ،پل رو گذر و زیر گذر ،خط عابر پیاده و چراغ راهنمایی و رانندگی به ما بچه و بزرگترها کمک می کنن که تو خیابون با ایمنی و سلامتی حرکت کنیم تا تصادف و ترافیک کمتری در سطح شهر به وجود بیاد.

انجام وظیفه وتأمین سلامت

بچه ها یادتون باشه همیار پلیس خوب به کسی میگن که قبل از هر کاری به بزرگترها احترام بگذاره و با رعایت ادب و احترام به وظایفش عمل کنه.همه ما همیاران پلیس وظایف مهمی رو بر عهده داریم و با کمک و همکاری همدیگر به پلیس کمک می کنیم تا سلامتی همه انسانها تامین بشه و باید دقت کنیم که همه رانندگان مراقب بسته بودن کمربند ایمنی بقیه سرنشینان خودرو هم باشند.

هشدار و اجرای قوانین

ماباید دقت کنیم که هیچ وقت بزرگترهامون با حالت خواب آلودگی پشت فرمون نشینن چون می دونیم خواب آلودگی یکی از دلایل مهم تصادفات رانندگی است.

همه ما بچه ها باید مواظب سرعت بزرگترهامون موقع رانندگی باشیم و اگر متوجه شدیم که سرعت اتومبیل خیلی زیاده باید با رعایت ادب و احترام به راننده یادآوری کنیم که سرعت رو کم کنه و آروم تر حرکت کنه . ما همیاران پلیس خیلی به سلامتی راننده و سرنشینان اتومبیل اهمیت می دیم و اگر متوجه شدیم که راننده کمربند ایمنی خودش رو نبسته و در موقع رانندگی با تلفن همراه صحبت می کنه خیلی زود بهش تذکر می دیم که اتومبیل رو با احتیاط در گوشه ای از خیابون یا جاده متوقف کنه و پس از تموم شدن صحبتش با بستن کمربند ایمنی و رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی به راه خودش ادامه بده و همیشه مواظب هستیم که راننده موقع رانندگی ،غذا و نوشیدنی نخوره چون این کار باعث حواس پرتی در زمان رانندگی می شه و ممکنه به خاطر این اشتباهات کوچیک تصادف های خطرناک و بزرگی به وجود بیاد.

نتیجه:

«دوستان عزیز بیایید با هم و در کنار هم و دست در دست هم با رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی نشون بدیم که نتیجه تلاش ما همیاران ، باعث حفظ سلامت همه انسان ها می شود»

به امید فردایی بهتر و بدون تصادف

معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی ایذه

اطلاعات کلی درخصوص مسائل حقوقی خرید و فروش املاک

اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸

اطلاعات کلی درخصوص مسائل حقوقی خرید و فروش املاک


همشهریان عزیز شهرستان ایذه با عنایت به اینکه بخشی از پایگاه خبری سحر۲ درارتباط با ملک ومسکن می باشد.برخود لازم دانستم تا عمده مسائل حقوقی که موردنیاز شما عزیزان می باشد را در این بخش به اختصار تشریح نمایم.
نکته: درهر قرارداد چند نکته اصلی وجود دارد که ارکان آن قرارداد را تشکیل داده و بدون آنها قراردادها مبهم و بلا اعتباراست.
الف – نام و هویت متعاملین: درهرقراردادی نام، نام خانوادگی، شماره شناسنامه، و کد ملی، آدرس صحیح و تلفن، دو طرف قرارداد اعم ازخریدار یا خریداران، فروشنده یا فروشندگان، موجر، موجران، مستاجر یا مستاجران، کارفرمایان، پیمانکاران و… میبایستی بطوردقیق مشخص و قید گردد.
ب – مورد معامله: درتمامی قراردادها، قید دقیق مورد معامله لازم و اجباری است. خصوصا درکلیه قراردادهای مربوط به معاملات املاک قید پلاک ثبتی (شامل شماره های اصلی، فرعی، قطعه) آدرس دقیق پستی، شماره سند، شماره دفتر و تمامی مشخصات مندرج در سند مالکیت، لازم الاجرا بوده بنحوی که بدون قید مورد معامله اصولا قراردادها فاقد اعتبار می باشند.
ج – مدت مورد معامله: درکلیه قراردادها مدت انجام معامله حتما می بایستی روشن و واضح قید شود. تا درصورتی که مدت قرارداد به اتمام برسد و طرفین به تعهدات خود عمل نکنند، بر اساس دیگربندها عمل گردد، یا تصمیمات دیگری مطابق توافقات متعاملین انجام پذیرد.
د – قیمت مورد معامله: ازارکان مهم هرقرارداد قیمت مورد معامله می باشد، بطوریکه در صورت عدم درج قیمت مورد معامله در هرقراردادی بالاخص مبایعه نامه، اجاره نامه، قرارداد خرید و فروش هرنوع کالایی، آن سند از یکی ازمهمترین اصول لازمه برخوردار نمیباشد.

مواردیکه در فوق توضیح داده شد اصول وارکان تنظیم هر سند برای خرید و فروش و نقل وانتقـال می باشد، حال آنکه موارد بسیاردیگری نیز وجود دارد که میبایستی رعایت و در سند قید گردد از جمله تاریخ انشاء یا امضاء هر سند ،ملحقات و متعلقات دیگرمورد معامله مانند شماره های پرونده قبوض برق، آب، تلفن، گاز که دلیل بر وجود این متعلقات بهمراه مورد معامله می باشد، ذکر مواردی مانند انباری، پارکینگ اختصاصی (در صورت موجود بودن)، قید میزان پیش پرداخت، نوع وترم های پرداخت ثمن مورد معامله وهرنوع توافقات و شروط دیگری که درانجام معامله اثرگذار بوده و معمولا در بخشی از سند تحت عنوان ملاحظات مکتوب می گردد.
از موارد دیگری که درزمان عقدهرقرارداد یا بیع و یا تنظیم اسناد اجاره و… میبایستی مورد لحاظ قرار گیرد، حصول اطمینان از موارد ذیل می باشد:

  • مورد معامله مستحق الغیر نباشد: بدان معنا که، آنچه به معـرض معامله قرارداده شده بدون معارض باشد و شخص یا اشخاص حقوقی یا حقیقی دیگر، مالکیتی از هیچ نوع در آن نداشته باشند. مانند آنکه در پاره ای موارد سند مالکیت در دست اشخاص می باشد ولی درنهادهای دیگری مانند اداره اوقاف سوابقی از وقف موضوع مورد نظر موجود می باشد، یا درمواردی که در سند مالکیت قید گردیده “تمامی ششدانگ عرصه ملک به مساحت …” میبایستی اطمینان حاصل نمود برای اعیانی همان ملک مالکیت جداگانه ای وجود نداشته باشد و دقت شود در زمان اقدام به خرید یا اجاره متصرف دیگری غیر از فروشنده، یا موجر مورد را در تصرف نداشته باشد. همینطور دقت شود مورد معامله در توثیق(وثیقه-رهن) هیچ نهادی اعم از بانکها، قوه قضائیه، اشخاص حقیقی و حقوقی دیگر نباشد
  • هویت مورد معامله دقیقا شناسایی گردد: بدان معنا که اگر مورد معامله و اسناد ذیربط به رویت متعامل رسید دقت شود آنچه دیده شده همان است که در پایان معامله در ید متعامل قرار خواهد گرفت (در صورت نیاز از اداره ثبت اسناد محل تحقیق گردد، پلاک ثبتی مندرج درسند متعلق به همان ملک رویت شده است یا خیر)
  • وضعیت و توان مالک برای انجام معامله را به دقت بررسی نمائید: منظور از وضعیت مالک، سن، سلامت ظاهری، عدم زوال عقل و دارا بودن اختیار کامل مالک جهت تصمیم گیری می باشد. در اکثر معاملاتی که یک مالک بهمراه تعداد کثیری از اقوام و دوستان خود در جلسات اولیه شرکت می نماید و افراد غیرمسئول در امــور ذیربط مداخله می نمایند، پایان خوشی برای ان متصور نمیباشد. منظوراز تـوان مالک، امکان انجام معامله توسط وی می باشد ؛ موارد بسیار دیگری نیز وجود دارد که ذکر آنها دراینجا امکان پذیر نیست،
  • لذا اینجانب سید محمدجواد پردستان بعنوان یکی از مشاورین املاک درجه ایذه با همفکری کارشناسان مجرب آمادگی داریم درهر زمان که شما لازم بدانید؛ شما را در بررسی اسناد- کمیت وکیفیت مصالح ساختمانی –قیمت روز املاک ومسکن یاری نماییم.
  • آدرس ما :مشاور املاک و مسکن درجه یک

سیدمحمدجواد پردستان

  • ایذه- ابتدای خیابان حافظ جنوبی-جنب فروشگاه یگانه
  • تلفاکس:۰۶۹۲۵۲۳۴۷۲۶
  • همراه:۰۹۱۶۹۸۹۰۹۴۶
  • ایمیل:newspar@gmail.com
  • پایگاخبری: http://sahar2.com

بیاد واپسین کوچ

اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸

بیاد واپسین کوچ

کودکی بیش نبودم در دهه ی پنجاه مانند خواب بیاد دارم کوچ ایلم را فاصله ی کوچ ما از ایذه تا چغاخور و دشت های دلنوازش پانزده شبانه روز طول می کشید. وتمام مسیر زنان حامله وگاهی بیش از پنجاه کیلو مشک واسباب واشیاء بدوش می کشیدند و در دوشادوش مردان ایل مردانه با کوه وصخره و طبیعت درستیز بودند تا مقصد. اما نزدیکی های غروب آفتاب که می شد، صدای هی هی چوپان ها و بع بع گله های گوسفند ، بره ا ، بز و بزغاله ها ، شیهه ی اسبان و پارس سگان بهم آمیخته می شد ، چه دلنشین و زیبابود ،دیدن مردان خستگی ناپذیر زاگرس نشین و برنو بدست،چه تماشایی بودصلابت مردانه ی مردان رادیدن در آویزان کردن تفنگ به تیرک پیشین چادر خود، وچه دل انگیز بود. دم کردن چای با قوری چینی و در کنار آتش تهیه شده از چوب بلوط و دیگردرختان خشک، و گپ زدن با دوستان و رفیقان ومهمان های خوانده وناخوانده که برای شاهنامه خوانی و چوب بازی در کنار سفره ایی بی ریاح جمع می شدند.

چه زیبا و آرامش بخش بود هنگام کوچ ، زین مخمل را به پشت اسب گذاشتن و سوار بر آن در میان ایل حرکت کردن و از میان کوه های سر به فلک کشیده و درختان سر سبز و علفزارهای کوهستان عبور کردن، چه روح بخش و جان فزا بود هنگامی که چند سید تصمیم می گرفتند با مشورت دیگر بزرگان برای بخشش «خون عزیزی» قرآن برسر وارد خانه ی مقتول شدند،و به کینه ها پایان داده و سازینه در ساز خود شاد باش می دمید. و مردان وزنان طوایف مختلف با هلهله وکل وهوگاله با رقصی مختص مردان ایل بهم می پیوستند و زنان در دایره ای دیگر به شادی می پرداختند.

الهی هرآنکس این شادی و زمزمه ی عرفانی و روحانی را از ایلم گرفت در دنیا وآخرت تو شادی را از او بگیر

شرحی از حمایت های فرهنگی سردار اسعد

اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸

شرحی از حمایت های فرهنگی سردار اسعد

منبع:آژانس خبری بختیاری(ایبنا)

شاید نام علیقلی خان سردار اسعد ذهن من و شما و دیگران را ببرد به سمت جنگ ، فتح ، لشگر ، کابینه یا  مشروطه اما سردار اسعد بختیاری علاوه بر آنچه که از دلیری ها و رشادت ها و سیاست ورزی هایش که می دانیم ، مردی بود متین ، فهمیده ، بلند نظر و مروج چاپ کتاب .

به تشویق و حمایت او کتابهای زیادی هم چون سفرنامه های برادران شرلی ، تاورنیه و کتابهای آبی انگلیس درباره ی ایران به فارس ترجمه شد .

با حمایت و پشتیبانی او گروهی از جوانان بختیاری برای تحصیل به کشورهای اروپایی روانه شدند(که تاثیرش به وضوح در سالهای بعد از آن در میان فرهیختان کشور مشاهده می شود) .

از طرفی سردار اسعد به زبان فرانسه مسلط بود و خودش هم دستی بر ترجمه داشت ، از جمله کتابهایی که شاید برای علاقه مندان به حوزه ادبیات جالب باشد رمان هایی است از الکساندر دوما که به دست سردار اسعد به فارسی ترجمه شد .

از کتابهایی که از این مرد بزرگ به یادگار مانده می شود چندتایی را نام برد:

۱-تاریخ حمیدی(داستان تاریخی درباره سلطان عبدالحمید) اثر پیرکیارد ۱۳۲۷ق .

۲- خلاصه الاصار فی التاریخ البختیار (شرحی بر تاریخ بختیاری که که ملک الموریخ نیز در تنظیم آن سهیم بوده است).

۳- دختر فرعون اثر الکساندر دوما ۱۳۲۴ ق.

۴- عشق پاریس اثر الکساندر دوما ۱۳۲۲ ق.

۵- غاده الانگلیس(بولینا) اثر جرجی زیدان ۱۳۲۱ ق.

۶- هانری سوم ۱۳۲۳ ق .

۷- هرمس مصری ۱۳۲۲ق.

البته سردار اسعد همانطور که گفته شد مشوق و حامی ترجمه بسیاری از کتاب ها نیز بوده است که به اختصار در اینجا از چندتایی از آنها نام می برم:

پل و ورژنی اثر دوسن پیر ،ترجمه ابراهیم نشاط . تاجگذاری شاه سلیمان صفوی اثر شاردن ، ترجمه مترجم السلطنه . سرگذشت کوروش کبیر اثر گزنفون، ترجمه ضیاءالدین منشی .دیل گابریل اثر اگوست ماک . روکامبول اثر بونسون دوترای ، ترجمه عین الملک . عشق بازی ناپسری کلنل فرامبر اثر پل دوکک . شوالیه دارمانتال اثر الکساندر دوما ، ترجمه محمد طاهر میرزا . مارگریت اثر الکساندر دوما ، ترجمه عبدالحسین میرزا . و …. .

برای اطلاعات بیشتر می توانید به کتاب تاریخ بختیاری که به اهتمام اقای جمشید کیان فر جمع آوری شده و یا به پایگاه خبری http://sahar2.comمراجعه کنید

آموزه های همزیستی پیامبر(ص) با یهودیان

اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸

آموزه های همزیستی پیامبر(ص) با یهودیان

نویسنده: سیدمحمدجواد پردستان

ایمیل:newspar@gmail.com

دریکی از روزهای سرد زمستانه ی ۱۳۷۹مشغول خواندن ترجمه ی سوره ی آل عمران برای پدرم بودم که سالهاست یکی ازآیات این سوره مرا به تأمل عمیق و ژرف در معانی آن وا داشته است.

قٌل یا أهلَ الکتابٍ تَعالوٌا إلی کَلٍمَة سَواءٍبَینَنَا وَ بَینَکٌم-

«بگو:ای اهل کتاب !بیایید برسخنی که میان ما وشما یکسان است باشیم»

تأکید می کنم این آیه سالهاست که مرا در فکر فرو برده است همچنین خداوند متعال در سوره ی مدثر نیز میفرماید:

«…وما یَعلَمٌ جٌنٌودَ رَبٍکَ إلاّّهوٌ-:« …ولشکریان پروردگارت را جز او کسی نمی داند» ازاین آیه برمی آید که خداوند «تن آدمی» را بگونه ای آفریده که «روح» محور آن است و در روح ، لشکریان و خدمه هایی از «اعضاء،جوارح، حواس،قوای ظاهری وباطنی »قرار داده است که هر یک ازین لشکریان خدمتی معین وشغلی مشخص انجام میدهد؛ که از میان این نعمت های الهی قوای چهارگانه ی « عقل-شهوت-غضب- خیال(وهم)» حکم کارفرما و سران لشکر این مملکت تن آدمی را برعهده دارند وبر سایر قوای زیر دست فرمانروایی می کنند.

با این تعریف که «عقل» :شأن ادراک حقایق امور،تشخیص خیروشر، و امربه نیکی و اعمال پسندیده و نهی ازصفات زشت وناپسند را بر عهده دارد.

«شهوت»-:علاوه برتولیدمثل آدمی ؛ عواملی همچون«طمع-دروغ-آمیختن باطل در کلام وکردار آدمی و….را »نیز برعهده دارد.

«قوه خیال»-:وظیفه ی فهمیدن امورات جزئی و دانستن دقایق وفرصت هایی که بوسیله ی آنها انسان به مقصد یا مقاصد میرسد برعهده دارد.

و«قوه غضبیه»-:وظیفه دفع مضرات را برعهده دارد که اگر قوای شهوت وخیال خودسری کنند،و قدم از جاده ی اطاعت از عقل بیرون بگذارند آنها را مقهور نموده و به راه اطاعت از عقل وا دار نماید. وهرکجا قوای شهوت-غضب-خیال آدمی باهم متحد شدند و از عقل پیروی نکردند آدمی از انسانیت فاصله گرفته است .که برای هضم این موضوع سیره عملی و رفتاری پیامبر اسلام را یادآور می شوم .اگرچه از مطالعه ی روایات و احادیث،نیز چنین به دست می آید که همزیستی مسالمت آمیز و ایجاد رابطه محبّت، مودّت و دوستی با بیگانگان، امری است که مسلمانان در روابط بین الملل خود می توانند از آن بهره گیرند؛ زیرا اسلام، آیین فطرت است و هرگز با احساسات طبیعی و انسانی بشر ضدیّت ندارد. اسلام به این نکته توجّه می کند که با ایجاد جوّ آرام و موّدت آمیز می توان با مخالفان عقیدتی خود به گفتگو پرداخت. پیشوایان اسلام، پیوسته به رعایت عدالت، انصاف، ادای حقوق و پرهیز از آزار و اذیّت پیروان مذاهب دیگر توصیه می کردند که در این جا به چند نمونه از آنها که در زمان حیات رسول الله (ص)اتفاق افتاده است، اشاره می نمایم:

عَنِ النبی (صلی الله علیه و آله):مَن آذی ذِمیا فقد آذانی.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: هر کس اهل ذمه(یهودومسیحی) را آزار رساند،مرا آزار رسانده است.

َعنِ النبی (صلی الله علیه و آله):
من ظلم مُعاهداً اَو اِنتَقَصه حقه او کلّفه فوق طاعته او أَخذ منه شیئاً بغیر طیب نفسه فانا حَجیجُه یوم القیامه.
هر کس به هم پیمانی از غیر مسلمانان ستم کند یا حقّش را از بین ببرد یا بالاتر از طاقتش تکلیفی را بر او تحمیل کند یا چیزی بدون رضایت از او بگیرد، من روز قیامت با او محاجّه خواهم کرد

قرآن کریم درسوریه ی احزاب آیه ی (۳۳) ، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را اُسوه ی حسنه معرّفی می کند:
لَقَد کانَ فی رَسول الله اُسوهٌ حَسَنهٌ لِمَن کانَ یَرجوا الله وَالیَوم الاخِرَ وَ ذَکَرَالله کَثیرا

« قطعاً برای شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقی نیکو است: برای آن کس که بر خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد می کند».
لذا از نظر اسلام ، پیامبر( صلی الله علیه و آله) نمونه ای برای پیروی عملی است؛ نمونه ای که روشهای عملی او در کلیّه شؤون فردی و اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و روابط بین الملل برای مسلمانان قابل دستیابی و پیروی است.

پیامبر (صلی الله علیه و آله) پیام آور رحمت و محبّت
خداوند،در سوره ی انبیا(آبه ۲۱) رسول گرامی اسلام را رحمتی فراگیر معرّفی کرده که رحمت او شامل همه ی انسان ها اعّم از مسلمانان و غیر مسلمانان می شود:

«وَ ما اَرسَلناکَ الاّ رحمهً لِلعالَمینَ:« ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستاده ایم».
پیامبر، در حفظ منافع و تأمین سعادت این جهان و آن جهان همگان حریص است. خدای رحمان در بیان شدّت شفقت و مهربانی آن بزرگوار بر تمام بشر در سوره ی شعرا فرموده است: لَعَلّکَ باخِعٌ نَفسَکَ اَلا یَکونوا مؤمنینَ)، « گویی می خواهی جان خود را از شدّّت اندوه از دست دهی، به خاطر این که آنان ایمان نمی آورند».
مشاهده می شود که تأسّف ، دلسوزی و غمخواری رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برای کافران و منکران حق و علاقه مندی آنحضرت به سعادت و نجات بندگان تا چه حد کار را بر وی تنگ کرده که خدای متعال او را تسلیت وتسکین داده و دلجویی کرده است تا مبادا از شدّت اندوه و اهتمام به حال آنها، قالب تهی کند؛ زیرا رسول خدا، همه ی آدمیان را بدون استثناء همچون فرزندان دلبند و پاره ی تن خود می دانست و خیر و هدایت آنان را می خواست و چون می دید که به راه گمراهی و نابودی می روند، سخت اندوهگین می شد؛ همان گونه که پدری مهربان از هلاکت و تباهی فرزندانش دچار اندوه می شود. بخوبی قابل هضم است که سیره ی پیامبر(ص) سیره ی تربیت عملی انسانهاست .

لذا با این مقدمه ی طولانی می پردازم به اصل موضوع همزیستی مسالمت آمیز پیامبر(ص) با یهود:

قوم یهود در ابتدا کنار یکدیگر زندگی می کردند؛ ولی بر اثر عوامل گوناگون مثل اختلاف ها، خیانت هاو… این یک پارچگی از بین رفت. عدّه ی بسیاری سرزمین اصلی خود را رها ساختن و برخی از آنان به سرزمین یثرب مهاجرت کردند. این عدّه در این شهر و اطراف آن به ساختن ساختمان ها و قلعه های محکم اقدام می کردند و در آن جا مسکن گزیدند.
قبایل معروف یهود، «بنی قریظه» ، «بنی قینقاع»و«بنی مضیر» بودند، این قبایل برای حفظ موجودیت خود، با قبایل عرب، پیمان عدم تعرّض بسته، با دادن باج ها، مالیات ها و هدایا رضایت خاطر آنان را فراهم می کردند.

پیامبر اکرم(ص) پس از مهاجرت به مدینه، برای برقراری امنیت و آرامش، پیمانی دفاعی مشترک با این قبایل منعقد ساخت که در آن«اوس» و «خزرج»و«یهود مدینه» شرکت داشتند و حتّی پیامبر (ص) با یهودیان خارج مدینه پیمان دفاعی جداگانه ای منعقد کرد. بر اساس این پیمان، یهود یان متعّهد شدند ضدّ مسلمانان اقدام خرابکارانه انجام ندهند و در صورت لزوم، از مدینه و مسلمانان دفاع کنند، و در مقابل،پیامبر (صلی الله علیه وآله) متعهّد شد از حقوق آنان حفاظت کند و با آنان مانند افراد یک ملّت واحد رفتار نماید. یهودیان آزادانه به داد و ستد پرداخته، کالاهای خود را در بازار مسلمانان به فروش می رساندند. گسترش اسلام میان انصار و قبایل اطراف، حسادت یهود و برخی از منافقان را ضدّ پیامبر (ص) برانگیخت ؛ زیرا آنان هرگز گمان نمی کردند که کار محمّد(ص) تا این حد بالا بگیرد و تمام قدرت های محلّی را تحت الشعاع قرار دهد.

عبدالله بن سلام از دانشمندان یهود، پس از مذاکره با پیامبر(ص) به آیین اسلام گروید و خبر اسلام آوردن او موجی از خشم را در طوایف یهود پدید آورد. پس از مدّتی مُخَیرِیق، یکی دیگر از دانشمندان یهود، به جمع مسلمانان پیوست وحتّی پیامبر(ص) را وصی و صاحب اختیار اموال خود قرار داد.
یهود به علل گوناگونی در ابتدا به پیامبر(ص) و مسلمانان روی خوش نشان دادند و در پیمان دفاعی مدینه شرکت جستند. آنان می خواستند از تشکیلات مسلمانان به نفع خود، و در مقابل رقیبانی که همواره در هراس بودند، سود جویند.

از پیامبران یهود در قرآن به نیکی و خوبی یاد شده و در ابتدا «بیت المقدس» قبله ی اوّل مسلمانان بود.
گسترش روز افزون اسلام، سبب شد که این همکاری و همراهی یهود با مسلمانان ادامه نیابد و به روش های مختلفی در تضعیف روحیه ی مسلمانان بکوشند. پیمان منعقده با مسلمانان را نقض، و پنهان و آشکار با دشمنان اسلام همکاری کردند.

ولی پیامبراکرم در مراسم اجتماعی آنان شرکت می جست و از آنان قرض می گرفت و از بیماران شان عیادت، و در مراسم تشیع جنازه یهودیان شرکت و با آنان ابراز هم دردی، و مانند فرد عادی با آنان معامله می کرد و سایر مسلمانان نیز یهودیان مدینه را هم پیمان خود و جزو ملّت خود می دانستند و رفتارشان بر اساس همین اصول محکم استوار بود.
یهودیان افزون بر این که در تجارت، داد و ستد، و فعّالیت های اجتماعی آزاد بودند، در مراسم عبادی و فعّالیت های مذهبی آزادی کامل داشتند. پیامبر اکرم(ص)، دعوت اسلامی و پیام الهی را به همه و از جمله یهودیان ابلاغ می کرد؛ ولی هیچ گاه آنان به ترک دین و عقاید خود مجبور نبودند. پیامبر اکرم خواهان ابلاغ رسالت جهانی خود بود. طبیعی است که چنین امری در محیط آرام و بدون جنگ و خونریزی ممکن است. پیامبر اسلام در نخستین فرصتی که برایش پیش آمد با انعقاد پیمان صلح حدیبیه که باید آن را شاهکار و نقطه عطف سیاسی جهانی و به اصطلاح امروزی ها، دیپلماسی پیامبر به شمار آورد، کار دعوت و ابلاغ رسالت جهانی خود را آغاز کرد. رسول اکرم، بعد از بسته شدن «پیمان صلح حدیبیه» با کافران مکّه، و تحکیم پایه های داخلی قدرت، در سال هفتم هجرت، کار دعوت و ابلاغ جهانی خود را آغاز کرد. حضرت با اعزام سفیران و مبلّغان تعلیم دیده، مجرّب، دنیا دیده، مؤمن و مجاهد، همراه با ارسال نامه هایی سرشار از نکته های دقیق سیاسی و تبلیغی، در عرض مدّت کوتاهی توانست قلب میلیون ها انسان جاهل، ظالم ،بت پرست، مادّه پرست و کافر را متوجّه خدا کند و این کامیابی در دنیا از جهات بسیاری بی نظیر است.
سفارش پیامبر (ص) درباره ی یهود و نصارایِ یمن
پیامبر اکرم در دستورالعمل ارشادی و حکومتی به عمروبن حزم که او را به یمن فرستاد تا مردم را به آموزه های اسلام فراخواند، نوشت که برای همه ی اقشار مردم یمن، حتّی یهود و نصارا، دستورهای اسلام را اجرا کند. در فقره ی ۲۱ این عهدنامه آمده است:
واِنّه مَن اَسلَمَ مِن یهودیٍّ او نصرانیٍّ اسلاما خالصاً مِن نَفسِهِ وَ دانَ بِدینِ الإسلامِ فانّه مِنَ المؤمنینَ لَه مِثلَ ما لَهم وَ عَلَیه مِثلُ ما عَلَیهم؛ و مَن کان علی نَصرانیهٍ او یهودیهٍ فاِنّه لا یُردَ عنها ۵؛
هر یهودی و یا نصرانی[مسیحی] که مسلمان شود و اسلام پاک و خالصی اظهار کند، از جمله ی گروه مؤمنان و مسلمان است؛ هر آن چه مسلمانان دارند، شامل او نیز می شود و در نفع و ضرر با آن ها شریک است و هر گونه که در یهودیت با نصرانیت خود باقی بماند، هرگز به ترک دین خود وادار نمی شود.

بردباری پیامبر اکرم در برابر بدرفتاری یهود

پیامبر (ص) در مقابل بدرفتاری یهودیان صبور بود و از نفاق هایشان چشم می پوشید و آن ها را با مسلمانان برابر می گرفت و به آداب و رسوم دینی آنان احترام می گذاشت. بر پیمان هایی که با یهودیان بسته بود، استوار بود و اگر یکی از یهودیان بر خلاف پیمان رفتار می کرد، فقط به مجازات او بسنده می کرد و دیگران را به گناه او نمی گرفت، چنان که درباره ی کعب بن اشرف و سلام بن ابی حقیق که به مسلمانان خیانت کرده بودند، همین روش را به کار بست و متعرّض یهودیان دیگر نشد. رفتار پیامبر (ص) با یهودیان خیلی ملایم تر از رفتار وی با مردم قریش و دیگر قبایل عرب بود.

پیامبر (صلی الله علیه وآله) و بیت المدارس یهود

مدارس و دیگر مکان های متعلّق به یهودیان مورد احترام پیامبر(ص) و مسلمانان بود. یهودیان آزادانه در این مدارس به فعالیت های تبلیغی و دینی خود مشغول بودند و مسلمانان متعرّض آنان نمی شدند و حتّی پیامبر اکرم در مدارس یهود حاضر می شد و با استفاده از استدلال و منطق روشن، با علمای آنان به گفتگو می نشست.. روزی پیامبر (ص) بر یکی از این مدارس وارد شد و همه ی کسانی را که در آنجا بودند، به آیین خود دعوت کرد. دو نفر از بزرگان یهود به نام های نعمان و حارث گفتند: بر چه آیینی دعوت می کنی؟ فرمود: روش ابراهیم و آیین او. آنان گفتند: آیین ما اصیل تر از آیین تو است؛ زیرا ابراهیم، خود یهودی بود. پیامبر (ص) فرمود: تورات را بیاورید تا در این موضوع میان من و شما داوری کند. آنان از آوردن تورات خودداری کردند و وحی الهی (سوره ی آل عمران، آیه ی ۲۳)، در سرزنش این عدّه نازل شد.

جنگ افروزی یهود

در این جا به چند نمونه از فعالیّت های تحریک آمیز یهود اشاره می شود:
۱٫ تضعیف عقیده: حسن سلوک پیامبر اکرم(ص) سبب شد که روز به روز بر تعداد مسلمانان افزوده شود. این پیشرفت، سبب اضطراب عالمان و محافل مذهبی یهود شد؛ از این رو با پیش کشیدن سؤالات پیچیده ی مذهبی می خواستند عقیده ی مسلمانان را درباره ی پیامبر متزلزل سازند. قسمت مهمّ این مجادله ها در سوره ی بقره و سوره ی نسا مشهود است.
۲٫ ایجاد اختلاف: از آن جا که طرح شبهات و سؤالات پیچیده، نه تنها عقیده ی مسلمانان را درباره ی پیامبر خود تحکیم می کرد؛ بلکه سبب می شد تا مقام علمی و اطّلاعات غیبی وی بر همه آشکار شود. و در سایه ی همین بحث ها، دسته های گوناگون از بت پرستان و یهود به اسلام گرویدند؛ از این رو، به اختلاف میان قبایل عرب مسلمان دامن می زدند.
روزی قبیله «اوس» و «خزرج» در نقطه ای جهت وحدت و یگانگی گرد آمده بودند؛که مدّت یکصد و بیست سال، دشمن خون آشام یکدیگر بودند، این موضوع یکی از یهودیان را سخت متأثّر کرد. بی درنگ به جوانی یهودی که در آن میان بود، اشاره کرد که خاطرات تلخ جنگ های گذشته را که میان دو قبیله وجود داشت، به یاد آنان آورد. آن جوان چنین کرد. نزاع و تفاخر میان دو دسته ی مسلمان اوس و خزرج آغاز شد. نزدیک بود آتش جنگ میان آنان شعله ور شود که به پیامبر(ص) خبر رسید و از نقشه ی شوم مخالفان آگاه شد. بی درنگ با گروهی از یاران خود پیش آنها آمد و هدف اسلام را متذّکر شد و فرمود: اسلام شما را با یکدیگر برادر کرد. باید تمام کینه ها و خشم ها را به دست فراموشی بسپارید؛ آن گاه به قدری آن ها را پند و اندرز داد و از سرانجام بد اختلاف آگاه شان ساخت که یک مرتبه ناله و صداهای آن ها به گریه بلند شد و برای تحکیم مبانی برادری، هم دیگر را در آغوش گرفتند و از درگاه خدا آمرزش طلبیدند.
۳٫ قیام مسلّحانه و اقدام های نظام: کارشکنی یهود در آغاز و سال نخست هجرت در حدّ مجادله، ایجاد تردید و گاهی اهانت زبانی بود و پیامبر اکرم با بردباری خاصّ خود، همه را تحمّل می کرد؛ امّا این جنگ سرد به قیام مسلّحانه تبدیل شد. در حومه ی یثرب، سه قبیله ی بزرگ و قدرتمندی که نبض اقتصادی در آن جا را در دست داشتند، زندگی می کردند. هر کدام به گونه ای در ضدّیت و براندازی نظام نوپای اسلامی و نقض پیمان مشترکی که با مسلمانان داشتند، اقدام عملی کردند.
قبیله ی «بنی قینقاع» خونِ مسلمانی را در بازار یثرب ریختند. این مسلمان، از زن مسلمانی دفاع می کرد که مورد آزاد و تمسخر جوانان یهودی قرار گرفته بود. پیامبر اکرم در مقابل این عمل کرد یهودیان و نیز به دلیل اصرار زیاد عبدالله بن اُبی، از پیکار نظامی با آنان خودداری، و در تنبیه یهودیان به حداقل بسنده کرد و قرار شد یهودیانِ «بنی قینقاع» با تحویل سلاح، سرزمین مدینه را ترک گویند. آنان نیز از مدینه به سرزمین «وادی القُری» و از آن جا به سرزمین شام،کوچ کردند.
یهودیان «بنی نضیر» نقشه ی قتل پیامبر(ص) را ریخته، تصمیم گرفتند او را ترور کنند. سران این قبیله قصد داشتند با افکندن سنگ بزرگی از بالا، به حیات پیامبر (ص) خاتمه دهند؛ ولی حضرت از توطئه ی یهود آگاه شد.
پیامبر (ص) به اصحاب خود فرمان آماده باش صادر، و قلعه ی «بنی نضیر» را محاصره کرد. یهودیان آماده صلح و تسلیم شدند و پیامبر (ص) هم صلح آنان را پذیرفت مشروط بر این که سلاح خود را تحویل دهند و اموال منقول خود را ببرند و آنها برای حمل در و پنجره، خانه های خود را ویران می کردند؛ سپس همگی به «خیبر» و از آن جا به شام کوچ کردند.

نمونه های دیگر از رفتار مسالمت آمیز پیامبر (صلی الله علیه وآله) با یهودیان

ناله ی کنیز یهود و فریاد پیامبر(ص) بر بلال حبشی


هنگام مراجعت مسلمانان به مدینه، بلال مأمور شد صفیه، دختر حیّ بن اَحطب، رییس یکی از حصارهای خیبر را با کنیز دیگری به مدینه برساند. بلال آن دو زن را بر شتری سوار کرده، به سوی مدینه رهسپار شد و در اثنای راه، به طور تصادفی آن دو زن یهودی را از کنار کشتگان عبور داد. کنیزک از مشاهده ی کشتگان به ناله افتاد. پیامبر اکرم (ص) چون ناله ی کنیز یهودی را شنید، ناگهان فریاد زد: بلال! مگر رحمت و عطوفت از دلت رخت بربسته است که این دو زن را بر کشتگان عبور می دهی !
هنگامی که عبدالله بن اُبی دوست و هم کاری دایم یهود و دشمن سرسخت اسلام از دنیا رفت. یهودیان در مرگ وی عزا گرفته، می گریستند. از طرف پیامبر اکرم نه تنها مورد تعرّض واقع نشدند، بلکه خود در عزای شان شرکت جسته، به یهودیان و فرزند عبدالله بن ابی تسلیت گفت.عایشه، همسر رسول اکرم، در حضور حضرت نشسته بود که فردی یهودی وارد شد. هنگام ورود به جای «سلام علیکم»گفت: «السام علیکم» یعنی «مرگ بر شما» ، طولی نکشید که یهودی دیگر وارد شد. او هم به جای «سلام» گفت: «السام علیکم» . روشن بود که تصادفی نیست؛ بلکه نقشه ای بود که با زبان، رسول اکرم را بیازارند. عایشه سخت خشمناک شد و فریاد برآورد: «مرگ بر خود شما و …». رسول اکرم فرمود: ای عایشه! ناسزا مگو، ناسزا اگر مجسّم شود، بدترین و زشت ترین صورت ها را دارد. نرمی و بردباری روی هر چه گذاشته شود، آن را زیبا می کند و زینت می دهد، و از روی هر چیزی برداشته شود، از زیبایی آن می کاهد، چرا عصبی و خشمگین شدی؟ عایشه: مگر نمی بینی یا رسل الله که این ها با کمال وقاحت و بی شرمی به جای سلام چه می گویند: پیامبر (صلی الله علیه وآله) چرا، من هم در جواب گفتم: «علیکم» (بر خود شما) همین قدر کافی بود.

نتیجه:

درپایان به یادآوری قوای «عقل-شهوت-خیال-غضب» برمی گردم لذا بازای هریک از قوای ذکر شده ، لذتی و «مصیبتی» نیز وجود دارد.که قوای عقل بخوانید(یادشاهان ممالک بشری) لذتشان در کمال ومعرفت انسان وتکامل انسانیت است و مصیبت شان در جهل و گمراهی ست.همچنین مقتضای غضب شان چون درقهر وانتقام است لذتشان نیز در غلبه و تسلط است و مصیبت شان در مغلوبیت آنهاست.

واز آموزه های همزیستی پیامبر (ص)با یهودیان ،ضمن پی بردن به سیره عملی پیامبر(ص)بخوبی در می یابیم هرکجا قوای غضب وشهوت وخیال باهم متحد شوندواز عقل پیروی نکنند انسانها دچار گمراهی و همنوع کشی می شوند.

جهت اطلاعات بیشتر به سایت:http://sahar2.com مراجعه نمایید.

تبعات فیلم سالهای مشروطه از صداوسیما

اسفند ۱۲م, ۱۳۸۸

تبعات پخش فیلم سالهای مشروطه از صداوسیما

سید محمد جواد پردستان

با پخش فیلم سالهای مشروطه ازصدا و سیما و بررسی جزئیات آن ، بحث درمورد آثار و تبعات این فیلم در نگاه مخالفان و موافقان آن، کارشناسان،خبرنگاران و اقشار مختلف مردم به اوج خود رسیده است.

موافقان این فیلم آنرا ضرورتی برای جراحی مشروطه می دانند. و تاکید شان بجاست ؟زیرا این فیلم تاریخی وتحریف شده در بلند مدت آثر او بر نسل حاضر و آینده پدیدار خواهد شد.

در مقابل مخالفان استدلال می کنند اگر به لزوم ساماندهی استفاده ی صحیح از منابع تاریخی توجه نشود قطعاٌ تاریخ ایران زمین در آینده دچار مشکل می شود و سرمایه های ملی از دست خواهند رفت. همانگونه که دیدیم در این فیلم چگونه اسطوره های مشروطه و مفاخر چند قوم چگونه به چالش کشیده شدند وچگونه کتیبه های موجود مظلوم واقع شدند.البته اگر اینگونه فیلم ها مورد نقد منصفانه و جدی واقع نشوند چه بسا بزودی شاهد تاریخ نویسان وفیلم سازانی خواهیم بود که همه چیز را وارونه وبدور از واقعیت جلوه دهند و اقوام اصیل ایرانی را با چالش هایی جدی مواجه کنند.

همچنین مخالفان استدلال می کنند هر چند که ممکن است اجرای این قبیل فیلم ها نیز ضرورت داشته باشد ، اما اجرای آن بدین گونه نیز می تواند تبعات منفی فراوانی را به همراه داشته باشد.

لذا از طرفی دیگر ما را با موافق ومخالف کاری نیست بلکه از روی رسالت خبری چند نکته را که بسیار حائز اهمیت است و در این فیلم هرگز به آن پرداخته نشده می پردازیم:

۱-کتبیه نگاران پیرغار ،از تحریف نویسان تاریخ مشروطه ودست اندر کاران این فیلم می پرسند پیرغارکجاست؟

من که آنرا به چشم خویش دیده ام، پاسخ می دهم ؛ یکی از مناطق دیدنی وسیاحتی شهرستان فارسان در استان چهارمحال و بختیاری استکه در ایام نوروز پذیرای علاقه مندان به طبیعت است که در دامنه این منطقه سیاحتی« دو سنگ نوشته بزرگ متعلق به زمان دلاور مردان مشروطه خواه بختیاری است که این غار را پس ازتجمع و رایزنی با سران نهضت مشروطه به فرماندهی سرداراسعدبختیاری اردوگاه خود قرار داده و عازم فتح تهران شدند . تفرجگاه پیر غار فارسان در فاصله ۴۰ کیلومتری شهرکرد واقع شده است

۲-نسل حاضر وآینده از ما می پرسند سرداراسعد بختیاری کیست ومشروطه چیست؟

دست نوشته های تاریخ و اسناد ایران زمین و شعرای آزادیخواه پاسخ می دهند:« مرحوم حاج علی قلی خان سرداراسعد دوم فرزند حسینقلی خان ایلخانی این جعفرقلی خان ابن حبیب اله خان ابن ابدال خان ابن علی صالح خان ابن عبدخلیل آقاابن خسروآقا ابن حیدر لرستانی است.

حیدرلرستانی کی بود؟همان رئیس طایفه پاپی بوده که شش برادرش دریک شبیخون درلرستان کشته شدند وتمام املاک واحشامی که داشتند به غارت بردند،حیدرونوکرش که جهت شکاربه کوه رفته بودند.ازین معرکه جان سالم بدر برد.وازبیراهه خود رابه ایل زراسوند (یکی ازطوایف بزرگ دورکی هفت لنگ )دربختیاری رسانید.وپس ازمدتی همزیستی بااین طایفه ازمیان آنها زن اختیار کرد.وازرفتن به لرستان بکلی منصرف شد.زراسوند چگونه به بختیاری پیوست ؟(نقل قول از دکتر جزایری ) طایفه زراسوند براساس تحقیقات بعمل آمده نیز دوبرادربودندکه ازطرف دریای خزروارد قوم بختیاری شدند که درابتدا به برادران (خزری وخزرسرخ) شهرت داشتند سپس بعلت استحاله درگویش اصیل بختیاری به (خدری وخدرسرخ)امروزه مشهور هستند.

تفاوت زراسوند ونسل حیدر لرستانی بابختیاریها ی اصیل:

بختیاریهای اصیل افرادی هستند،صبور،شکیب،اهل مدارا،غریب نواز،ولی زراسوند ونسل حیدرعلاوه بر غریب نوازی افرادی بسیارقاطع ،جسور،شجاع ،شفاف گو،زیرک بادرایت هستندکه ازکشته شدن

عبد خلیل آقا تا اتحاد هفت لنگ صاحب منصب خانی نبودند .

نقل ازسردار اسعد :عبد خلیل آقا به همراه هفتادنفر دیگر در یکی ازجنگلهای محلی که هفت شبانه روز بطول انجامید به دست چهارلنگ ها کشته می شوند وفرزندش علی صالح خان درآن زمان جوانی نابالغ بود.ولی عبد خلیل آقا برادر دیگری «بنام احمد» ازطرف مادر داشت .که بعد از فوتش کلاهی از «لت »(پاچه ای از موی بز )برسرگذاشت وعهد کرد تاخونخواهی برادراین کلاه خشن راازسر برندارند .که سرانجام درمجلس عزای یکی از بزرگان هفت لنگ سخنانی شورانگیز برزبان آورد وازمیان زنان یکی به پا خاست وگفت:«احمد بیشترازاین بااین مردان سخن مگوی من غیرت ومردانگی درآنها نمی بینم .من یک تنه حاضرم که دراین موقع به تو کمک کنم»سپس مشک آبی به دوش انداخت وگفت :«صلاحی غیرازاین ندارم ،اینک تو شمشیر خود بیاویزتاباهم به جنگ مردان چهارلنگ شتابیم .باشد که بعد ازهلاکت من وتولکه ی تاریخی ازبرای مردم هفت لنگ به روزگاران باشد.»سخنان این زن برآن جماعت اثرغریبی گذاشت وباعث جنگ بزرگی به خونخواهی «عبدالخلیل آقا» دربین چهارلنگ وهفت لنگ شد.»پس ازاین جنگ فرزندان«احمد که ازنزدیکان سرداراسعد هستند به طایفه ی «احمد خسروی» مشهورند.وعلی صالح خان فرزند عبدخلیل آقا نیز پس ازآنکه به رشد ورشادت رسید به کارهای بزرگی انجام داد.وازطرف نادرشاه افشار به مراتب سرداری ،لقب خانی مفتخرشد.

نکته :

البته شایان ذکر است که ریاست ایلخانی بختیاری ازدورا ن صفویه تا زندیه برعهده ی فرزندان جهانگیر خان آسترکی بوده است .که پس ازکشته شدن ابوالفتح خان ، لذاکریم خان زندکه به اسم شاه اسماعیل صفوی سلطنت می کرد.فرمان«ایلخانی »راازطرف شاه اسماعیل به «ابدال خان » پسر علی صالح خان داد.

متن فرمان کریم خان زندبه ابدال خان بختیاری فرمان عالی شد آنکه چون عالیجاه رفیع جایگاه شوکت وجلالت دستگاه،شهامت ونبالت (صاحب نجابت ،نیک وغیب ،آگاهی ،بیداری ،دقت) اشتباه عقیدت واخلاص جایگاه ابدال خان بختیاری بعدازتفضلات جناب حضرت باری به توجهات خاطر فیض مظاهرعالی مستظهر و امیدوار بوده بداند که بعد از انتظام مهام مملکت فارس و کهگلویه الی بنادر وسواحل،موکب رفیع کوکب عالی به عزم یورش عراق و قلع وقمع اعادی پرنفاق عنان عزیمت به صُِوب دارالسلطنه مزبور،مقررایات عز وشأن و کیفیت قرار آزاد بد نهاد را از دارالسطنه ی مزبور،به مجرد استماع حرکت موکب نصرت نشان البته تا بحال استماع نموده خواهند بود و چون حال الحمدوالله و المنه ابواب ونشاط گشاده و روز ادعای بدسگال تیره و دست اقبال به کلام عالی چیره و منظور نظر خورشید اثرهم آن است که من بعد لازمه ی محبت و مهربانی نسبت به آن عالیجاه و «عموم بختیاری » بعمل آورده لت نانی که جناب اقدس الهی عطا فرماید ،از ایشان دریغ نداشته با یکدیگر به مصرف برسانیم. لهذا می باید به وصول فرمان مطاع و ورود و حصول اطلاع بر مضمون من جمیع الجهات خاطر خود را به حقیقت کلام عالی جمع داشته و در کمال خاطر جمیع به اتفاق سایرخوانین وسلاطین بختیاری روانه ی حضور که به عنایت الله بعد از ورود آن عالیجاه شکوت دستگاه نوعی مراعات ومهربانی فرماییم که محسود اقران وامثال گردند ودر این باب قدغن تام لازم دانسته و در عهده شناسند .

به تاریخ شهر ربیع الاول ۱۱۴۹ه.مصادف با ۱۷۳۶ میلادی

یامن هو به رجاه کریم

گفتنی است دراین هنگام چهارلنگ و هفت لنگ باهم متحد شده بودند و در پرتو این اتحاد علیمردان خان اول توانست یک شب «شاه»ایران باشد.

پاره پاره کردن ابدال خان بدستور آقامحمدخان قاجار

آقامحمد خان قاجار درهنگام سلطنت خود دوجنگ با بختیاری نمود. در جنگ اول بدلیل متحد بودن چهارلنگ وهفت لنگ شکست سنگینی خورد. ولی در جنگ دوم با وعده های دورغین ،بعضی از خوانین بختیاری را فریب داد. و با این تدبیر بختیاریها از جنگ ومجادله و مبارزه با او روی گردان شدند.

وتنها ابدال خان در مقابل آقامحمدخان قاجار ایستاد و جنگید و درحالیکه زخم های فراوانی بر تن داشت «اسیرآقامحمدخان » شد. پس از آنکه ابدال خان را نزد او آوردند فحاشی زیادی به او نمود ، ابدال خان در جواب گفت:«قدرت خدای راست که مثل من مردی را در برابر چون تو عجوزه ای دست بسته به پای داشته».

آقامحمدخان قاجار از این حرف خشمگین شد و دستور به غلامان خویش داد تا او را زنده زنده ،پاره پاره کردند وکشتند.

بعدازابدال خان برادرکشی حاصل واژه ی«ایلخانی»شد.

ازاینجا به بعد لازم است اهل قلم نگاهی «آسیب شناسی»به قوم بختیاری داشته باشند تابا به تصویر کشیدن حقایق وناگفته های حوادث تلخ برادرکشی فقط به پاسداشت رسیدن به وا‍‍ ژه ی «ایلخانی»

پرده ازایهام ها وکاستی ها درجامعه ی بختیاری بردارندتانسل ها تفهیم شوندکه پادشاهان بی کفایت قاجاربا مطالعه دقیق دوران صفوی وچگونگی ایجاد تفرقه بین قوم بختیاری نهایت استفاده رامی نمودند بگونه ای که پس ازقطعه قطعه کردن ابدال خان توسط آقامحمد خان قاجارشخصی به نام «چراغ خان احمدمحمدی»ازطایفه بابادی رابه سمت «ایلخانی »منصوب می نماید،بذرکینه رادرسرزمین بختیاری آبستن وبارورمی نماید،واین باعث شکاف عمیق دربین طوایف هفت لنگ می شود.به گونه ای که هفت لنگ به شعبه ی«بابادی باب ،دورکی باب،بهداروند»تقسیم می شود،ازطرفی «چراغ خان احمد محمدی »ازطرف حکومت ،«ایلخانی»میشود،ازدیگر سوحبیب اله خان وفرج اله خان فرزندان ابدال خان وارث «ایلخانی»پدر میشوند.وازطرفی دیگر«اسد خان»که فردی شجاع ومشهورازطایفه بختیاروند بود نیز سرازاطاعت ازحبیب اله خان پیچیده ودعوی ریاست ایل هفت لنگ نمود.دراین میان مردم هفت لنگ دو دسته شدند گروهی هوادار حبیب اله خان وگروهی هواداراسد خان بختیاروند سرانجام پس ازفوت حبیب اله خان«ایلخانی»به الیاس خان فرزند فرج اله خان رسید ودرزمان اوجنگ روس وایران درگرفت .که وی هزارسواره بختیاری به ریاست حسن خان برادرش،به اردوی نایب السلطنه عباس میرزافرستاد.

جدال مردانه ی بختیاریهاوخیانت عباس میرزا

سرداراسعد درکتاب خود می نویسد:«دریکی ازجنگهای عباس میرزا باروس ، [روسها]یکی ازتپه هاراسنگربسته بودند.عباس میرزا بختیاریهاراپیش طلبید وگفت اینک سخت بشتابید وتپه راازروسها بگیرید.گفتند سواره ممکن نیست به این تپه رفتن ،اگرهم بخواهیم پیاده برویم باید اسبهای خودرابدست رفقای خود بسپاریم .وعده ی ما نقصان می پذیرد.شاهزاده چریک عراقی را فرمود اسبهای آنهارانگاه داشته بختیاریها پیاده اطراف تپه راگرفتند و رزمی سخت داده روسها راپس نشانیدند وبه تپه صعودکرده تپه رامتصرف شدند.پس ازآنکه ازکارآنجا فراغت یافتند،فرود تپه را نگریستند.نه ازچریک عراقی خبری بود ونه ازاسبها،معلوم شد قشون نایب السلطنه فرارکرده،دراین وقت ازطرف اردوی روسها یک نفر به رسالت نزد حسن خان آمده که بی جهت خود را آزارندهید.اگرخواهید به سلامت بمانید تسلیم شوید. بختیاریها که کار را دگرگون دیدند،دست ازجنگ کشیده تسلیم شدند.روسها آنها رابه اسیری بردند.پس ازصلح میان دولت ایران وروس،بختیاریها نجات یافته وبه وطن خودمراجعت نمودند.

نکته:تا درگیری مذکور بختیاریها و مجموع عربهای خوزستان وایلام با هم پیمان اخوت داشتند و عباس میرزا با همان شگرد آنها را از هم پاشید.

آغازجنگهای خانوادگی هفت لنگ

بعدازفوت الیاس خا ن آنگونه که سرداراسعد نوشته ،میان اولاد فرج اله خان وحبیب الله خان وکلبعلی خان چندین جنگ روی داد. دریکی از جنگهای خانوادگی،تمام طوایف هفت لنگ وچهارلنگ اولاد فرج الله خان رایاری وهمراهی کردند وجعفر قلی خان پدربزرگ سرداراسعدرابه قتل رسانیدند دراین جنگ حسین قلی خان (پدر سردار اسعد) ۱۴ سال داشت.یکسال بعدباردیگرتمام طوایف هفت لنگ وچهارلنگ وبختیاریهای بروجرد با جمعیتی بالغ بر۹۰۰۰ نفرجنگجو بودند درچغاخوردرصددقلع وقمع وغارت خانواده ی کلبعلی خان وبرادرش وبستگان که صدنفرزن ومردبودندهجوم آوردند.پس ازهشت روز دلاوریهاورشادتهای غیر قابل توصیف آعلیدادخدرسرخ سرانجام درروزهشتم«حسین خان پسرفرج اله خان»،جعفرقلی خان پسراسدخان شیر کش به همراه هزاران جنگجوی دیگر کشته وزخمی میشوند. وسرانجام پس ازاین جنگ ،گروه ۱۰۰ نفره ی بر۹۰۰۰ جنگجو غلبه می کنند وکلبعلی خان به سمت «ایلخانی»می رسد.سرانجام پس ازجنگهای متعدد دریکی ازجنگها که دربازفت رخ داد ابدال خان پسر کلبعلی خان بعلت جراحات فراوان دارفانی راوداع گفت وکلبعلی خان بخاطرعشق وعلاقه ای که به اوداشت ۴۰ روز بعدازوفاتش دق مرگ شد.

شروع ایلخانی حسین قلی خان وایجاد اتحاد بختیاری

حسین قلی خان باکمال مهربانی وملاطفت باتمام برادران خویش وسران هفت لنگ وچهارلنگ رفتار می کرد.وی باالهام ازتفکرات «جهانگیرخان آسترکی» تمام خواهران ودختران خودرابه سران وطوایف بختیاری داد وخواهران ودختران سران طوایف بختیاری وقشقایی رابرای خودوفرزندان خویش به زنی اختیارکرد.وسرانجام توانست میان هفت لنگ وچهارلنگ اتحادوبرادری ایجاد نماید.دراین هنگامه اجانب انگلیسی وروس وآلمانی درصددچنگ اندازی به خاک ایران بودند.آنها به واسطه نیروهای اجیر شده ی خود بارها درصددجذب «آعلیدادخدرسرخ »که جنگاوری بی نظیر بود برآمدند.ولی آعلیدادکه داماد خانواده ی ایلخانی بود تن نداد سرانجام مزدوران انگلیسی تبار،جلسه ای را درقلعه لیت اندیکا تدارک دیدند.وحسین قلی خان ایلخانی وآعلیدادخدرسرخ رابدون حمل سلاح به این مهمانی دعوت کردند وآعلیدادکه به رسم بختیاری شهرت داشت دراین مهمانی به قتل رسید وآعلیداد درواپسین لحظات عمرخویش ازفامیل وبستگان خویش خواست که دیگرکسی درانتقام کشته شدن اوخون کسی را جاری نسازد،واین موجب شدتا هفت لنگ وچهارلنگ با ردیگربا هم متحد شوند.وحسین قلی خان ایلخانی آنچنان به افتخار وعزت رسید که بیش از ۵۰۰۰ سواره ی جنگی رابرای اردوی خویش فراهم نمود.دراین هنگام ظل السلطان حاکم اصفهان وبلادبختیاری شد.وبعضی مواقع ایلخانی شاهزاده (ظل السلطان)را ازظلم وتعدی منع می کرد،این تأکید برمبالغه ومزاج شاهزاده که عادت به شنیدن تملق وچابلوسی داشت خوش نمی آمد.

ازحسادت فرهاد میرزا تا قاتل حسین قلی خان ایلخانی

دراین هنگام ظل السلطان حاکم اصفهان بود،فرهاد میرزا پسرعباس میرزا نیز حاکم فارس شد.آنهاباهم رشک حسادت ودشمنی داشتند،ازطرفی دیگرظل السلطان باحسن قلی خان ایلخانی مهربان ودوست شده بود.لذا معتمدالدوله (فرهادمیرزا)خصومت خود را با ایلخانی روزبروزبیشتروآشکارترمی کردتاآنجا که ناصرالدین شاه فرمان قتل ایلخانی رامحرمانه صادرکرد.وسرانجام سرداراسعد درکتاب خود اینگونه مرگ پدرراتوصیف می کند:«درمراجعت ظل السلطان به اصفهان مرحوم ایلخانی (حسین قلی خان پدرم)واسفندیار خان (برادرسرداراسعد)ازعربستان (خوزستان)به دیدن اوآمدند،من هم که باخودشاهزاده همراه بودم.درشب ۲۷ رجب ۱۲۹۹ ه/ژوئن ۱۸۸۲ میلادی ایلخانی واسفندیارخان ومن به دعوت ظل السلطان درمیدان شاه برای دیدن مشق سرباز حضوربه هم رسانیدیم.

پس ازاتمام مشق با ظل السلطان مراجعت به عمارت دولتی نمودیم .نزدیک غروب ظل السلطان به مرحوم ایلخانی گفت شما مشیرالملک به اطاق بروید ودرباب عربستان (خوزستان)مذاکرات بنمایید.پس ازآن به اسفندیار خان ومن گفت :که شما هم به منزل بنان الملک بروید که به شما کارلازم دارم.

ما با بنان الملک مشغول صحبت شدیم که زنجیربسیاربزرگی آورده ما را زنجیرنمودند وفورا سربازتمام باغ رااحاطه کرد.دراین وقت بنان الملک برخاسته بیرون رفت.ما دانستیم که ایلخانی رانیزگرفتار نمودند. پس ازآن پاهای ما را خلیلی (غل) نمود ه وبازوان ما را نیز بستند.

درهمان شب مرحوم ایلخانی رابه قتل آوردند(رسید).صبح آن شب درشهرشهرت انداختند که ایلخانی سکته کرده آنگاه نعش آن مرحوم رابا کمال احترام بلندکرده ودرتخت فولاد درتکیه میربه خاک سپردند .پس ازآن ما را به انبار محبوسین که جای بسیار سختی بود نقل دادند.

ظل السلطان دراین وقت محمدحسین خان سپهدارپسر حاجی ایلخانی (امام قلی خان)راکه ازاصفهان جای داشت نزدحاجی امام قلی خان ایلخانی عمووسایر خوانین فرستاد که آنها رااطمینان داده به مراحم دولت امیدوارسازد… نمی توانم انکارکنم که این اتفاق خارننگی بود که تا ابد میان بختیاری ماند،زیرا که اگرنمی توانستند باشاه بجنگند،اقلا ظل السلطان رامی توانستند ازحکومت اصفهان معزول سازند.

بعدازیکسال که من واسفندیارخان درحبس ظل السلظان بودیم ،بواسطه سعی واقدام دوستان ما در تهران ،اجازه ی مرخصی ما راگرفتند.شاهزاده مرا مرخص کرد واسفندیارخان ۶ سال دیگردرحبس باقی بود.

آزادی اسفندیارخان واتحاد مجدد بختیاریها

سرانجام ظل السلطان عزل شد.وامین السلطان اتابک اعظم حکم مرخصی اسفندیار خان راصادرکرد وحکم ریاست ایل رابه ایشان داد.وریاست سواروغلامان رکابی رابه «سرداراسعد»داد.۷سال ازریاست ایلی اسفندیارخان گذشت .سرانجام باگذشت دوسال دیگر سرداراسعد بختیاری برای اصلاح امورایلی وایجاد اتحاد ازتهران به طرف قوم بختیاری سفرکرد.پس ازدوسال تلاش توانست کدورت هاراکامل ازبین خانواده ی ایلخانی وحاجی ایلخانی وسایرخوانین ازبین ببرد جهت تشکیل انجمنهای مخفی وپیدا کردن همدست ،برای بدست آوردن قانون باردیگربه تهران مراجعت نمود.

سرانجام درسال ۱۳۱۳ ه ناصرالدین شاه توسط میرزارضا کرمانی کشته شد.سرداردرتوصیف این موضوع می نویسد:«میرزا رضای قاتل راهم درآن روزگرفتارساخته باموکب شاهی حمل به تهران کرده درعمارت گلستان گذاشته مأمور به حفظ وحراست عمارت دولتی شدم وخودمن هم شب وروزدرخدمت امین السلطان بودم.دراکثری ازاستنطاقهای میرزا رضا که محرمانه می شدحضورداشتم.آنچه برمن معلوم شد،قصدش خدمت به ملت بود.چنانکه ازاوسؤال شد :«ناصرالدین شاه راکشتی ،چه شاه بهتری ازاوپیداکردی ؟

میرزا رضا جواب داد:«این مسئله راخوب میدانستم نهایت این بودکه صدای طپانچه ی من ظالمهای مغرورراازخواب غفلت بیدارکرد.»

ونیزدراستنظاق دیگرگفت :ایرانیان را متنبه ساختم که بیشتر ازاین زیر بارظلم نروند.»

درمدت سلطنت مظفرالدین شاه من سالی یک دفعه به تهران آمده سه ماه توقف کرده مراجعت به بختیاری می نمودم.درسال ۱۳۱۸ ه /۱۹۰۰ میلادی ازراه هندوستان به مسافرت فرنگستان رفتم درکراچی ازکشتی پیاده شده بعداز سیاحت چندین بلادوممالک هندوستان بطرف شهر بمبئی حرکت کردم. بعدازسیاحت بمبئی عازم مصرشدم .چون فصل زمستان بود،مدتی درآنجا توقف کرده به سمت فرنگستان رفتم ودرمارسل/مارسی پیاده شده ازآنجا به پاریس عزیمت نمودم.

بعدازمدتی توقف وسیاحت پایتخت های اروپاازراه روسیه بطرف تهران حرکت کردم.بعدازمسافرتم به ایران بکلی توقف درتهران راخوش ندانستم ،زیراکه شخص یا باید درممالک متمدن مثل فرنگستان زندگی کندیااینکه درمساکن یا محلهای طبیعی مثل جبال بختیاری تعیش نماید.

سرداراسعد ازفوت برادرتابازگشت ازفرنگستان

سرانجام پس ازفوت اسفندیار درسال ۱۳۲۱ ه برحسب قانونی فامیلی محمدحسین خان سپهدارپسرحاج امام قلی خان ایلخانی –ریاست ایل می شود.بعداز دوسال بارحلت محمدحسین خان «ریاست ایل»به نجف قلی خان صمصام السلطنه برادرسرداراسعد می رسد.یکی ازخدمات وتحولات مهمی که توسط سرداراسعد درسال ۱۳۱۴ه درکشوراتفاق افتاد گرفتن امتیاز راه کاروان روازاصفهان تاناصری (اهواز)ونصب پل هایی برروی رودخانه کارون است .

سرداراسعد بعلت معالجه چشم درهنگام به توپ بستن مجلس توسط محمد علی شاه درفرنگستان وخارج ازایران بود

سرداراسعد درکتاب خود دراین باره می نویسید:درفرنگستان بودم که خبربه توپ بستن مجلس ملی رسید.بسی این خبراسباب اندوه شد،:زیراکه بی اندازه ازجان ودل درخدمت به مشروطیت ساعی بودم وزحمت بسیاردراین راه کشیده بودم وگمان من این بودحیات ایرا ن فقط منحصربه مشرطیت است.

درپاریس به خیال افتادم که اقدامی دگرباره درتشکیل مجلس بنمایم وسعی ها دراین باب نمودم واخباری که ازولایت می رسیدکه بختیاریها هواخواه محمد علی میرزا می باشند وعده ای ازایشان درتبریز با ملتیان مشغول جنگ هستند برحزن من افزود وهرروزه بواسطه ی مراسلات ،برادران وعمو زادگان خودراتحریک وترغیب به خدمت ملت ومشروطیت می نمودم که خودداری نداشته باشندوشخص مخصوصی ازپاریس نزدجناب حاجی آقا نورالله به اصفهان فرستادم واو را واداربه همراهی باملت نمودم.

پس ازآنکه رسول من به چهارمحال آمد بین جعفرقلی خان پسرم وصمصام السلطنه راکه ازپیش کدورت بوداصلاح نمود التیام داد وایشان را وادارکرده که به اصفهان تازند وشهررامتصرف شوند.برادرم یوسف خان امیر مجاهد راکه درفرنگ نز من بود برای دستورالعمل به چاپاری به اصفهان نزد صمصام السلطنه فرستادم.صمصام السلطنه باعده ای سوار ازبختیاریها وجمعی ازخوانین ازجمله ضرغام السلطنه ،منظم الدوله ،عزیز الله خان منظم الملک وغیره به اصفهان حمله برده پس ازمختصر جنگی شهررامتصرف وعلم مشروطیت رابرافراشتند.اقبال الدوله واجزای حکومت به کنسول خانه متحصن گردید.

دراین وقت لطفعلی خان امیرمفخم عموزاده وحاجی خسرو سردار ظفر اخوی درتهران بودند ونصیر خان سردار جنگ به معیت اردوی دولتی درتبریز وامیرمفخم وسردارظفرازتهران مأمورشدند که با اردوی دولتی به اصفهان به جنگ صمصام السلطنه بروند که من برای رفع نزاع داخلی وخدمت به ملت باکمال سرعت ازپاریس به ایران آمدم.

چگونگی ورود سردار اسعد به ایران وحمله به تهران

درآن هنگام بدلیل آشکارشدن مشروطه خواهی سرداراسعد آمدنش ازپاریس به ایران ازطریق راه روسیه ممکن نبود.لذا ناچارشدازطریق راه هندوستان به خوزستان واردشد ومردم خوزستان راتشویق به مشروطه نمودسپس ازراه بختیاری عازم اصفهان شد.ودرگرمسیربختیاری جعفر قلی خان سرداربهادر رابرای جمع آوری سواره جای گذاشت وخودش به چها رمحال رفت .وتعدادی نیروی سواره وپیاده نزد صمصام السلطنه فرستاد تااینکه بعداز۱۵ روزجعفرقلی خان (سرداربهادر)باتعدادزیادی سواره وپیاده به جونقان که قلعه ومنزل مسکونی سرداراسعدبود،آمد .دراین هنگام جمع کثیری ازآزادیخواهان وخوانین بختیاری به نیروهای سرداراسعد پیوستند ودرپیرغارواقع درچند کیلومتری شهر فارسان فعلی طرح حمله وتصرف تهران راپایه ریزی کردند.ازطرفی دیگر اردوی سپهدار،قزوین رافتح نمود.پس ازفتح قزوین واصفهان یک ماه منتظرنتیجه ی وعده های محمدعلی میرزا ماندندامامحمدعلی میرزا به وعده های خود وفا نکرد.

سرانجام سرداراسعد باانتخاب هزار سواره ازبختیاری در جمادی الاول ۱۳۲۷ه /۱۹۰۹ میلادی به تهران عازم شد.وصمصام السلطنه اردویی تشکیل داد ودسته دسته سواره ونیروی جنگی برای سردارفرستاد.

ورود سرداراسعد به تهران

دراین هنگام یوسف خان امیر مجاهد ،مرتضی قلی خان پسر صمصام السلطنه ،عزیز الله خان پسر مرحوم رضاقلی خان ایل بیگی ،محمد تقی خان وعده ی زیادی ازخوانین ورؤسای بختیاری سرداراسعد راهمراهی میکردند .لذا ازآنجا که سرداراسعد خیال جنگ وجدال وخونریزی نداشت ازراه کاشان که اردوی دولتی مستقر بود نرفت وازراه جوشقان باهمراه داشتن یک ارابه توپ ته پر عازم شد.وازجوشقان محمد جواد جان منتظم الدوله ومحمد تقی خان ضیاع السلطان رابا ۲۰۰ سوار روانه قم کرد وقبل ازورود اردوی دولتی آن شهرراتصرف کردند و سرداراسعد بدون درنگ واردقم شد.درآن هنگام ژنرالهای کنسولگری انگلیسی وروسی ازاصفهان وارد قم شدندومذاکرات آنها بی نتیجه بود.سرانجام سرداراسعد پس ازچند روزتوقف درقم عازم تهران شد.دراین زمان امیر مفخم وسردارجنگ به شاه خدمت می کردند وامیر مفخم باقزاق وسواره وتوپ برای جلوگیری ازسرداراسعد به طرف حسن آباد حرکت کرد.اماسرداراسعد حسن آباد راترک کرد وبه رباط کریم رفت ،دراین هنگام سپهدارازقزوین به کرج آمده ودرآنجا اردوزده بود.چرچیل نماینده ی انگلیس ورومانوکسی نماینده ی روس دررباط کریم با سرداراسعد ملاقات کردند.پنج شب بعدازاین ملاقات وتوقف دررباط کریم سرداراسعد و سپهداربطرف قاسم آباد حرکت کردند وبا دولت مشغول مذاکره درخصوص «مشروطه» شدند.

چگونگی آغازجنگ تا ورودبه تهران

سرداراسعد درکتاب خود می نویسد :«ازآنجا که تمام خیال من این بود که همه بدانند من ابتدا به جنگ نکردم بلکه صبر نمایم آنها شروع به جنگ کرده باشند،لهذا درقاسم آباد اتراق کردم.فردای آن روز اردوی سپهدار به قراتپه آمده من نیز به ملاقات ایشان رفتم.قراردادیم که خود سپهداربه قاسم آبادبیاید واردوی او به ده مویزوبادامک بروند وطرف عصر من هم با سپهداربه اردو ملحق شویم .دراین وقت شاه آباد وحسن آباد وقلعه شاه وتپه سیف ویافت آباد درتصرف دولتیان بود.یک ساعت ازروز بیستم جمادی الآخر ی گذشته ازشلیک تفنگ ازخواب بیدار شدم .سواره را گفتم دربیرون دیه حاضر باشند ومن هم به آنها ملحق شدم ودانستم که این جنگ مقدمه ی اردوی سپهدار با امیرمفخم است.فورا بیشتری ازسواران رابرای جنگ مأمورکردم ومابقی رادرنگاه داری اطراف دیه حکم دادم ،زیرا که اردوی دولت بسیار بود ومتحمل بود که ازطرف دیگر به اردوی ما حمله بیاورند.

تفصیل این جنگ این بوداردوی امیر مفخم که دوفرسخ بااردوی مافاصله داشت آن شب راشبگیرکرده درطلوع صبح به طرف قاسم آباد حرکت نمودند که یکی از قلاع دهاتی حوالی قاسم آبادرالشکر گاه سازند

دست موسیویبرم خان (یپرم خان )که مقدمه اردوی سپهداربود به خیال رفتن به بادامک بودند.بلدی ایشان رااز راه حوالی قاسم آباد آوردن این بود که باسواران امیر مفخم به جنگ مشغول شدند.شعار اردوی مجاهدین که بستن پارچه قرمز به بازو بود مجال بستن نکردیم،زیرا که روز گمان جنگ نمی کردیم ازاین جهت یک دسته ازسواران ما را دسته موسیو یپرم دسته مخالف دانسته وازطرفین چند نفر مقتول شد.ازطرف دیگرسواران من با سواران امیر مفخم به جدال پرداختند واین جنگ تا غروب آفتاب درمیان بودکه درآن روز«عزیز اله خان پسررضا قلی خان ایل بیک عمو،سرداراسدخان نواده ی اسدخان مشهورداماد صمصام السلطنه ،نصراله خان دائی زاده وچهارنفر دیگرازرؤساواقوام کشته شدند.درآن روز۱۱ نفر کشته شدو۲۰ نفرمجروح شدند .فردای آن روز جنگی زدورشد ،اما سخت نبود .روز دیگر جنگ بود،اما شدت نداشت.به انداختن توپ وقت گذراندیم .درآن روز مصمم شدیم که شب راه حمله به شهرببریم .لاجرم دوساعت به صبح مانده حرکت کردیم.ازآنجاکه اطلاع داشتیم که تمام دروازه های تهران رامستحفظ گذاشته اند خصوصا دروازه های طرف قزوین را،لهذا راه کج کردیم وازدروازه بهجت آباد بدون مانع وارد تهران شدیم به تاریخ ۲۴ جمادی الاخر۱۳۲۷ ه/ژوئیه ۱۹۰۹میلادی .

فرارستارخان

مجاهدان ملت پس ازورود به شهر توانستند بامتواری کردن نیروهای دولتی ،مجلس ومسجد سپهسالار وبهارستان راتصرف نمایند دراین زمان بختیاریها تمام شهر راتصرف کردند وموسیویپرم با دسته ای به قزاقخانه یورش برد.سرانجام محمد علی شاه درجمعه ۲۷ جمادی الآخر به سفارت روس وانگلیس پناهنده شد .سپس کمیسونی ازعلماء ،شاهزادگان،اعیان،وتجار تشکیل وبااکثریت آراء سلطان احمد میرزا ی ولیعهد رابه سلطنت وعضدالملک رابه نیابت سلطنت منتخب ها وسپهداررابه عنوان وزیرجنگ وسرداراسعد بختیاری رابعنوان وزیرداخله انتخاب نمودند.

سردار اسعد درادامه ی خاطرات خود می نویسد:«ازاول ورود مابه تهران خبراغتشاش اردبیل راشنیدیم که خوانین اردبیل باخوانین قراچه داغ ومغان متحد شده درخیال آشوب اند .ایالت آذربایجان ستارخان راباجمعی سواربرای دفع فتنه ی خوانین شاهسون به اردبیل فرستاد .ولی آنها بعد ازغارت کردن تمام دهات مشکین وخلخال ازبرای شهراردبیل حرکت کردند ستارخان تاب مقاومت نیاورد و فرارکرد .

اسکندرخان فتح السلطان حکمران اردبیل به کنسولخانه روس پناه برد .شاهسون داخل شهرشده ازقتل وغارت ونهب اموال لحظه ای فرو گذار نکردند .۱۵۰۰ نفر قزاق وسالدات روس برای حفظ کنسولخانه وتبعه وارد اردبیل شد.

تبعید آخوندملا قربانعلی وشکست شاهسون

بعد ازورود روسها ،شاهسون دیگر نتوانستند درشهر بمانند.ولی باز هم دست ازشرارت برنداشتند وهمواره دراطراف قتل وغارت می کردند.تااینکه دولت مشروطه درصدددفع آنها برآمده لذا ۳۰۰ نفر سواره بختیاری با فرماندهی جعفرقلی خان سردا بهادرو موسیویپرم وصد نفر قزاق و۱۵۰ مجاهد ودو ارابه توپ شیندر ودو ارابه توپ ماکزیم توسط سردار اسعد بختیاری به اردبیل اعزام نمودوآخوندملا قربانعلی رادستگیر وبه عتبات عالیات تبعید وپس ازدوماه جنگ بااشرارسرانجام امیر عشایرورؤسا وخوانین وبیک زادگان اردبیل وقراچه همگی تسلیم شدند.دراین جنگ هزارخان وچند نفر ازرؤسای ایل شاهسون کشته شدند سرانجام پس ازآنکه اردبیل وآذربایجان مطیع ومنظم شد،اردوی دولتی مشروطه به تهران مراجعه ؛ودرهنگام ورودبه تهران ضمن تقدیرازسرداربهادروموسیویپرم سراسرشهرراآذین بستند.

سرداراسعد بختیاری چگونه وزیر جنگ شد

سرانجام درعشره دوم ربیع الثانی ۱۳۲۸ ه /مه ۱۹۱۰ کابینه مشروطه همگی پس ازده ماه ازمشاغل خود استعفاء دادند وبه اصرارمردم ووکلا دوباره همان کابینه تشکیل شد.بااین تفاوت که سپهداروزیر داخلی شدوسرداراسعد وزیر جنگ گردید.سرداراسعد دراین سمت همواره مورد سوءظن قرار گرفت وبعضی توطئه کردند که اوتمایل به تمام وزارت دارد.وی درکتاب خود می نویسد:بواسطه بعضی مذاکرات داخله وخارجه که چنان گمان می کردند من کمال میل رابه وزارت دارم،مصمم شدم به مردم حالی نمایم مقصود من خدمت به ایران است.درماه رجب که ریاست وزراء استعفا داد واستعفای اوسایروزراء قبول گردید ،ریاست وزراء به به المستوفی الممالک داده شد وتشکیل هیئت وزرا جدید شد.مجلس ملی من وسپهداررابه وکالت انتخاب کردند.ازآنجا که تمام خیال من این است درهرشغلی که باشم خدمت به ملت نمایم ومقصود م مقام شأن نیست ،باتمام قوت درهمراهی کابینه ی جدید حاضرخدمت شدم.

شورش مجاهدین پارک اتابک و تجمع درمنزل ستارخان

سرداراسعد درادامه خاطرات خود می نویسد:بعضی از مجاهدین که ازاول ورود به تهران همیشه مشغول شرارت بودند وچندین دفعه درمجلس ملی درباب جلوگیری ازآنها تذکراتی داد تا اینکه دردفعه ی آخروکلارأی دادند که مجاهدین راخلع سلاح شوند.مجاهدین ازاین رأی مجلس اطاعت نکردند،وتمام این جماعت درپارک اتابک که منزل ستارخان سردارملی بوداجتماع کردند.که ازطرف این اعلامیه منتشرشد.اعلان ازطرف اداره نظمیه

آغاز جنگ و همکاری حیدرخان عمواوغلی با قوای دولتی علیه ستارخان

متأسفانه یک ساعت منقضی شد، ولی ما نتوانستیم از این یک ساعت هم استفاده کنیم و فتنه‌جویان نخواستند که این فتنه بخوابد. به محض منقضی شدن آن یک ساعت دولتیان به تیراندازی آغاز کردند و جنگ درگرفت. سردار به صدای تفنگ از اطاق بیرون آمد و روی به من آورد و گفت: «آخر شما ساعت مهلت خواسته بودید که مبادرت به جنگ نکنند مگر از آن هم دریغ کردند؟» گفتم: «آن یک ساعت به پایان آمد، ولی دسیسة خودخواهان به پایان نرسید.» فرمود؛ «باز دیگری نیز تلفون کنید که یک ساعت نیز اقدام خودشان را به تأخیر بیندازند.» متأسفانه دیگر رابطة تلفون قطع شده بود و برای مکالمه با خارج دیگر وسیله‌ای در دست نبود، زیرا پارک محصور بود و کسی نمی‌توانست قدم از پارک بیرون گذارد و دیگر ارتباطی در بین جز صفیر تیر نبود. ناگفته نماند که نه سردار و نه سالار هیچ کدام داخل در جنگ نشدند، مگر این که سردار در اول چهار یا پنج تیر انداخت و تقریباً تا ساعت سه و چهار از شب گذشته با سالار در اطاق خود بود.از آنجایی که نه بنده و نه آقای یکانی هیچ کدام ما جنگجو و جنگ‌آور نبودیم، رفتیم به همان سردابی که همیشه در موقع گرما به آنجا پناه می‌بردیم و مرحوم نایب حسن‌خان معتمدالایاله نیز بعداً به همان جا آمد. رفته رفته جنگ شدت پیدا می‌کرد و غرش توپ و تفنگ بی‌دلان را دل به لرزه درمی‌آورد. برای آن که مشغولیتی برای خود پیدا کنیم، مرحوم صاحب اختیار یک جلد شاهنامة‌ خطی به بنده داده بودند که در اوقات بیکاری مطالعه می‌کردم، بدان پناه بردم و به مطالعة‌ آن پرداختم. ولی کو آن حوصله که بتوان به مطالعه پرداخت، گلوله از طرفین چون باران فرو می‌ریخت وحشت و اضطراب بر دل‌ها مستولی شده بود.جنگ تقریباً دو ساعت و نیم از ظهر گذشته آغاز شد. قوای دولتی اعم از سوار و پیاده و دستة یفرم‌خان بیش از دو هزار نفر بودند و برخی از مجاهدین نیز مانند حیدرخان عمواوغلی و دستة‌ او و مرحوم حسن‌علی‌زاده و جمع دیگری نیز با قوای دولتی همکاری می‌کردند.عدة مجاهدین گویا کمتر از سیصد تن بود و شاید بیش از یکصد نفر هم مردم بازاری و متفرقة بی‌سلاح در میان مجاهدین بودند. پس از یکی دو ساعت چند تن از مجاهدین در سرداب نزدی بنده آمده اظهار داشتند که: « ما نه برای جنگ فشنگ داریم و نه برای خوردن نان، تکلیف ما چیست؟» ( من نخواستم نمکی بر جراحتشان بپاشم و بگویم من چندین بار برای شما خاطر نشان کردم که اگر شما دو روز محصور بمانید برای خوردن، نان پیدا نخواهید کرد) گفتم؛ «فعلاً راه چاره‌جویی از هر طرف بسته شده است، از خدا بخواهید که شما را یاری کرده از این گیرو دار رهایی بخشد.»رفته‌رفته بر عدة سردابیان افزوده می‌شد، برخی از مجاهدین آن تفنگ‌ها را که می‌خواستند به دولت تحویل داده و قیمت آن را دریافت دارند، به استخر می‌انداختند. حوالی غروب سرداب پر از جمعیت شده بود، علاوه بر مجاهدین عده‌ای از کسبه و اشخاص بی‌طرف نیز در پارک مانده بودند که آن بیچارگان سخت متوحش بودند. اغلب مجاهدین فشنگ‌های خود را مصرف کرده، نمی‌دانستند که مقدرات ایشان به کجا منتهی خواهد شد. بالاخره آفتاب غروب کرد و ظلمت وحشت‌انگیزی تمام پارک را فراگرفت. من تصور می‌کردم که به زودی نایرة جنگ خاموش خواهد شد، زیرا در آن شب ظلمانی محال می‌نمود که مهاجمین به پارک حمله نمایند، ولی به خلاف تصور من جنگ در نهایت شدت ادامه داشت و مهاجمین دست از حملات متوالیه برنمی‌داشتند،‌ غرش توپ و تفنگ دل‌های بی‌هنران را به لرزه درمی‌آورد. یکی از مجاهدین که تفنگ خود را هم به استخر انداخته بود، اتصالاً به بنده می‌گفت: «آخر من چه کنم؟» من ایشان را به هر نوعی بود دلداری می‌دادم، از بس که این بیچاره حرف خود را تکرار کرد، من از حال طبیعی خارج شدم و گفتم؛ «فقط یک چاره دارید و بس و آن این است که دست به دامن ستارگان زده به آسمان بروید. دیدم خیلی بی‌تابی می‌کند، گفتم؛ « نترسید، کسی شما را نمی‌شناسد که مجاهد بوده‌اید، وقتی که تفنگ در دست ندارید احدی با شما کاری نخواهد داشت.» هوای سرداب به واسطة‌ کثرت جمعیت تقریباً غیرقابل تنفس بود، من گاهی برای استنشاق هوای آزاد از سرداب خارج شده، چند دقیقه‌ای در بیرون مانده باز برمی‌گشتم. تقریباً سه ساعت یا دو ساعت و نیم از شب رفته بود که پیشخدمت سردار به سرداب آمد و به من گفت که؛ سردار می‌فرماید هر چه زودتر به اطاق من بیایید.اطاق مخصوص سردار و سالار از سرداب مقداری فاصله داشت و بایستی با کمال احتیاط قدم برداشت. در اطاق سردار غیر از سردار و سالار چند نفر دیگری نیز حضور داشتند، من هم در طرفی نشستم و گفتم: «برای بنده چه امری داشتید؟» فرمود: «کار به سختی رسیده چاره‌ای باید اندیشید.» گفتم: «در این دل شب چاره‌ای جز مقاومت نیست.» فرمود: «کار از مقاومت گذشته، شنیدم برخی از مجاهدین دست از جنگ برداشته و تفنگ‌های خود را به استخر انداخته‌اند، برای آن که تفنگ بی‌فشنگ به چه کار می‌آید، بیم آن می‌رود که عاقبت کار به شکست منتهی شود.» وقتی که سردار صحبت می‌کرد من می‌دیدم ‌آثار یأس و نومیدی از چهرة مردانة وی نمودار بود، آن مرد شیردلی که در سخت‌ترین ایام جنگ یک تنه درمقابل صدها مرد جنگی مقاومت می‌کرد و همیشه می‌گفت فتح و فیروزی با ماست، اکنون به اندازه‌ای گرد نومیدی بر چهرة وی نشسته که مهاجمین را غالب و فیروزمند می‌داند. از مشاهدة این حال چنان متأثر شدم که نزدیک بود اشک از چشمانم فرو ریزد. مات و متحیر مانده بودم که به سردار چه بگویم و ایشان هم اصرار می‌کردندکه هر چه زودتر راه چاره‌ای پیدا کنید. علت اصرار سردار از آن روی بود که در برخی از موارد پیش‌بینی‌های بنده در مسائل پیش پا افتاده درست درمی‌آمد، لذا گمان می‌کرد که بنده می‌توانم در هر کار چاره‌ای بیندیشم. به هر صورت با خود اندیشیدم که عجالتا باید چیزی گفت تا اندازه‌ای موجب آرامش خاطر ایشان فراهم شود. گفتم: «من راه چاره‌ای جز این نمی‌دانم که چیزی به سردار اسعد یا صمصام‌السلطنه قریب بدین مضمون مرقوم دارید که ما در اثر مجاهدات زیاد توانستیم مجاهدین را حاضر کینم که اسلحة خود را به دولت تسلیم کنند، جناب عالی به متصدیان امر ابلاغ فرمایید که دو نفر معین کرده به پارک روانه نمایند تا با حضور اینجانبان اسلحه از مأمورین اخذ و به فرستادگان تحویل داده شود.» سالار فرمودند؛« بهتر است که به آقای صمصام‌السطنه نوشته شود.» شرحی قریب به مضمون فوق نوشته شد. آقایان سردار و سالار امضا کردند که فرستاده شود، ولی که می‌توانست این نامه را به صمصام‌السلطنه برساند؟ از حاضرین خسروخان داوطلب شد که نامه را برساند. مشارالیه نامه را برداشت و از پشت دیوار به آواز بلند گفت تیراندازی نکنید، من از طرف سردار و سالار حامل نامه‌ای به آقای صمصام‌السلطنه هستم و بدین ترتیب توانست نامه به صمصام‌السلطنه برساند.

قضاوت

اکنون جای آن است که خوانندگان محترم دربارة این چند قضیه که معروض می‌شود با نظر دقیق نگریسته عادلانه قضاوت فرمایند:چرا مجاهدین رشت که ریاست ایشان با مرحوم سردار محیی بود به پارک آمدند، آیا خودشان به صرافت طبع به نام این که سردار رئیس تمام مجاهدین است به پارک آمدند یا به تصویب و استحضار سردار محیی به این کار اقدام کردند؟خلیل خان ارک چرا به مهرآباد رفت و سردار را به تهران آورد، این اقدام مولود فکر خود او بود یا دست دیگری هم در میان بود؟ و چرا سردار با حرف خلیل‌خان به تهران بازگشت در صورتی که من نایب حسن‌خان را پیش سردار فرستاده و تأکید کرده بودم که به شهر نیاید و ایشان قول داده بودند که به شهر نخواهند آمد.
مرحوم سردار محیی روز شنبه ۳۰ رجب چرا به پارک آمده بود و با سردار چه نجوایی داشت و چرا به محض بیرون آمدن از پارک به شمیران رفت و در سفارت عثمانی متحصن گردید؟
چرا دو نفر از مستخدمین سفارت عثمانی به نام جمیل و جمال پس از رفتن سردار محیی از پارک به فاصلة دو سه ساعت به پارک آمده و مجاهدین را شورانیدند و کار انجام یافته را به هم زدند؟ در صورتی که صبح همان روز سفیرکبیر عثمانی با وزیر مختار آلمان به پارک آمده و سردار را نصیحت می‌کردند و می‌گفتند صلاح شما در آن است که این جمعیت را بگویید از اینجا بیرون روند و الا پس از ساعت دولت در هر جا که از این قبیل اجتماعات باشد آنجا را بمباران خواهد کرد.
چرا مرحوم ضرغام‌السلطنه در صبح همان روز بدون آن که به سردار و سالار یعنی دو نفر هم عهد و هم پیمان خود اطلاع دهد از شهر خارج شده به شاه عبدالعظیم رفت؟
چرا دولت از ضرغام السلطنه ممانعت نکرد، در صورتی که سواران وی همه مسلح بودند؟ آیا نباید گفت: خدایا زین معما پرده بردار. آری این بود نتیجة عملیات انجمن محرمانة سرداران و عنایت دولت دربارة ایشان.

ورود قشون دولتی به پارک

باری من از اطاق سردار بازگشته به سرداب آمدم، آقای یکانی آهسته از من پرسید که؛ «سردار از احضار شما چه مقصودی داشت؟» بنده هم ماوقع را به ایشان گفتم، ایشان گفتند؛ «غیر از این راه دیگری نبود اگر چه تصور می‌کنم قبول نخواهند کرد.»در این موقع هوای سرداب بسیار بد شده بود، ولی جز تحمل چاره‌ای نداشتیم. ساعتی نیز بدین سان بگذشت، دیگر من نتوانستم در سرداب بمانم، به خیال این که باز دو سه دقیقه‌ای از این محبس تاریک مرگ‌آور خود را نجات داده بیرون بروم، از جای خود بلند شدم. همین که به آخرین پلة سرداب رسیدم و خواستم که قدم به ساحت باغ بگذارم، پسر سیزده چهارده ساله‌ای از پله‌های کریدور پایین می‌آمد چون مرا دید گفت: «‌بختیاری‌ها ریختند سالون». دیگر فرصتی برای بیرون رفتن باقی نمانده بود، بی‌اختیار راه سالون پیش گرفتم، چون به کریدور نزدیک شدم، دیدم کلاه بختیاری‌ها نمودار شد. ناچار به سرداب بازگشتم و به آقای یکانی و مرحوم نایب‌حسن‌خان ماجرا را بیان کردم. صدای تفنگ کمتر شنیده می‌شد، مردم تصور می‌کردند که جنگ دارد تمام می‌شود، راستی هم آن طور بود ولی با شکست مجاهدین. چند دقیقه‌ای نگذشت که سرداب محصور گردید و عده‌ای از مهاجمین وارد سرداب شدند. سردابیان نخست سخت متوحش شدند و ندانستم که این خبر را در میان ایشان که انتشار داده بود که دولتیان می‌خواهند به سرداب بمب بیندازند، چون دیدند که دولتیان این خبر را تکذیب کردند، قدری آرام گرفتند آن گاه واردین گفتند؛ «هر که سلاح دارد تسلیم کند.» این کار فوری انجام یافت، هر کس سلاحی داشت با کمال ممنونیت تقدیم کرد حتی بنده هم یک قبضه تپانچة هفت تیر داشتم که در نزد آقای یکانی بود مشارالیه هم دو دستی تقدیم آقایان کرد.پس از آن که اسلحه را مأمورین دولت گرفتند، ما را از سرداب بیرون آورده در جلو یکی از درهای پارک نگاه داشتند و چند نفر پلیس فوری ما را احاطه کرده نام و نشان هر کس را می‌پرسیدند. چون نوبت به بنده رسید و از نامم پرسیدند. گفتم؛ «حاجی اسماعیل» یکی از آنان گفت: «حاجی اسماعیل صراف شما هستید؟» گفتم: «آری» و نخواستم بگویم نه، زیرا که صلاح خود در آن دیدم.در این اثنا یکی از مجاهدین گفت؛ سردار و سالار هر دو سوار اسب شده از پارک بیرون رفتند. ما از شنیدن این خبر خوشحال شدیم و گفتیم شکر خدا را که ایشان به سلامت از این مهلکه بیرون رفته‌اند، در صورتی که خبر بی‌اصل و اساس بود.پس از آن که نام و نشان یکایک از مردم را پرسیدند، در پارک را باز کرده اجازة خروج دادند. مردم هم خارج شدند. چون ما هم بیرون آمدیم یعنی بنده و آقای یکانی، دیدیم نایب حسن‌خان نیست. هر چه منتظر شدیم نتوانستیم خبری از ایشان به دست آوریم تا آن که در پارک را بستند، ناچار ما هم به اتفاق هم محبسان به راه افتادیم، هر چند قریب بیست نفر پلیس هم با ما بودند ولی ما نمی‌دانستیم که ما را به نظمیه می‌برند و خیال می‌کردیم که آزاد هستیم و با آقای یکانی شور می‌کردیم که در این دل شب کجا برویم؟ من گفتم: «بهتر است به منزل یکی از آقایان هشترودی یا نوبری برویم.» آقای یکانی گفت: «منزل ایشان دور است، صلاح در آن است که به منزل آقای مشیرلشکر که در این نزدیکی‌هاست برویم.» من نیز تصدیق کردم .چون به نزدیکی منزل ایشان رسیدیم از جمعیت جدا شدیم و کسی از ما ممانعت نکرد. در را زدیم دو نفر دو نفر قزاق ایرانی در مقابل منزل مرحوم میرزا علی‌اکبر خان دهخدا بودند، یکی از ایشان به نزدیک من آمد و گفت: «در اینجا چه کار دارید و چرا در می‌زنید؟» گفتم: «صاحب منزل از منسوبان ماست چون از وی نگران بودیم برای دیدن او آمده‌ایم.» قزاق هم چیزی نگفت و بازگشت. از قضا خود مشیرلشکر هم در منزل نبود، با وجود این ما از عزم خود متصرف نشدیم و نمی‌توانستیم هم منصرف باشیم. به هر نحوی بود، شب را در منزل ایشان به سر بردیم.

سردار و سالار در منزل صمصمام‌السلطنه

سحرگاهان گماشتة مشیرلشکر را که جوانی باهوش و زیرک بود گفتیم؛ «ما زحمت دیگری نیز به شما داریم که باید هر چه زودتر به پارک رفته خبر صحیحی برای ما بیاورید.» گفت: «همین الساعه می‌روم و خبر جامعی برای شما می‌آورم،» این بگفت و به راه افتاد. دیری نگذشت که باز آمد، اما از سیمایش معلوم بود حامل خبر بدی است که نمی‌خواهد بگوید، چون دید که ما دست بردار نیستیم گفت؛ «کسی را به پارک راه نمی‌دهند، لذا نتوانستم خبری از آنجا تحصیل کنم ولی شنیدم که سردار را تیر بر پای خورده در منزل صمصام‌السلطنه است و سالار هم آنجاست و از کسان سردار جز پسرش یدالله خان و دو سه نفر دیگری در نزد وی نیست.(۱۰) به محض شنیدن این خبر جانکاه به اتفاق آقای یکانی به منزل مرحوم صمصام‌السلطنه رفتیم. سردار توی رختخواب بود، چون مرا دید فرمود: «کجا بودید؟ من از شما بی‌اندازه نگران بودم.» گفتم: «ما نمی‌دانستیم که شما در منزل صمصام‌السلطنه تشریف دارید و چنین می‌گفتند که جناب عالی و آقای سالار سوار شده از پارک بیرون رفتید.» دیدم سخت متأثر و از زخمت زخم در پیچ و تاب است، خواستم به دلداریش پردازم، گفتم؛ «دل تنگ مدارید، ان شاءالله تا چند روز دیگر زخم پایتان خوب می‌شود و روزگاری خوش و خرم پیش می‌آید، وضع زمانه از روز نخست چنین است، روزی اگر به خلاف مراد باشد، روزی هم موافق میل و آرزو می‌گردد.» نگاهی به من کرد و فرمود من چندین بار زخم برداشته بستری شده‌ام ابداً اهمیت نداده و خم به ابرو نیاورده‌ام حتی دو بار نیز در تبریز در موقع انقلاب زخمی شدم یکی از دست و دیگری از شانه و خودتان می‌دانید که زخم شانه را اصلاً به کسی نگفتم و با آن حال دست از جنگ و کوشش برنداشتم و شب و روز در مقابل مستبدین سینه سپر ساختم، ولی این زخم را بدان زخم‌ها نتوان قیاس کرد، این زخم تاب و توان از دست من گرفته است.» باز به دلداریش پرداختم و گفتم: «ابداً جای تشویش و نگرانی نیست، در تهران جراحان ماهر از ایرانی و فرنگی بسیارند، به زودی زخم شما را معالجه خواهند کرد چندان از این گونه سخنان گفتم تا اندکی بیارامید و زبان به شکایت باز کرد و از این و آن قدری گله کرد و از مرحوم شیخ اسماعیل هشترودی فوق‌العاده اظهار امتنان کرد و گفت: «صبح زود به دیدن من آمد و روی مرا بوسید و بسیار مهربانی و ملاطفت نمود و از این پیش آمد ناگوار بیش از اندازه متأسف و متأثر بود.»سپس پرسید: «شما چگونه از پارک بیرون آمدید؟» تفصیل بیرون آمدن از پارک و رفتن به منزل مشیرلشکر را به طول اختصار بیان کردم. فرمود :«به شکرانة این که نجات یافته‌اید کاری بکنید.» گفتم: «هر چه امر فرمایید با جان و دل اطاعت می‌شود.» قدری به خود پیچید و ناله‌ای کرد، معلوم بود که از زخم پای در زحمت است، بعد فرمود: می‌بینید که از کسان من در اینجا تنها قلی(۱۱) است که از من مراقبت می‌کند، هر چند حاجی‌عباس و یدالله(۱۲) هم اینجا هستند، ولی یدالله بچه است و حاجی عباس هم که نمی‌تواند به مواظبت من بپردازد، اگر بتوانید به هر وسیله باشد، سه یا چهار نفر از کسان مرا که در نظمیه توقیف شده‌اند آزاد کنند تا اندازه‌ای موجب آسودگی من خواهد بود.» گفتم: «تا آنجا که بتوانم در فراهم آوردن وسایل استراحت جناب عالی سعی خواهم کرد.» این را گفتم و از اطاق ایشان بیرون آمدم، رفتم خدمت جناب سالار که در خارج اطاق سردار در ایوان روی صندلی نشسته بود و ایشان هم فوق‌العاده اظهار ملاطفت کردند و فرمودند: «افسوس که ما پیروی از نصایح شما نکردیم.» گفتم:« جناب سالار از گذشته نباید حرف زد و باید در فکر آینده شد. خواستم خداحافظی گفته مرخص شوم، فرمود: «کجا می‌خواهید بروید؟» تفصیل را گفتم. فرمود: «اگر موفق شدید یکی دو نفر هم فلان و فلان را از کسان من وسایل استخلاصشان فراهم آورید.» گفتم؛ «امیدوارم که ان‌شاءالله موفق شوم.» چون از منزل صمصام‌السلطنه بیرون آمدم، با خود گفتم بهتر است آقای هشترودی را ملاقات کرده توسط ایشان اقدام کنم، زیرا هنوز نمی‌دانستم که اگر من به نظمیه بروم، خودم هم گرفتار خواهم شد یا نه؟ تأسفانه نتوانستم مرحوم هشترودی را پیدا کنم. ناچار خودم به نظمیه رفتم، خوشبختانه سردار بهادر در اطاق رئیس نظمیه بود، چون مرا دید در صورت ظاهر اظهار خوشوقتی و مسرت کرد و چگونگی را پرسید. تفصیل رفتن به منزل مشیرلشکر را به ایشان نیز گفتم و از احوال سردار جویا شد. گفتم: «از زخم پای سخت در زحمت است.» گفت: «من از این جهت بسیار متأسفم، از قول من خدمتش سلام برسانید و بگویید خودم نیز به خدمت خواهم رسید.» گفتم: «سردار چون زخمی است و قدرت حرکت ندارد، ضرورت دارد که چند نفر از کسان نزدیک و پیشخدمت‌های ایشان را مرخص کنند تا از سردار مواظبت کنند.» سردار بهادر به معاون نظمیه آن وقت سالار مظفر(۱۳) لقب داشت گفت: «کسانی را که حاجی اسماعیل می‌خواهد مرخص کنید تا از سردار ملی مواظبت نمایند.» گفت: « قانوناً باید شخص معروفی از ایشان ضمانت کند.» گفتم: «من ضمانت می‌کنم.» مشارالیه چون مرا نمی‌شناخت قدری تأمل کرد. سردار بهادر متوجه شده گفت: « هر که را فلانی ضمانت کند باید پذیرفته شود». بنده ضمانت نامه را امضا کردم و کسانی را که سالار و سردار فرموده بودند مرخص کردند.

تیرخوردن ستارخان وشکست مجاهدین اززبان مرحوم اسماعیل خیزی یکی از نزدیکان ستارخان

پس از آن که قوای دولتی غالب شده وارد پارک گردیدند دیگر رشتة‌ ارتباط بین سردار و سردابیان گسیخته شد، چنان که دیگر نه ایشان از ما خبر داشتند و نه ما از ایشان. اکنون تفصیل قضیه را چنان که بعداً معلوم شد برای استحضار عموم معروض می‌دارم.چنان که نوشته شد نامه‌ای را که سردار و سالار به مرحوم صمصام‌السلطنه نوشتند و خسروخان(۱۴) دواطلب شد که نامه را برساند، مشارالیه نامه را گرفته خود را به هر ترتیبی بود پشت دیوار باغ می‌رساند و فریاد می‌زند که تیر نیندازید من از سردار و سالار نامه‌ای دارم که باید به صمصام‌السلطنه برسانم و کسی از بختیاری‌ها نامه را گرفته پیش صمصام السلطنه می‌برند.هنوز جواب نامه از صمصام‌السلطنه نرسیده بود که دولتیان وارد باغ می‌شوند، چون سردار و سالار از ورود قشون دولتی به باغ مستحضر می‌شوند هر کدام تفنگ خود را برداشته با چند نفر برای مدافعه از اطاق خویش بیرون می‌آیند. سالار به طرفی می‌رود و سردار به طرفی دیگر و از همدیگر جدا می‌شوند. سردار به این خیال می‌افتد که با آن چند نفر همراهان خود را بر پشت بام رساند و از آنجا مشغول جنگ شود، هنوز به پشت بام نرسیده در یکی از راهروها تیری به پایش می‌خورد و چون زخم‌کاری بوده سردار را از پای می‌اندازد.( خود سردار را عقیده بر این بود که مرا یکی از کسان خود من زد و اسم او را هم می‌گفت که فلانی بود و دلیلش هم این بود که می‌گفت آنجا که من تیر خوردم، محلی نبود که در معرض تیر واقع شود، در میان راهروی که یک روزنه هم نداشت تیری از خارج محال بود که بدانجا برسد.)پس از تیر خوردن سردار یکی دو نفر از همراهان در پهلوی وی برای مراقبت می‌مانند و دیگران می‌روند.سالار هم با یاران خود در توی باغ محلی را برای خود برگزیده مشغول مدافعه می‌شود. در این بین یکی از بختیاری‌ها به آواز بلند می‌گوید که جواب نامة سردار و سالار رسیده است، کسی بیاید و بگیرد. سالار که در باغ بود، چون از رسیدن جواب نامه مطلع می‌شود و پیش می‌رود و نامه را می‌گیرد. خلاصة مضمون نامه بدین گونه بوده است:جنابان سردار ملی و سالار ملی نامة شما رسید، اینک درشکه‌ای فرستادم شما سوار شده به منزل بنده تشریف بیاورید. اسلحه را خود مأمورین دولت جمع‌آوری می‌کنند. نجفقلی بختیاری.سان سالار هر قدر سردار را جستجو می‌کنند، اثری از سردار پیدا نمی‌شود و عاقبه‌الامر سالار پس از آن که تفنگ خود را تحویل می‌دهد، سوار درشکه شده به منزل صمصام‌السلطنه می‌رود. پس از رفتن سالار باز درصدد جستجوی سردار می‌آیند تا آن که سردار را در راهرو پیدا می‌کنند که زخم برداشته و افتاده است. ایشان را هم با وسیله‌ای که داشتند به باغ می‌آورند با یدالله‌خان پسرش و حاجی‌عباس و شیخ‌قلی در درشکه‌ای گذاشته به منزل صمصام‌السلطنه می‌برند و دکتری می‌آورند که زخمش را می‌بندد و توصیه می‌کند که ابداً نباید حرکت کند.هر چه از اسباب و اثاث و اسلحه که در پارک بود، حتی لوحة‌ طلا‌کوبی که از طرف مجلس شورای ملی به افتخار سردار ملی اعطا شده بود، همه به باد غارت رفت(۱۵) و چیزی از آنها به دست نیامد، به جز کالسکه‌ای(۱۶) بی‌اسب که لاشة‌ آن در پارک مانده بود. اسب‌های شخصی سردار نیز که در خارج بود همه را برده بودند.

شغل بنده در این روزها

اما بنده چه می‌کردم و به چه چیز اشتغال داشتم؟ شغل من این بود که هر روز به نظمیه رفته، دو سه نفر را ضمانت کرده از نظمیه بیرون می‌آوردم، ولی چون بیرون می‌آمدند، نه منزل داشتند و نه پول. ناچار بایستی به هر یک از آنان مبلغی بدهم که تا بتوانند یکی دو روز خودشان را اعاشه کنند.

سردار و سالار در منزل صمصام‌السلطنه چگونه به سر می‌بردند؟

هر روز جمع کثیری از نمایندگان مجلس شورای ملی اعم از نمایندگان آذربایجان یا ایالات و ولایات دیگر و رجال معروف تهران به عیادت و دیدار ستارخان سردار ملی و باقرخان سالار ملی می‌آمدند و ایشان را تسلیت می‌دادند و بنده نیز به دوستان و آشنایان و نمایندگان تأکید می‌کردم که سردار را تنها مگذارید و ایشان را دلداری دهید که فوق‌العاده متأثر و ملول است و از تجار و اصناف مخصوصاً از اصناف و تجار تبریزی هر روز جمع کثیری به عیادت ایشان می‌آمدند.اولین شخصی که صبح روز یکشنبه پیش از همه در منزل صمصام‌السلطنه به عیادت آمد، مرحوم شیخ اسماعیل هشترودی بود، وقتی که می‌خواست وارد اطاق شود، می‌بیند که سردار در رختخواب دراز کشیده است، بی‌اختیار اشک از چشمانش فرو می‌ریزد و از روی سردار بوسیده و مدتی او را تسلیت می‌دهد. واقعاً مرحوم شیخ اسماعیل بیش از تمام وکلا دربارة مرحوم ستارخان دلسوزی می‌کرد.مرحوم دکتر لقمان‌الدوله با یک نفر دکتر دیگری که او هم آذربایجانی بود(۱۷) ،هر روز به عیادت سردار می‌آمدند و به معالجة زخمش می‌پرداختند. با آن که سردار گاهی که در موقع معاینه پایش را حرکت می‌دادند عصبانی می‌شد، ولی ایشان ابداً دلگیر نمی‌شدند و تسلیتش می‌دادند و تمام همت خود را بدان گماشته بودند که بتوانند کاری بکنند که پای سردار بهبود یابد و از حرکات و رفتارشان معلوم بود که علاقة مفرطی نسبت به سردار دارند.

روزی مرحوم سردار اسعد به عیادت سردار(ستارخان) آمده بود و از این پیش‌آمد ناگوار اظهار تأسف می‌کرد و سردار هم چیزی نمی‌گفت، ولی معلوم بود که از سخنان سردار اسعد چندان دلخوش نیست تا آن که سردار اسعد گفت: «سردار! ای کاش این تیری که به پای تو خورد، به چشم جعفرقلی می‌خورد (مقصود سردار بهادر است).» سردار چون این شنید حوصله‌اش سر رفت و گفت: «‌خود می‌کشی حافظ را، خود تعزیه می‌داری»؟ سردار از سخن سردار ملی نیک دلتنگ شد با وجود این خودداری کرد و گفت: «سردار امر بر شما مشتبه شده است، باعث پیش‌آمد این وقایع ناگوار کسانی بودند که با شما عقد موافقت بستند و جلسات محرمانه درست کردند، وقتی که اوضاع و احوال را مطابق آمال خود ندیدند، خودشان راه سلامت پیش گرفتند و شما را به مهلکه انداختند.»

۳-کاوشگران تاریخ انگشت در دهان مبهوت حیران ،میان برگ های زرین تاریخ درحیرت می مانندکه چگونه برخی جنبشی ملی را تا حد جنبشی محلی تقلیل می دهند..متاسفانه کتاب هایی که تاکنون در رابطه با مشروطه چاپ شده ،هیچکدام رهبران و سران وطراحان واقعی مشروطه را جامع به رشحه ی تحریر در نیاورده است.و هر کس فقط بدنبال کشیدن گلیم خویش است وبس.تاآنجاکه .نوعی بومی گرایی متعصب ونیاپرستی باافکار گمراه کننده وتقلیدهای کورکورانه فقط خواننده به کم دانشی تحریف نویسان تاریخ مشروطه رهنمون می سارد.لذاکسانی که بدنبال حقیقت هستند.به این ابیات نظری داشته باشند.

که شاعرانی چون بهار واشرف گیلانی (نسیم شمال)در گرامیداشت رشادت ها واز جان گذشتگی هایشان اینگونه مشروطه سرایی نموده اند:

«بخت سپهدار فرخنده بادا/سردار اسعدپاینده بادا/

صمصام ایران برنده بادا/ضرغام دین را دل زنده بادا

…ملک الشعرای بهار ،ز صفاهان علم کاوه پدیدار شد/شد بخت به ما یار از جلوه  سردار /

اسعد که مدد بخش جنود سعدا شد/به به چه بجا شد…اشرف گیلانی »

وامیدوارم تعصبات کور موجب نشود تا بزرگ مردانی که همه ی هستی خود را در راه این کشور داده اند از سوی افرادی که  تاریخ وادبیات این کشور را نمی شناسند، مورد بی مهری قرار گیرند.

سکوت زنان در مورد تجاوزات جنسی سربازان شوروی در جنگ دوم جهانی را شکسته شد.

اسفند ۱۰م, ۱۳۸۸

یک زن ۸۰ ساله آلمانی با نوشتن کتابی سکوت در مورد تجاوزات جنسی سربازان شوروی در جنگ دوم جهانی را شکست.

“چرا من باید یک دختر باشم ” عنوان کتابی است که برای اولین بار توسط کابریگ کوئپ یکی از قربانیان این حادثه در مورد تجاوزات جنسی صورت گرفته بر علیه زنان آلمانی توسط روس‌ها نوشته شده است. خانم کوئپ یکی از دو میلیون زن و دختر آلمانی است که توسط سربازان شوروی مورد تجاوز واقع شدند.این جنایت به دستور استالین و در پاسخ به حمله آلمان و کشته شدن ۲۶ میلیون روسی صورت گرفت. یک هفته بعد از این حادثه عواقب آن به قدری وحشتناک بود که کلیسای کاتولیک حتی بسیاری از قربانیان را تشویق به سقط جنین کرد. حتی بعد از گذشت این همه سال هنوز هم خانم کوئپ در هنگام خوابیدن مشکل دارد و اثرات روحی این حادثه در ذهن او باقی مانده است. او در این باره گفت : در آن زمان من یک کودک بودم.هنوز هم نوشتن این مطالب و آن چه که بر سر من آمد ساده نیست ، اما اگر من این کار را انجام ندهم چه کس دیگری انجام می‌دهد؟ او به مجله اشپیگل آلمان گفت : این اتفاق در ۲۵ ژانویه سال ۱۹۴۵ و زمانی که من ۱۵ سالم بود رخ داد.در آن زمان مادرم به من گفت سریعا وسایل خود را جمع کن تا به همراه خواهرت از شهر فرار کنید. آن‌ها در Schneidemuehl در نزدیکی منطقه پومرانیا زندگی می‌کردند که امروزه یک شهر لهستانی به نام پیلاست.او و خواهرش توسط یک قطار که قرار بود به سمت برلین حرکت کنند فرار کردند.اما مسیر قطار در بین راه عوض شد و سپس موتور آن توسط توپخانه روس‌ها منفجر شد. او در ادامه گفت :درهای قطار قفل بودند ، اما من توانستم خودم را از راه پنجره نجات دهم .اما خواهرم در درون قطار باقی ماند و من دیگر هر گز او را ندیدم.من در یکی از روستاهای نزدیک اسیر شدم و نزدیک به دو هفته مورد تجاوز قرار گرفتم. ۱۵ ماه بعد از این حادثه توانستم مادر خود را دوباره در هامبورگ ببینم. کتاب خانم کوئپ به زودی به انگلیسی ترجمه خواهد شد. تلگراف ، ۲۸ فوریه

چهارشنبه سوری آیین تحریف شده

اسفند ۱۰م, ۱۳۸۸

توصیه های نیروی انتظامی در چهارشنبه سوری

چهارشنبه سوری آیین تحریف شده

یافته های پژوهشی نشان میدهد که تمامی آیین ها و یادمان هایی که مردم ایران در هنگامه گوناگون برپا میداشتند وبخشی از آنها همچنان در فرهنگ این سرزمین پایدار شده است ، بامنش،اخلاق وخرد نیاکان ما در آمیخته بود ودر همه آنها ،اعتقاد به پروردگار،امید به زندگی،نبردبا اهریمنان و بدسگالان و مرگ پرستان در غالب نمادها،نمایش ها و آیین های گوناگون نمایشی گنجانده شده بود.

رفتارخشونت آمیز و مغایربا عرف و منش جامعه نظیر آنچه که امروزه تحت عنوان چهارشنبه سوری شاهد آن هستیم،در هیچکدام از این آیین ها دیده نمی شود.

بهتر است بگوییم ،کسانیکه با منفجرکردن ترقه وپراکندن آتش،

سلامتی مردم را هدف میگیرند ،با تن دادن به رفتار آمیخته به هرج ومرج

وتوهین به آیین نیاکان این مرزوبوم آیین چهارشنبه سوری را تحریف کرده اند.

توصیه های فرماندهی انتظامی ایذه درمورد چهارشنبه سوری:

· با پرتاب ترقه و دیگرمواد آتش زا باعث سلب آسایش وآرامش دیگران نشوید

· ازتجمع وبرافروختن آتش و ایجاد راه بندان درمعابر پرهیز کنید.

· هرگزسلامتی خود وخانواده را به آتش نسپارید.

· برافروختن آتش در دست شماست اما اطفای آن در اختیار شما نیست

وامکان سرایت به منزل،اتومبیل و ….وجود دارد.

· آثارسوختگی میتواندسیمای دلنشین شمارا غیرقابل تحمل کند.

· والدین گرامی:فرزندان خود را از خطرات مواد منفجره وآتش زا آگاه نموده و آنان را از بازی با چنین موادی برحذردارید.

· یک شب شاد در کنار خانواده می ارزد به مصیبت و بستری شدن در بیمارستان.

هموطنان عزیز هرگونه مشاهده توزیع مواد آتش زا را سریعا به پلیس ۱۱۰ گزارش کنید.

همچنین تلفن ۱۹۷ منتظر پیشنهادات وانتقادات شماجهت ارتقاء سطح کیفی می باشد

معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی ایذه

اعتراض به فیلم سالهای مشروطه ادامه دارد.

اسفند ۸م, ۱۳۸۸

تحریف تاریخ در “سال های مشروطه”

منبع:آ‍ژانس خبری
حالا به نقطه ای رسیده ایم که کمتر از یک جمله و آن هم در قالب ” اصفهانی ها و بختیاری ها در انقلاب مشروطه” در کتاب های درسی دانش آموزان قید می شود. بختیاری ها علی رغم زحمتی که برای مشروطه کشیده اند، کسی را نداشته اند که از اینها دفاع کند، دفاع در قالب نوشتن، و این ضعفی برای آنها شده است.
بختیاری ها علی رغم زحمتی که برای مشروطه کشیده اند، کسی را نداشته اند که از اینها دفاع کند، دفاع در قالب نوشتن و ثبت و ضبط حوادث و رویدادها و این ضعفی برای آنها شده است.
غفار پور بختیار در گفتگو با خبرنگار آژانس خبری بختیاری ( ایبنانیوز) با بیان مطلب فوق اظهار داشت: در سریال ” سال های مشروطه” و سریال هایی که از این دست توسط صدا و سیما تهیه می شوند، توجه چندانی به اصل تاریخی رویدادها نمی شود و صرفا دست یابی به برخی اهداف خاص و القا آن به بیننده مد نظر کارگردان و عوامل این گونه سریال ها بوده است.
وی به نحوه نشان دادن نقش بختیاری ها در مشروطه، چه در این سریال و چه در برنامه های دیگر تلویزیون اشاره کرد و افزود: نپرداختن به نقش بختیاری ها و یا کمرنگ جلوه دادان حضور آنها در رویدادهای معاصر کشور تنها مختص به سریال های تلویزیونی نیست بلکه عده ای در قالب های مختلف و شیوه های گوناگون دنبال این هستند که نقش بختیاری ها را در تاریخ معاصر و بویژه مشروطه تضعیف کنند.
این استاد دانشگاه، انکار برخی راویان تاریخ و سهل انگاری بختیاری ها را از علل کمرنگ شدن نقش بختیاری ها در تاریخ معاصر خواند و گفت: یکی از علل اصلی به حاشیه راندن حضور بختیاری ها در تاریخ معاصر به خود بختیاری ها بر می گردد که قلم بدست نگرفتند و ثبت و ضبط حوادث را انجام ندادند؛ بختیاری ها برای اسقرار مشروطیت سلاح بدست گرفتند و عملا وارد عرصه مبارزه با استبداد شدند و شاید نمی دانستند که باید این وقایع را برای درک درست نسل های آینده ثبت و ضبط کنند؛ و به اعتقاد من بختیاری ها علی رغم زحمتی که برای مشروطه کشیده اند، کسی را نداشته اند که از اینها دفاع کند، دفاع در قالب نوشتن و ثبت و ضبط حوادث و رویدادها و این ضعفی برای آنها شده است.
وی ادامه داد: بخشی دیگر مربوط به نگاهی است که سعی دارد نقش بختیاری ها را در تاریخ معاصر و به خصوص انقلاب مشروطه و حوادث پیرامون آن انکار کند.
نویسنده کتاب «بختیاری نامه» با بیان اینکه این تحریف تاریخ حتی در کتاب های درسی دانش آموزان نیز دیده می شود، تصریح کرد: بعضا در کتاب های تاریخ مدارس مشاهده می شود که کمتر از یک جمله به نقش تاریخی بختیاری ها در انقلاب مشروطه اختصاص داده شده است شده است و به نظر می رسد روند حذف نقش بختیاری ها در مشروطه علاوه بر سریال های تلویزیونی، در کتاب های درسی نیز به شکل خزنده ای در حال انجام است.
وی با اشاره به اینکه بررسی کتاب های تاریخ چند دهه اخیر به خوبی سیر کمرنگ شدن نقش بختیاری ها در مشروطه را نشان می دهد، اظهار داشت: در کتاب های درسی تاریخ مربوط به ۴۰ سال پیش وقتی که به فصل تاریخ معاصر می رسید، حدود دو صفحه به جریان فتح تهران و نقش بختیاری ها اختصاص یافته است که همراه تصاویر سردار اسعد بختیاری و نجفقلی خان صمصام السلطنه، به همراه توضیحات کامل فتح اصفهان و سپس تهران توسط بختیاری ها و نیز نقشی که در حفظ مشروطیت داشته اند، کار شده است؛ و حالا به نقطه ای رسیده ایم که کمتر از یک جمله و آن هم در قالب ” اصفهانی ها و بختیاری ها در انقلاب مشروطه” در کتاب های درسی دانش آموزان قید می شود.
معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی شوشتر در خصوص تاثیر این گونه برنامه ها بر حافظه تاریخی نسل جوان گفت: هنگامی که فرزند من در برابر توضیحاتی که درباره وقایع انقلاب مشروطیت و نقش بختیاری ها برایش بازگو می کنم استدلال می کند که اگر اینها اشتباه است چرا تلویزیون نشان می دهد، به این نکته مهم می رسیم که صدا و سیما نقش بسیار تعیین کننده ای در جهت دهی به افکار عمومی و بویژه نسل نوجوان و جوان دارد.
پوربختیار با بیان اینکه این سریال ها بر روی دو قشر جامعه تاثیر بیشتری دارند، تصریح کرد: گروه اول کسانی هستند که دارای تحصیلات کافی نیستند و کمتر به مطالعه می پردازند، در نتیجه نمی توانند رویدادها را از زوایای مختلف مورد تحقیق قرار دهند و گروه دیگر نوجوانانی هستند که قرار است فردای کشور به آنها سپرده شود.
وی تحریف کامل تاریخ را امکان ناپذیر خواند و گفت: اما به اعتقاد بنده علی رغم تمام این کارها که می خواهد این نقش را انکار کند، تحریف کامل تاریخ هیچ گاه صورت نخواهد گرفت، یعنی شاید بتواند به برخی اسناد و مدارک خدشه وارد کرد یا در مقطعی نادیده گرفت اما هیچ گاه بصورت تمام و کمال از بین نمی روند و این حقایق تاریخی هستند که در نهایت راجع به اشخاص، گروه ها، اقوام و احزاب قضاوت می کنند.
«غفار پور بختیار» پر رنگ شدن حاشیه نسبت به متن را از ضعف های سریال ” سال های مشروطه” برشمرد و افزود: متاسفانه در سریال های اخیر جدای از بحث بختیاری ها، خیلی از وقایع تاریخی نادیده گرفته می شوند، وقتی که یک مورخ، رسانه و یا نویسنده ای بخواهد حرف یا نظزیه خود را اثبات کند سعی می کند با استفاده از یک سند و یا حتی یک چاشنی حرف خود را اثبات کند، این سریال ها هم بعضا از این قاعده مستثنی نیست. هر چند که فکر می کنم در سریال ” سال های مشروطه” مدارک کافی برای اثبات برخی چیزها دستشان نیامده است که مثلا بختیاری ها نقششان منفی بوده است.
وی در پایان گفت: در مجموع این سریال، مجموعه ای فوق العاده ضعیفی از لحاظ داده های تاریخی و اصالت تاریخی بود و به نظر می رسد محققین تاریخی که کارگردان این سریال را کمک می کردند مورخ به معنای واقعی نبوده اند و بیشتر نیروهایی هستند که قصد القا یک خط فکری خاص را دارند.

اینم کاریکاتور مهندس ضرغامی علیه السلام

اسفند ۸م, ۱۳۸۸

اینم کاریکاتور مهندس ضرغامی علیه السلام

http://www.khabaronline.ir/news-46175.aspx

ضرغامی دماغ هپو خدا دونا  پاها ملاری

مو گوهدم  تو در نیوفت خدا دونا  وا بختیاری

اینجا کلیک کن کاریکاتورش ببین

http://www.khabaronline.ir/news-46175.aspx

خو ن خواهی سیاوش

اسفند ۸م, ۱۳۸۸

ایذ ه ـــــــ  محمد رضا کیا نی

درمبحث پنجم مذ کور افتاد،که پس از کشته شدن سیاوش به دستور افراسیاب،درنتیجه کیخسروومادرش فرنگیس دختر افراسیاب ،به وسیله گیو وباتحمل زحمات هفت ساله ،به  ایران برگشتند.سرانجام با درایت وکاردانی وابراز وفاداری مادرش، درنتیجه کیخسرو ازطرف کاووس شاه ،به منصب پادشا هی رسید.اتخاذ تصمیم درست فرنگیس وایستادگیش درمقابل پدر بواسطه کشتن همسرش، پس از ورود به ایران ،نزد کاووس شاه بسیار منزلت کسب نمود بطوریکه کاووس هرروز ابتدا به دیدار او می رفت وسلامش می داد.به اومی گفت ای بزرگ بانوان،من برای تو ازافراسیاب مهربانترم .

فرنگیس را گلـــشن زرنــگا ر             بـیا راست باطوق وبــا گوشـــــوار

درایوانهــــا گاه زرین نهــــا د             فـرازش همه د یبه چین نـهــــــــــاد

بدو گفت کـــای بانو بانـــوا ن             مــــبادی زاندوه هـــــرگز نـــــوا ن

برو بــــوم وپیوند بگذاشــــتی             فـــراوان بره رنج بر د ا شتـــــــــی

کنون شهرایران سرای تواست            مــرا ره نما ینده رای تواســـــــــت

منم مهــــربان تر زافراسیــا ب            بــروی توبــینم مــه وآفـتـــــــــا ب

مرا چیز وگنج وروان آن تسـت           د ریـن مـرزفــرمان روان آن تسـت

مه با نوان خوا نــــد ش آ فریـن           که بی تو مبادا زمان وزمیــــــــــن

چو کــاووس هرروزبر خاستـی          نخستبن فرنگــــیس را خواستــــــی

برفتی ود یدی وکردی ســــلا م          فراوا نش   دادی درود وخــــــــــرام

وقتی که همه بزرگان درحضور کاوس شاه درپارس به احترام کیخسرو انجمن گشتند،

چوکاوس برتخت زرین نشسـت          گرفت آن زمان دسـت خسروبدسـت

بیاورد وبنشاند برجا ی خویـش          زگنجورتاج کیان خواسـت پیــــــــش

ببوســید وبنهاد برسرش تــاج            بکرسی شدازنامورتخــت عــــــــــاج

زگنجش زبـرجد نثارآوریــــــد                        بسـی گـــــــــوهرشاهـــوا رآ وریــد

زپــــهلوبرفتند آ زادگــــــــا ن                        سـپهبد سران وگرانــــــــــما یگـــان

بشاهی بـروآفرین خواندنـــــــد                       هــمه زروگوهـــــربـــرافشـــــاند ند

سپهدارکـــــــــیخسروومهتران                        نشســـــتند وخــــواندند رامشگــران

چوکاوس کی خورد چندی نبید                        بـــــــــــیاوردمــــــــرگنجها راکلید

به پـــیش جهانجوی خسرونهاد                       هــــــــــمان هرزمان هد یه نو نهاد

ابتدای پادشاهیش،سراسرایران رابازد ید نمود ومشاهده کرد که براثرلشکرکشیهای افراسیاب،مردم ساکن شهرهای ایران بسیارخسارات مالی وجانی متحمل شدند.ازآبادانی شهرهاخبری نبود اوراازمشاهده این صحنه هابسیارگران آمد .وهمه جاراکمک مالی می نمود ازاینجا بود که به دنبال تلافی برخاست تا ازیک طرف خرابیهای جنگ وازطرف دیگربه کین خونخواهی پدر،ازافراسیاب انتقام بگیرد.برای نیل به این هدف،لشکرهابیاراست وهمه رانصیحتها نمود وافرادی همچون اشکش ولهراسب ورستم پهلوان وگودرزبینادل وطوس زرینه کفش حامل درفش کاویانی وسایر بخردان وزبان آوران وسیاستمداران رانیزدرانجام این کار بزرگ دعوت نمود.

فرستا د گان خواست ازانجمن                   زبان آوروبخرد ورای زن

به تمام حاضرین درانجمن گفت نبایدخواب به چشمان شا آید،تابلکه کارافرسیاب راتمام کنیم.همه گردان کشورها دراین اجتماع جنگی حضور پیداکرد ند،زمین مثل دریا به خروش آمد.سی هزارشمشیرزن برای نبرد باتورانیان انتخاب کرد چنان آماده نبرد شدند که دست ازجان شستند  .منوشان خوزان پادشاه خوزان وگوران شه لشکرفروز وآرش رزم زن وشاه کرمان وصیاع فرزانه شاه یمن وایرج پیلتن شاه کابل وکلیه افرادی که ازتخم وترکه کیقباد ورزم آوروبااصل ونژاد بودند،افرادی مثل شماخ سوری پادشاه سوریان وگیوه رزم زن شاه شهرداورکه ازنسل زرسپ ونگهدارنده آذرگشسب بود،بیژن پسرگیو ورهام گرد،گرگین میلاد،وگردان ری ازدیگرحاضران این قشون ظفرنمون بودند.جبهه چپ سپاه رارستم وراست رانیزتمام فامیل وبستگان دستان فرماندهی کرده وسپاه آرایش جنگی بخود گرفته بود.کیخسرو دراین لشکرکشی،یک سپاه رابه گودرزسپرد که درمیان آنان هجیر وشیدوش وفرهاد وبزرگان بردع واردبیل به چشم می خورد.سپاهی ازناوک اندازان وسپاهی ازنیزه

وران وسپاهی ازگردان بغدادی به فرماندهی زنگه شاوران سپاهی ازگردان بلخ،شامل کمان اندازان وپیادگان با سپرهای گیلی وصف دیگرازنیزه داران وسپروران وتیراندازان

جوشن گذارونیروهای سواره نظام باتیرهای خد نگ وسپاهی ازخاورکه دارای سپر ودرع وکلاه رومی بودند.یک سپاه سی هزار نفری به فرماندهی فریبرز که درمیان آنان شاه تخوارستان ونیروهایش و گردان بغدادی وکرخ دیده می شد. قشونی به فرماندهی زهیروسپاه

روم وبربرستان که  سواره وپیاده سی هزارنفربودند.لشکرخراسان به فرماندهی منوچهرآرش وگردخان که ازنسل کیقباد  ونام اصلی اوپیروزشاه بود،شاه غرچگان با نیروهایش به منوچهرملحق شد.بزرگان کوه قاف نیز خود رارساندند،سپاهی هم از نژادفریدون وجم که د لی پرخون ازتخمه زادشم(افراسیاب)داشتند،به قشون کیخسروپیوستند گیوقسمتی راخود اداره می کرد وقسمت د یگررا به افرادی همچون  بُرته وقارن رزم زن و

گستهم واند مان پسر طوس محول تا فرماندهی کنند.طلایه درجلوحرکت ودیده بانها مرتب گزارش چگونگی کوه ودشت ودریا رااطلاع می دادند سپاه پیش روی خوبی داشت.

ازایشان کسی را نبــــــــد بیم ورنج                   همی راند با خویشتن شاه گنج

برین گونه چون شــاه لشکربساخت                    بگردون کــلاه کیی برفراخت

دل مرد بد ساز با نیکــــــــــــخوی                   جزازجنگ جستن نکرد آرزوی

ازآن سوی،شاه توران درسرزمین جاج برتخت نشسته با سپاهیان آماده ازخلَج وسرکشان وگردن کشان،وتمام سرافرازان وجنگاوران باآلات وادوات جنگی درمحل کروشان،آنها

آذوقه خود رانیزمصرف کردند ازتنگی معاش برگ درختان راهم ازگرسنگی خوردند.ونبود

مواد غذایی فشارمضا عفی برآنان وارد وآرزوی مرگ داشتند.تورانیان درکروشان موضع گرفتند افراسیاب خود درکندزکه فریدون آن راآبادساخت،خیمه وخرگاه برپا ساخت تمام فامیل او درکنارش بودند. برادروچند پسرش ودیگراقارب اوهم حضورداشتند.یک نفرنزد شاه توران آمدوازسختگیریها ی پیران وآذارواذ یتشان ازسوی قشون ایران شکوا ییه نمود.اونارا

حت وازتخت پایین آمد وافراد نامحرم راازمحل به بیرون هدایت کردوباخاصه گان به  مذاکره پرداخت.وبسیارگریست بطوریکه افراد بزرگ درسپاه نماند ند وتا پای جان باشاه اعلام وفا داری کردند،به اوگفتند که تاکنون کسانی مانند رویین وپیران وشیده ازمادرزاده نشد.افراسیاب خوشحال ودینار وگنج به آنان هدیه کرد،وتعداد سی هزارنفرنیروبه سمت بلخ وبامی گسیل کرد درست درجبهه ای که فرماندهی قشون خسرو دردست گستهم نوذر بود.سی هزارنفردیگرراهم روانه جبهه جیحون ونیمی راهم به پسربزرگش قراخان سپردتاپدررادربخاراپشتیبانی نماید.سپاه راازبیکند تاجیحون پراکنده ساخت .مدت یک هفته ازرودخانه گذشتند محلهای استقرار سپاه رادستورداد که کاملا”حفظ شود وقلب قشون وجناحین نیز محکم شود،دید با نان رافعال کردند.قسمت دیگرسپاه رابه پسرش پشنگ معروف به شیده سپرد وقسمتی راهم به جهن داد تا شیده راپشتبانی نماید،کهیلا وایلای گرد  نبیره های شاه توران ،هرکدام عهده دارقسمتی ازسپاه بودند.بخش دیگرنیروها به پسرد یگرشاه که گوگرد گیرنامداشت،وافرادی چون دمور وجرنجاش درمعیتش بودند.سپاهی به پشنگ،سپاهی به اغریرث،سپاهی پیل سوار به گرسیوزسپرد تاایرانیان راشکست دهند.د یده بانان خسروخبردادند که نیروهای افراسیا ب عبوروبه این سوی آب آمدند،کیخسروفرماندهان راانجمن کرد،وگستهم نوذررابه پایداری جبهه بلخ تشویق کرد،واشکش رابه حفاظت از منطقه زم،تاسپاه ایران گزند نبیند.سپاه راحرکت دادند،به محلی وارد که سمت چپ دهستان وسمت راست رودخانه ومقابل آنان نیروهای توران بود.شبانه کانالی حفروآب رادرآن هدایت تاجلونیروهای توران گرفته شود،این تد بیردوشبانه روزنیروهاراسد نمود،وازدوطرف جنگی آغازنشد.روزچهارم پشنگ نزد پد رآمد وگفت درروی زمین هیچکس دارای عظمت وفروشکوه تونیست هرکس نامت رابشنود،اگرکوه آهن هم باشد،ذوب گردد:

اگربشنود نام افراسیاب                           شود کوه آهن چودریای آب

تواشتباه کردی که پسرسیاوش راپرورش دادی واورانکشتی،غیرازاوهیچ کس نمی تواند باتو

بجنگد.بدخواهت همان کیخسرو است،اورامواظبت نمودی ناگهان مثل مرغ به ایران پرید.

باهمه خوبیهای پیران درحق وی،سرانجام اورانیزکشت،حال هم فقط قصد کشتن تورادارد.

تاج وتخت وسرزمین و…..هم نیاز ندارد،اجازه بده تابالشکرم اورانابودسازم ازخندق آب

هم باکی ندارم،افراسیاب گفت:شتاب نکن.حرفت نیزراست است اماپیران درراستی هیچ چیز

کم نداشت.پشنگ همچنان اصرار می ورزید،که پدررخصتش دهد تا به جنگ خسروآید چون

شهریارجوانی است(کیخسرو)ودرنبردباپشنگ نمی تواند ازچنگش  خودرا رها سازد،علاوه بر  برخسرو،نیروهای ایران راهم تارومار کندوکارشان رایکسره نماید.پیش خود می گفت: هرکس به جنگم آید،نابودش خواهم ساخت.شاه توران هم می گفت اگر به جنگ من بیاید،هردوسپاه راحت خواهند شد(هم پد ر وهم پسرغره بودند که حریف پسر سیاوشند)

شیده به شاه توران گفت:تو پنج پسر داری نباید منتظرباشیم تاتودستوردهی،هیچ کس این شیوه راقبول ندارد.شاه به شیده دستوردادبرویکنفردانا رابخواه وپیام مرا  ازطریق او به

کیخسروبرسان،وبه خسرو بگوید که سیاوش بیگناه کشته نشد،آموزگارانش خوب نبودند(کاوس شاه وکودرز. افراسیاب می خواست نا توانی خود رادرجنگ باخسرو با

طرفند جدید ،خنث‍ی تا بلکه نجات یابد)توبایدکینه خون پدرت راازکاوس وگودرز بگیری.

آنان لشکربرسرمن فرستادند،اکنون هم لشکرم به تعداد ریگهای بیابانند وترسی هم ازتو ندارم

اگر به حرفم گوش کنی ودنباله رو راه سیاوش نباشی،وآرامش برقرارشود،گنج ودارایی،

اسب،سلیح وآنچه ازنیا یم زادشم به من میراث رسیده،حتی زمین ،به تومی بخشم وخود و

پسرانم درخدمتت خواهیم بود.چون دوکشورایران وتوران وسپاهیان آرامش پیداکرده لذااگرکمرهمت ببندی،پشنگ به نزدت آید،اگرهم جنگ راپیشه کنی،اونیز درنگ نمی کند.من

اکنون پیرشده ام اماپسرانم جوانند،اگرقبول نکنی،باید ببینیم که سپهرگردان چه تقد یری مقرر

خواهد کرد واگربنای جنگ باشد،زمین ودریارا مثل خون می کنم.لذا برای سفارت،چهارمرد

انتخاب وروانه درگاه کیخسرونمود.طلایه سپاه ایران باآنان درگیرشد ،شیده به آنجارسید وخود رامعرفی کرد وگفت من ازطرف پدرمادرکیخسرو(افراسیاب)آمدیم وازطرف شاه توران پیامی براِی کیخسرو داریم.یک نفرازایرانیها نزد کیخسرو رفت واظهارداشت فردی

روشن ضمیربنام شیده وارد وپیامی دارد،کیخسرو به گریه افتاد وگفت که شیده خال من است.قارن کاویان رافرستاد تاپیام شیده رااززبانش بشنود شیده پیام راابلاغ کرد قارن هم گوش داد،سپس نزد خسروآمد وهمه مطالب رابیان داشت.کیخسروازشنیدن پیام نیا،بخند ید

ومتوجه شد که افراسیاب ازعبوردادن نیروهای خوداز رودخانه،پشیمان گردید.خسروگفت شاه توران باگفتاروکردارواعمال گذشته وما هم دلی پرزخون،چاره ای جزجنگ نیست وباید باافراسیاب روبروشوم .عده ای ازایرانیان کیخسرو رانصیحت کرده وگفتند درجنگ شتاب نکن،اگرشیده کشته شود،یکنفراست اما اگر توکشته شوی،ازتخم کیان هستی،وفرد دیگری از

کیان وجودندارد که شاه بشود.افراسیاب پیرشد اماباتجربه،اوقصدداردتورابانیرنگ نابودسازد

همه ایرانیان به خسروگفتند که اوگنج وسرزمین به تو می دهد که جنگ نکنی وشاد به ایران برگردی فقط رستم این پیشنهاد رانپذ یرفت.چون ازکشته شدن سیاوش به دست شاه توران، کینه دردل داشت وگفت اگر این کارازما سربزند،چه جوابی برای کاوس شاه داریم؟اگرهم افراسیاب زنده بماند،دنیاراخراب کند .مگرقضیه ایرج نیکبخت که از تورانیان برسرش رفت فراموشتان شد؟لذاتمام ایرانیان کمر همت بسته تاتلافی نمایند.افراسیاب شیده رافریب داده وگرنه شاه توران توان جنگیدن راندارد وازراه  بدخویی وکژی می خواهد پیش برود اما

کار کج هم سامان نمی پذیرد.کیخسرو گفت همانطوریکه دل کاوس شاه ازکشتن سیاوش بریان شد،بایدشیده کشته شود تاداغش روی جگرپدرش بماند قارن رااحضارنمود وگفت

صحبت زیاد بطول انجامید،وفرصت هم رفت ونبایددرنگ کنیم من هیچ چیزی نیازندارم که شاه توران کمکم نماید آدم بایدبه پشتگرمی خداوند زند ه بماندوشاد ان شود

کراپشت گرمی بیزدان بود                همیشه دل وبخت خندان بود

پشنگ بدون سپاه ودارونداربه جنگ من آمد،به شیده  بگویید که د مار ازهمه شما درخواهم آورد.

بیامد د ما ن قارن ازنزد شاه               بنزد یکـــــی آن درفــش سیاه

سخن هرچه بشنید با اوبگفت               نمــاند ایچ نیک وبد اندرنهفت

بشد شیده نزدیـــک افراسیاب               دلش چون برآتش نهاده کباب

افراسیاب ازشنیدن پاسخ کیخسروتوسط شیده بسیار ترسید وبه پسرگفت:چون خواب بدی دیده

،تادوروزآینده به جنگ مبادرت ننماید.پشنگ باغرورسوارشد ونزد پدرآمد واطلاع دادقصد رفتن به جنگ خسروکرده.ماجرا به خسرواطلاع داده شد،اوهم خندان مهیای نبرد گردید

همه ایرانیان نگران شدند کیخسرودستورداد،که هیچکس ازجای نجنبد وهمه گوش به فرمان

رهام باشید ضمنا”جناحین سپاه رامواظبت کنید.

نباید که جوید کسی جنگ وجوش               برهام گودرز دارید گوش

وازمشاهده ای